تبليغاتX
دبستان پسرانه ی 17 شهریور مریوان

دبستان پسرانه ی 17 شهریور مریوان

آموزش ابتدایی با رویکردی نوین و انعکاس فعالیت های آموزشگاهی

وبلاگی سرشار از تجربیات نویسنده و دهها مقالات ارزنده ی تربیتی

برای دسترسی به وبلاگ ویژه ی آموزش خانواده

حاصل تجربیات

و

گردآوری دهها مقاله ی ارزنده ی تربیتی

 بر روی عنوان آموزش خانواده کلیک فرمایید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 21:1  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

دانش آموزان آموزشگاه 17 شهریور همه عیدی گرفتند

کم نیستند عزیزانی که با لطفشان ، اعتمادشان  و ایمانشان برای شاد کردن و اقدام خداپسندانه از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند. کم نیستند خیرینی که با  شوق و اشتیاق در چشمان کودکان با پوشش تازه به استقبال بهار و سال نو رفتن را نیک حس کرده اند. کم نیستند مردان خدایی که در راه خدمت به کودکان ، آنهم کسب علم وادب از وجود خود مایه می گذارند. ما هم به شوق آمدیم از تلاش خیرین عزیزی که در استقبال از سال نو ما را یاری دادند تا با عیدی سال نو کودکان را شادمانه روانه ی منزل نمائیم . در اینجا لازم است صمیمانه از خیر دلسوزی که در این راستا ما را مورد لطف قرار دادند از ته دل و باور صاف کودکانه  نهایت تشکر و قدردانی را ابراز نمائیم . باشد این گامها پنجره ی افق و روشنی باشد برای دنیا و قیامت این عزیز.

تصاویر از استقبال سال نو بچه های دبستان 17 شهریور از نگاه دوربین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 18:26  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

صفحه ی اول

برآن شدیم  وبلاک دبستانی را ، برای دبستانی ها و اولیاء  و همکاران معزز از هرکوی وبرزنی فراهم  آوریم تا با این پل ارتباطی  بهانه ای برای باهم بودن و باهم فکر کردن داشته باشیم.

هر روز  در این قسمت منتظر مطالب تازه و به روزباشید.

(برای دسترسی به تشریح مطالب روی عنوان ها کلیک بفرمائید.)

---------------------------------------------------

--------------------------

------

  سیاست سالانه و تقویم اجرایی آموزشگاه (88-87)

 نمایی از سالن آموزشگاه قبل از تغییر وتحول مدیریت جدید

   تمیر و زیبا سازی سالن وکلاس های آموزشگاه و...

  بکارگیری تخصص اولیاء در تعمیرات

برگزاری جشن شکوفه ها

 برگزاری مراسم بازگشایی مدرسه

   ماه مهر ُ ماه شادی

    برگزاری جشن عاطفه ها

 برگزاری جشن قرآنی پایه اولی ها

ا   شرکت در راهپیمایی روز

   بازدید از نمایشگاه پلیس

  برگزاری اولین مجمع عمومی اولیاء ومربیان

   برگزاری انتخابات اعضای انجمن اولیاء ومربیان

    برگزاری پر شور انتخابات شورای دانش آموزی

  اولین مرحله ی آزمون علمی مرآت نیکو برگزار شد.

  جلسه ی شورای معلمان در آبانماه هدفمند برگزار گردید.

13  آبانماه روز دانش آموز گرامی داشته شد.

  گزارش تصویری از عملکرد هفته ی تربیت بدنی

  دانش آموزان با کتاب ونشریات در هفته ی کتاب دیدار تازه داشتند.

  زلزله ی (1+8) آموزشگاه تخریبی ما را لرزاند

     پخش کلیپ مانور زلزله ی (1+8) آموزشگاه

  View Full Size Image  برنامه هفتگي پيشنهادي درس فارسی پايه پنجم

   آزمون الکترونیکی فصل اول درس علوم پایه ی پنجم (ساختمان مواد)

     جلسه ی شورای معلمان در آذرماه 87 برگزار گردید.

     تولیدات دستی و نمایشگاه کوچک در هفته پژوهش

  آموزش احکام ونماز با امامت امام جماعت آموزشگاه برگزار گردید.

   روز جهانی خانواده گرامی داشته شد.

  جمعی از فرهنگیان مریوان بر اثر تصادف جاده ای به رحمت ایزدی پیوستند

  دانش آموزان ساعی ، تلاشگر و ممتاز آموزشگاه مورد تشویق قرار گرفتند.

   این بار نیز "شیوه ی ممنوعه" در کمین بچه های دبستانی

      معاون پرورشی آموزشگاه و شورای معلمان در بهمن ماه87

 سی امین طلوع فجر گرامی داشته شد.

چرا مدیران مدارس باید روانشناسی بدانند؟

 خلاقیت وچند نکته ی مهم

      آموزشگاه تخریبی ما در طرح " امروز به یاد دیروز" استانی

  تبادل نظر سرگروههای آموزشی با همکاران دلسوز آموزشگاه در فضایی صمیمی

   دانش آموزان آموزشگاه 17 شهریور همه عیدی گرفتند

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 14:15  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

تبادل نظر سرگروههای آموزشی با همکاران دلسوز ما در فضایی صمیمی

همکاران  خوش فکر سرگروههای آموزشی با حضور در آموزشگاه با همکاران همپایه ی خود به تبادل نظر و تجربه ی نوین پرداختند. این همنوایی پیشتر از طرف سرگروه پایه ی اول و امروز هم از طرف سرگروههای  پایه ی دوم ، سوم و چهارم در فضایی مملو از مهربانی و صمیمت در محل دفتر آموزشگاه برگزار شد و مدیریت واحد آموزشی با مثبت برشمردن حضور این عزیزان از استقبال همکاران خود هم نهایت تشکر را ابراز داشتند.

     جلسه از نگاه تصویر

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 13:49  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

آموزشگاه تخریبی ما در طرح "امروز به یاد دیروز"

 تخریبی بودن آموزشگاه و در نظر نگرفتن بودجه  و هزینه های تعمیرات جزئی و کلی ،  آههای در سینه  مانده ی و آرزوی داشتن آموزشگاهی با شکل و شمایل محیطی امن و سرشار از رنگ زندگی و  خلق نمودن اندرونی زیبا ، همه وهمه  طرح " امروز به یاد دیروز"  را برایمان فرصتی و غنیمتی والا جلوه داد.

این طرح در مدرسه ی مخروبه ی ما با قدمت بیش از ۵ دهه  فعالیت و کارخانه و دانشگاه انسان سازی در دو سطح  مجزا ، نخست  ایجاد موقعیتی که تمامی فارغ التحصیلان سنوات گذشته ی دور را که امروز از همین آموزشگاه الفبای زندگی و  وارستگی آموختند و امروز هم  با بینش  و معرفت  والا در امر خدمت رسانی و  زندگی  با نشاط و امیدوار  گام می نهند و جمع شدنی دوباره در کنار هم در همان فضای متروکه و تخریبی و رنگ و رو رفته اما  سربلند ، میزبان ومهمان دار  فرزندان دیروزش گردد تا با یادی از دیروز با چهره های متفاوت و نگاههای والا از دیروز و خاطرات عاطفی پاک  کودکانه و نوجوانانه بزمی فراهم گردد.

دوم اینکه کودکان و نوجوانان دیروز دهه های گذشته که فارغ التحصیل این مکتب واین فضای مملو از خاطرات شیرین ا را امروز به دور هم دعوت کنیم تا همتی والا در  تولد دوباره ی آموزشگاه فراهم گردد. تا دستان  پرنوا و پر از مهر و ارزش به یاری  فضا و مامن و تجهیز آموزشگاه دیروزشان گردد. تا  گلریزانی از طراوت و عشق ورزیدن به  چشمان پر فروغ کودکان از جنس بلور گردند.

به هیمن منظور در آموزشگاه  قدیمی که اکنون مدیریت آن را بنده بعهده دارم بعنوان آموزشگاه طرح " امروز به یاد دیروز " انتخاب و قرار است در اردیبهشت ماه  مراسمی با دعوت از تمامی فارغ التحصیلان این آموزشگاه در محل فعلی آموزشگاه به اجرا در بیاید . این  طرح در جلسه ی استانی به مرحله ی تشکیل کمیته ی اجرایی گذاشته شد و امید آنکه  دستاوردی به یادماندی در آن خلق گردد.

در روزهای آتی بیشتر از کم وکیف این طرح بیشتر خواهم پرداخت.

 جلسه استانی از نگاه تصویر

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 13:24  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

چرا مدیران مدارس باید روان شناسی بدانند ؟


- مدرسه مکانی است که در آن انسان سازی می شود .در چنین مکانی ، قرار است علم ، فرهنگ و تمدن تولید شود و در واقع زیر ساخت جامعه در مدرسه ها ریخته شود .
- همواره مبنا ، محور و اساس توسعه ، آموزش و پرورش  عنوان می شود که واحد اصلی آن را مدرسه تشکیل می دهد
- مدیر مدرسه ، مدیریت یا اداره ی کارخانه ی انسان سازی را بر عهده دارد .
- در مدرسه با انسان طرف هستیم و تمام موجودیت این انسان یعنی شخصیت ، عاطفه ، هوش ، عشق ، توانمندی ها ، فرصت ها و تهدید های او را می توان با یک واژه ی کلیدی به نام " ارتباط " سنجید . یعنی تمام موجودیت انسان در این " ارتباط " تعریف و بیان شدنی است .
- روان شناسی کاربرد قواعد در زندگی است .
- توسعه ی مناسبات انسانی ، صداقت و تقوای مدیر مدرسه را سوخت سیستم مدرسه می توان تلقی کرد .
- مدیر باید بکوشد به ابزار های حوزه ی ارتباط مسلح شود .
- روان شناسی در واقع فن تسلط بر ارتباط هاست .
- مدیر مدرسه به دو دلیل باید به این موضوع ( ارتباط ) توجه کند : اول این که با انسان سروکار دارد و مدرسه جایی است که در آن انسان سازی صورت می گیرد . و دوم این که تمام سرمایه گذاری انسان روی همین ارتباط است .
- آدم های موفق ، آنهایی هستند که در برقراری ارتباط با دیگران موفقند .به همین دلیل ، مدیر باید روان شناسی را حتی بیش از خواندن و دانستن عملی مورد توجه قرار دهد .
- یک مدیر خوب باید بتواند یک روان شناس خوب هم باشد .
• اساسی ترین کاربرد روان شناسی در " جو " مدرسه است . زیرا امروز بیش تر از مکان یادگیری ، به فضای یادگیری اهمیت داده می شود .
• مدیر با ایفای نقش خود ، می تواند در ایجاد فضایی  مناسب برای یاد دادن ، یاد گرفتن ، شکل دادن به شخصیت ها ، جریان پیدا کردن عواطف و در یک کلمه بالندگی آدم ها مؤثر باشد .
• مدیر با روان شناسی مناسب ، می تواند به معلم خسته از مشکلات و دغدغه های گوناگون ، از جمله دغدغه های مسکن ، ارتقای شغلی ، معیشت و گرفتاری های شخصی ، انرژی و قوت قلب بدهد و یک فضای نرم حل مساله برای مجموعه ی اعضای مدرسه ایجاد کند و آن ها را به یک کل که یک هدف را دنبال می کنند  تبدیل کند .
#    مدیران مدارس باید در زمینه ی روان شناسی تربیتی ، یعنی کاربرد روان شناسی در آموزشگاهها مطالعه کنند .
#     مدیر مدرسه باید بتواند فرایند حل میاله را تسهیل کند . ( دانش آموزی که درس نمی خواند ،از چه مشکلات عمده ای رنج می برد ) .
#     مدیرانی که خودشان بخواهند مساله ای را حل کنند ، راه حل آن را به دیگران نیز یاد می دهند .
#     در هنگام برخورد های احتمالی بین معلم و دانش آموز ، مدیر از چند قدم جلوتر یا چند قدم عقب تر مساله را دنبال می کند . گاهی اوقات ، حاشیه بیش تر از متن ، مؤ ثر واقع می شود .
$   دو منبع تقویت کننده ی ارتباطات وجود دارد : رسمی و غیر رسمی
$   مدیر خوب قبل از تسلط بر روابط رسمی ، باید بر روابط غیر رسمی تسلط یابد . * دانش آموزی که سر کلاس به خود اجازه می دهد رو در روی معلم بایستد ، از طرف سازمانی غیر رسمی که می تواند شبکه ای ارتباطی از دوستان او باشد ،
تقویت و تشویق می شود و معلمی هم که سر کلاس با دانش آموز خود درگیر می شود ، می تواند در شبکه ای غیر رسمی حضور داشته باشد . * گروهی که بر اثر ارتباطی غیر رسمی شکل گرفته و به تفکری خاص و برخوردی ویژه معتقد شده باشد ، ممکن است بدون هیچ عمدی ، با دانش آموزان نیز بر مبنای همان تفکر برخورد کند .
• مدیر خوب ، باید آبشخور این ارتباطات را بیابد و در ابتدای کار به حوزه ی این ارتباطات نا پیدا ، اما اثر گذار و غیر رسمی توجه کند و به حوزه های ارتباطات غیر رسمی و رسمی نزدیک شود .
• در واقع مدیران مدارس ، یک جامعه ی کوچک را مدیریت می کنند .
• مدیران در مدرسه باید برخوردی اقتضایی داشته باشند . یعنی در صورت نیاز ، به بعضی ها سخت بگیرند و مقررات را اعمال کنند و در برخورد باعده ای ، آزادی عمل بیشتری به آنها بدهند . برای مثال،  به بعضی ها پاداش دهند و به آن ها بیشتر توجه کنند و در باره ی برخی دیگر این گ.نه نباشند .
• مدیر باید به حوزه ی رفتاری در مدرسه ی خود اشراف داشته باشد .  
• مدیر باید بر حوزه ی مدیریت خود تسلط داشته باشد و ارتباطات را صحیح هدایت کند و بتواند مسایل را خوب درک کند . ( قبل از مداخله گوش دادن به موارد برای روشن شدن موضوع ، بسیار مهم است .)
• مدیر خوب به دنبال بالا بردن تاثیر عوامل یادگیری است . باید ابتدا مشکل و مسایل دانش آموزان را شناسایی کند و بداند ، هر دانش آموز به چه چیزهایی نیاز دارد .
• مدیران باید متوجه باشند که دانش آموزان نیازمند توصیه های روان شناسی نیستند ، بلکه خواهان برطرف کردن نیازهای روان شناختی خود هستند .
• باید دانست روان شناسی ، کاربرد قواعد در زندگی است و مدارا کردن و تحمل کردن را در عمل و در زندگی می آموزد .
• دانایی باید در مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه ها به توانایی تبدیل شده و سپس به مدرسه ها بیاید و به تجربه ی زیسته یک مدیر تبدیل شود . پس دانش روان شناسی ، به مفهوم دانش زیستن است .
• در مدرسه ها به دانش متوسط روان شناسی ، ولی توانایی فوق العاده در اجرا نیازمندیم. و عمل را جایگزین حرف کنیم .
• باید بتوانیم با اولیای هر دانش آموز ، مدیریت مشارکتی ایجاد کنیم . از پدر و مادر بچه ها در مدیریت مدرسه کمک بگیریم
• معمولا اولیای دانش آموز هنگامی که از بچه های خود دفاع می کنند ، در واقع از حیثیت و نظام خانوادگی خود دفاع می کنند و احساس ناامنی که از طرف مدرسه به آن ها تحمیل می شود ، در آن ها واکنش  ایجاد می کند .

@     متاسفانه مدیران ما چالش پذیر نیستند و تنها سعی می کنند ، امور را بی سرو صدا بگذرانند . این روش درستی نیست . مدیر باید چالش پذیر باشد و به استقبال خطرات برود . اما اگر تنها بخواهد از مجموعه اش صدایی بلند نشود ، و مدرسه  بی درد سر  اداره شود ، در واقع ضعف ها را پوشانده ، تهدید ها را خاموش کرده
فرصت ها را از دست داده ، به نقاط قوت دست پیدا نکرده و کاری را به شکوفایی نرسانده است .
@    مدیر باید فرصت ها را دریابد ، با تهدید ها به مقابله برخیزد ، ضعف ها را جبران کند ، و قوت ها را گسترش دهد . بعلاوه ، مسایل معلمان برای او مهم باشد و بتواند با ایجاد ارتقای حرفه ای و در نظر گرفتن پاداش ، به انگیزه ی آنان بیفزاید .
• اگر بخش اساسی مدرسه را کلاس درس در نظر بگیریم که یادگیری در آن به طور جدی اتفاق می افتد ، هرچه فضای آن آزادتر ، امن تر و غنی تر باشد ، یادگیری بهتر صورت خواهد گرفت .
• باید امکان یادگیری معلم از معلم نیز فراهم شود و فضای همکاری و بعضا رقابت را در میان معلمان ایجاد کرد
• باید بدانیم ؛ دوستی فقط تعریف کردن از یکدیگر نیست ، بلکه باید ضعف های یکدیگر را هم بشناسیم و به موقع به یکدیگر گوشزد کنیم .
                                          شش عامل ارزش آفرین و اثر گذار بر موفقیت مدیران :
.1 اختیار   2 . اعتماد به نفس 3  . تقسیم کار  4  . روابط انسانی دوستانه  5  . گذشته نگری               .6آینده نگری  
                                                 ****************
                       20  ویژگی مدیران به یاد ماندنی

1 ) اعتماد به نفس                                                                        16 ) پذیرش اشتباهات                                                        
2 )کنترل طرز بر خورد                                                                      17) صراحت لهجه
3 ) پافشاری                                                                                 18 ) مهربانی
4 ) مداومت در بهبود وضعیت                                                           19 ) کنجکاوی
5 ) داقت و پایبندی به اصول اخلاقی                                                 20 ) رقابت
6 ) اول اندیشه ، بعد گفتار
7 ) خلاقیت
8 ) فروتنی در انظار
9 ) سبک داشتن
10 ) شهامت
11) شوخ طبعی
12 ) کمی نقش بازی کردن
13 ) جزء نگری
14 ) خوب بودن در کار و نیل به رهبری
15 ) جنگیدن به خاطر کارکنان  

به قلم : محمود فتحی

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 21:8  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

خلاقیت و چند نکته ی مهم

خلاقيت
"به وجود آوردن ، توليد کردن و موجب شدن "1 را از معاني خلاقيت گفته اند . همچنين در معني خلاقه داريم "نيرويي که موجب خلق آثار بديع گردد."2 با توجه به اين معاني ، مي توان خلاقيت را نوعي توانايي دانست که به ايجاد چيزي منجر مي گردد . يکي از اهداف اساسي آموزش و پرورش را نيز تربيت انسانهاي خلاق دانسته اند و حتي جزو اولين اهداف دوره آموزش ابتدايي ، پرورش استعدادهاي ذهني کودکان و کمک به رشد خلاقيت آنها ذکر شده است .

در گذشته ، وجود قوه خلاقه را در افراد موهبت الهي مي دانستند و بر اين باور بودند که فرد خلاق از ابتدا داراي اين قدرت است و آموزش در اين مورد هيچ نقشي ايفا نخواهد کرد . اگر چنين باشد ، نظام تعليم و تربيت بايد در سطح جهان فقط تعداد معدودي هنرمند خلاق و ارزشمند و افراد با استعداد پرورش دهد .

اگر خلاقيت ذاتي باشد ، هوش هم بايد از ابتدا ثابت باشد . بنا بر اين ، اصلا آموزش و پرورش اصلا در اين مورد نقشي ندارد و هيچ چيز از طريق آموزش ياد گرفته نمي شود و نيز هيچ فرصتي براي شکوفا شدن استعدادهاي خلاق در دانش اموزان نداريم . " ولي بايد گفت امروزه ، چارچوب روان شناسي به ما اجازه مي دهد که بر اين عقيده باشيم که فرآيند خلاقيت ذاتي نيست ."3 همين فرآيند روان شناسي به ما اجازه مي دهد که بگوييم در اکثر افراد ، از کودکي قوه خلاقه وجود دارد و در طي سال هاي متمادي ، افراد ( بنا به هر دليل ) ياد مي گيرند که خلاق نباشند . در واقع ، آموزش دبستاني در مرحله ي اول و در مراحل بعدي والدين ، آموزش ديگر دوره ها و در نهايت جامعه از آنها مي خواهد اين گونه نباشند و مانند قبل فکر کنند و عمل کنند .



نقش معلم

بي ترديد در پرورش و ايجاد خلاقيت در دانش آموزان ، معلمان نقش اول را ايفا مي کنند و همه نيز مطمئنا از کلاس و درس علوم انتظار ايجاد يا پرورش قوه ي خلاقه را در دانش آموزان دارند . احتمالا هيچ کس به خلاقيت دانش آموز در ساختن جمله يا بيت شعري بديع يا نوشتن انشايي با استفاده از لغات تازه آموخته شده ، توجهي ندارد . حتي اگر دانش آموزي سعي کرد جواب سوال را مانند جواب معلم يا کتاب ندهد و از نيروي ذهني و خلاقه خود مدد گرفت و جوابي جديد و خلاقانه داد ، با پرخاش معلم مواجه مي شود که : جواب سوال را نخوانده اي و بلد نيستي .

در سطح کلان نيز دانش آموزاني به دانشگاه راه مي يابند يا از نظر مدرسه موفق تر هستند که درس خوان تر باشند و سوالات را هر چه بيشتر و دقيق تر حفظ کنند و کلمه به کلمه جواب دهند . در واقع ، ما از دانش آموزان خواسته ايم خلاق نباشند و آنها با فراغ بال جواب دقيق خود معلم را به او تحويل مي دهند .

"متخصصان تعليم و تربيت براي پرسش ها طبقه يندي هايي دارند ، مانند : پرسش هاي واگرا و هم گرا ، پرسش هاي مربوط به سطوح متفاوت يادگيري و پرسش هاي مربوط به تفکر انتقادي ."4 که در اين مقاله بيشتر به پرسش هاي همگرا و واگرا و نقش معلم در اين ارتباط مي پردازيم .

پرسش هاي همگرا را تفکر قالبي ، غير قابل انعطاف و از قبل تعيين شده مي دانند و جواب در پايان به يک نتيجه يا پاسخ مورد انتظار منجر مي گردد . پرسش هاي واگرا ، که معمولا اعمال هوشي را منعکس مي کنند ، با توجه به داده هاي حتي ضعيف دانش آموز به راحتي انديشه يا فکري جديد را در يک موقعيت خاص به وجود مي آورد .

طبيعي است که در صد بسيار زيادي از معلمان به همان تفکر قالبي مي انديشند ، زيرا کتاب هاي درسي و امتحانات پايان سال از آنها چنين خواسته است . اگرمعلم با اعتقاد کامل به پرسش هاي واگرا توجه کند و به خلاقيت هاي دانش آموزان اهميت بدهد ، ‌فراگيرندگان او بايد در پايان سال تحصيلي در امتحان کتبي همان درس شرکت نمايند و به سوالاتي که اکثرا يا تماما همگرا هستند ، جواب دهند . پش معلم خود را موظف مي داند که دانش آموز را وادار کند صرفا همان سوالات را حفظ کند و در يک فالب پاسخگو باشند .

در يکي از سال هاي تحصيلي درس علوم امتحان نهايي کلاس پنجم سوال شده بود :" ممکن است در کدام يک از سيارات منظومه شمسي موجود زنده باشد ؟ چرا ؟ جواب کليشه اي اين بود که ممکن است در مريخ موجود زنده باشد ، چون از ديگر سيارات به زمين شبيه تر است . در بررسي اعتراضات ، وقتي سوال دانش آموزي را بررسي مي کرديم ، به اين جواب رسيديم که : در هيچ سياره اي ممکن نيست موجود زنده باشد ، چون در هيچ سياره اي اکسيژن و جو وجود ندارد . و مصحح چون جواب را که ناشي از مطالعه ي دانش اموز و خلاقيت او بود ، موافق کليد نيافته  و نمره اي هم منظور نکرده  بود .

يکي از دروسي که دانش آموزان فرصت و امکان بروز خلقيت دارند ، درس و ساعت کاردستي است . دانش آموزان ما هنوز نمي توانند به راحتي وسيله اي را در دست بگيرند . بچه ها که از اول همه جيز را آماده و مهيا داشته اند ، حوصله پرداختن به کارهاي دستي را ندارند . آن قدر همه چيز براي آنها آماده است ، که ديگر نبايد از دانش آموزان خود انتظار داشته باشيم که بينديشند و چيزي ابداع کنند .



وظيفه ي اوليا

کودکان همواره در حال جستجو و کنجکاوي هستند . دائم سوال مي کنند که با نوعي پرحرفي همراه مي شود . از همه چيز هم سوال مي کنند و پاياني براي آنها متصور نيست . معمولا سوالات از مسائل مذهبي و خصوصا خدا شروع مي شود . خدا کجاست ؟ چقدر بزرگ است ؟ چرا مي گوئيد همه جا هست ؟ چرا ... ؟ تعداد محدودي از والدين هستند که اولا براي تمام سوالات جوابي در خور ذهن کودک دارند و ثانيا واقعا از آن همه سوال مستاصل نمي شوند .

کودک گرايش و ميل شديدي به خلاقيت دارد . براي او يک ماشين اسباب بازي بخريد ، کناره ي فرش ناگهان به خياباني تبديل مي شود ، تصادف مي کند ، زخمي مي شود و ممکن است لحظاتي هم لنگ لنگان راه برود . انواع بازيهاي ساختني را در اختيار او قرار دهيد تا ببينيد چه شکل هاي زيبا و و سايل بديعي مي سازد . ولي همان طور که گفته شد ، به سبب ماهيت آموزش رسمي ما ، و روش هاي رايج ، مدارس معمولا مانع کنجکاوي و خلاقيت هستند ، آموزگار چندين دانش آموز ، که به طور معمول کمتر از 30 نفر نيستند را در اختيار دارد . و بايد مطمئن شود که آنها درس را ياد گرفته اند . در کلاس آزمايش و گروه بندي لازم است که به دليل تعداد زياد دانش آموزان ، آنان فرصتي براي بروز خلاقيت ندارند . دانش آموز بايد تمام مطالب را بداند و امتحان دهد . وقتي آزمايش ها تمام شد ، وقت برگزاري امتحان است و ديگر وظيفه آموزش و مدرسه پايان يافته تلقي مي شود .

"تارنس پس از تحقيقات گسترده اي که در مورد خلاقيت کودکان به عمل آورد ، به نتيجه رسيد که منحني خلاقيت بسياري از کودکان در حدود 10 سالگي افت مي يابد و آنان هرگز خلاقيت دوره ي اوليه ي کودکي را باز نخواهند يافت ." 5

اين مسائل از جمله دلايلي است که بدون در نظر گرفتن نوع مدرسه ، کودکان به خانه و والديني نياز دارند که حس خلاقيت را در آنها زنده نگه دارند . تحقيق انجام شده در باره ي نقش والدين نشان مي دهد که " ناثير مادر ، در وضعيت حضور يا غيبت او ، به مراتب در ايجاد خلاقيت در اطفال بيشتر است ."6 والدين بايد به فرزندان خود اجازه دهند بدون اينکه دچار تمسخر شوند يا احساس حماقت کنند ، سوال و اشتباه کنند .

بانگاهي به بازيهاي کودکان ، توعي خلاقيت را در آنها مشاهده مي کنيم . مهمان بازي دخترها ، قدرت خلاقيت زياد مي خواهد که وسيله اي در بازي آنها به گونه اي ديگر تعبير شود و مورد استفاده قرار گيرد . پسرها در يک اتاق کوچک ، زمين فوتبال به وجود مي آورند ، دو سيب زميني ، دروازه مي شود .و مقداري کاموا توپ فوتبال و هيجانات بازي فوتبال و جرزدن ها شروع مي شود . لازم است ضمن توجه به بازي هاي کودکان به اسباب بازي هاي آنها هم توجه کنيم . از خصوصيات وسايل بازي کودکان "تحريک قوه ي خلاقه ي کودک است . "7 ولي اگر به آنچه در اسباب بازي فروشي ها عرضه مي شود ، دقت کنيم ، متاسفانه در اکثر موارد به محرک بودن اسباب بازي براي ايجاد قوه ي خلاقه توجه نمي شود .

براي آشنايي با مشاغل ، بازيهايي مانند دکتر کوچولو ، پرستار ، نجار و از همه بدتر پليس بازي تهيه کرده اند که تعدادي وسايل پلاستيکي آماده است . فروشندگان قصد سود جويي دارند ، ولي آيا والدين هم با خريد آنها مي خواهند حس کنجکاوي کودک را ارضا کنند يا مسائل زندگي را آموزش دهند ؟ اگر صرفا و با توجه به خواسته ي بچه خريد مي کنند ، هر قدر اسباب بازي گران تر باشد ، زيباتر جلوه مي کند و بهتر است . آنچه در اين ميان اهميت ندارد ، آموزش به کودک از طريق بازي و اسباب بازي است . متاسفانه اسباب يازي ها بيشتر تقويت کننده ي حس مصرف کنندگي هستند و از ديدگاه خلاقيت و ايجاد آن ، به آنها نگريسته نمي شود .

گفتني است که کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان ، قدم هاي موثري در تهيه اسباب بازي هاي گوناگون برداشته است ولي متاسفانه آن فراگيري لازم را بين خانواده ها ندارد و وزارت آموزش و پرورش ، گرچه کانون را جزو سازمان هاي تحت پوشش خود منظور مي دارد ولي امورتربيتي همين وزارت در جهت نزديکي به کانون براي استفاده ي دانش آموزان از حداقل امکانات آن ، فعاليتي ندارد . کتابخانه هاي کانون در شهرها راه و فعاليت خود را دارند و مخاطباني به خصوص را جذب مي کنند و مجموعه ي آموزش و پرورش آنها را مانند بيگانگان نگاه مي کنند .



امکانات ما براي ايجاد خلاقيت

امکانات ما تا چه اندازه است و آيا اصولا جواب گوي نياز فعلي جامعه ي جوان ما هست يا خير ؟ آيا مي توانيم با اين امکانات انتظار داشته باشيم که کودکاني خلاق تربيت کنيم ؟ امکانات براي ايجاد خلاقيت را در سه قسمت بررسي مي کنيم :

الف ) کتب درسي مدارس

کتب درسي و آموزشي ما به دلايل گوناگوني که از بحث اين مقاله خارج است ، به طور يکسان براي دانش آموزان کل کشور ارائه مي شود . دانش آموز شمال يا جنوب کشور ، باهوش و يا دير آموز از منبع يکساني براي آموزش بهره مي گيرند . حتي مدارس غير انتفاعي کاري فوق العاده تر از توضيح بيشتر همين کتب انجام نمي دهند . اين کتابها به گونه اي تنظيم شده اند که انگيزه ي کمي براي فعاليت به وجود مي آورند . همين که دستگاه تعليم و تربيت کتاب را بي کم و کاست به مغزدانش آموزان تحويل داد و او هم طوطي وار آن را حفظ کرد ، انتظار از کتاب درسي تمام مي شود . گرچه سعي شده که کتاب هاي علوم ابتدايي عوض شده و مقداري به خلاقيت هاي دانش آموزان توجه شود  ، تا هنگامي که با مشکل توزيع يکسان مواد آموزشي در کشور مواجه هستيم و تا آن هنگام که برنامه ريزان آموزشي براي کل دانش آموزان تحت پوشش با توجه به مقتضيات فرهنگي ، طبيعي ، اقتصادي و اجتماعي آنان کتاب درسي تهيه نکنند ، مشکل توزيع همسان وجود خواهد داشت .

شکي نيست که اگر بهترين کتاب هاي درسي را هم داشته باشيم ، باز هم بايد منابعي برا ي مطالعه ي بيشتر معلمين و دانش آموزان در اختيار آنان قرار دهيم . متاسفانه منابع اضافي براي مطالعه يا معرفي نمي شود و اگر هم فهرستي ارائه شود ، به مساله ي کمبود بودجه بر مي خوريم .

ب ) معلم و مسئولان آموزشي

ما از معلم ، دبير و حتي استاد دانشگاه انتظار داريم فرد خلاق تربيت کنند . در حالي که آنان ابتدا بايد علم کار يا حداقل علاقه اي به ايجاد قدرت خلاقيت در افراد داشته باشند . مي دانيم که هم علم و هم علاقه براي بروز به ابزار احتياج دارند . مسئولان آموزشي ما با آشنايي با فناوري ، مي توانند طريق ارتباط سريع و صحيح با دانش آموزان زا بياموزند بعد با استفاده از ابزار مناسب ، سعي کنند راه به دست آوردن اطلاعات صحيح و دقيق  را به دانش آموزان آموزش دهند تا آنها بتوانند به افق هاي بالاتري از علم دست يابند .

براي ايجاد تفکر علمي در کودکان ، بايد معلم خلاق داشته باشيم تا بتوانند از ابزارها و وسايل ، به طور صحيح استفاده کند . معلماني هستند که با کمترين ابزار سعي مي کنند بيشترين بهره ي آموزشي را برسانند . ولي به هر حال وسايلي هست که راه رسيدن به کار را تسهيل مي کند و وقت معلم را هدر نمي دهد و او مي تواند با استفاده از برخي وسايل به بعد بالاتري از آزمايش و علم همراه با دانش آموزان دست يابد .

گرچه معلمان در مشکلات اقتصادي غرق شده اند ، شکل و حرکت مسئولان به گونه اي است که به تعداد اندکي معلم و دبير خلاق ، توجه داده نمي شود . براي مثال ، در انتخاب بهترين معلمان و دبيراني که هر سال از طرف وزارت متبوع تعيين مي شوند ، تا چه اندازه به علم و عمل توجه نشان داده مي شود . بخشنامه ها انشاالله دقيق اجرا مي شوند ، ولي در اکثر موارد آنچه تعيين نمي شود ، افراد با صلاحيت علمي است .

بدون آموزش به مسئولان تعليم و تربيت ، نبايد انتظار داشت که آنها  به مسائل مربوط به خلاقيت دانش آموزان توجه نشان دهند . بايد راه رساندن دانش آموزان به تفکر خلاق را آموزش داد و تا همان حد هم انتظار داشت .

پ ) تجهيزات

براي آنکه بتوانيم در راهي که شروع کرده ايم يا مي خواهيم آغاز کنيم ، موفق باشيم ، به ابزار و وسايلي خاص نيازمنديم . گرچه در مناطق در مورد تشکيل کارگاه يا آزمايشگاه مرکزي براي دانش آموزان اقدام شده است ، متاسفانه اکثر افرادي که عهده دار کار عملي در اين مکان ها هستند يا تبحربه لازم را ندارند يا چون نمي توانستند در دبستان يا مدرسه راهنمايي آموزگار يا دبير خوبي باشند ، به اين سبب ، آنها را فرستاده اند که با دانش آموزان کار نداشته باشند !! از طرف ديگر ، دانش آموز حين کار در اين مکان ها بايد به شدت مراقب وسايل باشد ، چه حتي خسارت غيرعمدي به وسايل مستلزم جبران خسارت است و اين مورد هم دانش آموزان را نسبت به انجام دادن کار دلسرد مي کند .

وزارت ، با توزيع جعبه هاي علوم و رياضي در مدارس ، سعي کرده است آموزش را از سخنراني صرف معلمان تغيير دهد . از آنجا که اين جعبه ها از طريق شرکت تاسيس شده تهيه مي گردد به نظر مي رسد بيشتر سوددهي مورد نظر قرار گرفته است ، چون روز به روز از کيفيت وسايل کاسته مي شود و آنچه مورد نظر قرار نمي گيرد ، اين است که وجود همين جعبه ها ، از قوه ي ابتکار و خلاقيتي که حتما در آموزگاران است ، مي کاهند .

کتابخانه هايي در مدارس وجود دارد که از نظر بودجه و کتاب ، وضعيت مشخصي ندارند . در برخي از ادارات واحد کتابخانه و حتي فروشگاه کتاب وجود دارد . دفتر تجهيزات امور مدارس نيز خود را عهده دار وظايفي مي داند . مربيان تربيتي و مديران مدارس با حداقلي از تخصص مي کوشند کتابخانه مدارس را تجهيز و اداره کنند . ولي در اکثر مدارس محيط کتابخانه مناسب نيست ، جايي براي مطالعه وجود ندارد ، کتاب ها روي هم انباشته شده است و ... در نهايت ، دانش آموز جاي براي مراجعه جهت مطالعه ي اضافي در موردي دروس خود را ندارد .

مساله ي استفاده از مجلات علمي خود مشکلي ديگر است . مسئول فلان مدرسه از مجله اي خوشش نمي آيد دستور حذف آن را از کتابخانه مي دهد ! مديرکل بخشنامه دارد ، رئيس منطقه هم دستور مي دهد ! آيا عيبي دارد دانش اموزان از روزنامه و مجله اي که با نظارت ديگر وزارت ها چاپ و منتشر مي شود و مفيد نيز هست ، استفاده کنند و حتي براي بهره برداري صحيح و مناسب از آن تبليغ هم بکنيم ؟



نتيجه گيري

تا زماني که بودجه مساله ي اصلي آموزش و پرورش است ، حرف از ايجاد و پرورش خلاقيت ، کاري بيهوده است چرا که در هر برنامه ريزي ، در نهايت به اين مساله بر مي خوريم و اگر محل ايجاد خلاقيت را درسطوح بالاي تحصيلي بدانيم ، ظلم عظيمي در حق افردي که به دلايل متعدد از ادامه تحصيل محروم شده اند نيز روا داشته ايم .

مسئولان آموزشي و امکانات و تجهيزات ما ، به برنامه ريزي جهت ايجاد خلاقيت کمک نمي کنند ، درصد قبولي ملاک تصميم گيري هاست . همه ي کوشش افراد در اين جهت معطوف مي شود که دانش آموزان کلمه به کلمه کتاب را حفظ کنند و نقطه به نقطه تحويل دهند . اگر گاهي هم جرقه اي زده مي شود ناشي از برنامه ريزي افراد نيست . معلمان ، دبيران و والدين و رابطه ي آنها را با يکديگر بررسي کنيد ، متوجه مي شويد که هيچ کدام در اين زمينه نقشي ندارند . زيرا اگر به اين گونه بود ، سال به سال بايد افراد خلاق از منطقه اي خاص از نظر تعداد رشد داشته باشند . کتاب هاي درسي هم مطمئنا مشوق آنها به اين کار نيست و اگر هم افرادي طرحي داشتند به سختي توانسته اند آن را به نتيجه برسانند . چون بقيه آموزشها نسبت به مساله ي خلاقيت بي توجه بوده اند . معاونت آموزش متوسطه به اين موضوع توجه نشان داده است و جشنواره برگزار مي کند و آنها که مسئولان اصلي آموزش کودکان اند (آموزش ابتدايي و معلمان) به بوته ي فراموشي سپرده شده اند . اگر علم در کودکي را مانند نقش بر سنگ زايل ناشدني مي دانيم ، بايد ديدگاه و نظر خود را در مورد پرورش قواي خلاقه ي کودکان تغيير دهيم .



پشنهادها

1-وقتي سن ايجاد خلاقيت را قبل از ده سلگي دانستيم ، طبيعي است که راههاي پرورش آن را بايد در برنامه هاي آموزش ابتدايي جستجو کنيم . پس مرحله ي اول ، تغيير ديدگاه براي پرورش يا آموزش خلاقيت است .

2- محل شناسايي افراد خلاق و با استعداد فقط کلاسهاي علوم يا رياضي نيست . در ديگر دروس هم افراد  خلاق مي تواند وجود داشته باشند . گرچه هنوز  براي اينکه فرد خلاق شود بهره ي هوشي بالايي ثابت نشده است ولي داشتن حداقل بهره ي هوشي هم لازم است و اگر صرفا کار عملي و علمي را نشانه ي خلاق بودن فرد مي دانيم ، بهتر است ابتدا با برگزاري برنامه هايي که احتياج به کار دستي دارد ، براي شناسايي افراد اقدام کنيم . به نظر مي رسد اگر کودکي توانست وسيله اي با مقوا درست کند ، يا جمله اي جديد بنويسد ، رگه هايي از خلاقيت در او وجود دارد . در هر صورت با اجرا و برگزاري برنامه هاي مختلف و با استانداردي صحيح مي توان افراد خلاق را شناسايي کرد .

3- پس از شناسايي افراد خلاق ، مساله ي تحت پوشش قرار دادن آنها هم مهم است . اين تحت پوشش قرار دادن بايد شامل دادن امکانات اضافي براي مطالعه و کار عملي باشد ، نه اينکه آنها را در يک شبانه روزي جمع کنيم و دائما آنها را زير نظر داشته و به  محفوظات آنها دائم بيفزائيم . به هر حال فرد خلاق از خود نيز مي بايد حرکت و جوششي داشته باشد .

4- افرادي که در مراحل اول جزو دانش آموزان تحت پوشش قرار نمي گيرند ، نبايد فراموش شوند . با ايجاد اتاقهاي علمي ، که شامل آزمايشگاه هاي محدود ، اتاق جغرافيا ، رياضي و ... است ، هميشه افرادي را در حال تحقيق و علم آموزي خواهيم داشت . نبايد از شکستن يا خراب شدن ترسيد . چون اگر اين مورد حتي به ذهن راه يابد ، سرانجام کار به هيچ وجه موفقيت آميز نخواهد بود . انتظار نداريم مانند کشورهاي فرانسه و ژاپن باغ هاي علوم ايجاد کنيم ، ولي حداقل امکاناتي لازم است .

5- هر يک يا دو ماه يکبار ، افرادي را از چند منطقه از هر استان گرد آوريم و طي يک آموزش فشرده ، کارهاي گذشته را با آنها مرور کنيم و برنامه هاي جديد را به آنها ارائه دهيم . کتاب هاي علمي و ارزان قيمت در اختيار افراد قرار دهيم ، نتايج کارها را بررسي کنيم و دلگرمي لازم را براي ادامه ي کار به افراد بدهيم .

6- لازم است در اين مورد ، نظر موافق مديران کارخانجات و کارگاه هاي نزديک محل آموزش را جلب کنيم . ما بايد علايق افراد تحت پوشش را به دقت بشناسيم و گردش هاي علمي هدفداري براي انها تدارک ببينيم . شناسايي سنگ ها ،گل هاي بيابان ، نحوه ي آبگيري آنها و ... در يک گردش علمي قابل بررسي است .

7- پس از توضيح اهميت موضوع براي مسئولان ، بايد کار بازنگري کتاب هاي درسي شروع شود . مساله ي بعد ، آموزش معلمان و اهميت دادن به افراد خلاق در اين جمع است . تا زماني که انتظارات خود را براي معلمان و دبيران نگوئيم ، نبايد انتظار داشته باشيم آنان به مساله ي خلاقيت توجه نشان دهند .

8- قبل از هر کار بايد مساله ي بودجه را مشخص و حل کرد . مسئولان بايد بدانند که دريچه هاي تحقيق بايد براي دانش اموزان گشوده شود و بهره ي آن هم آني نيست که بلافاصله نتايج مادي آن مشخص شود . متاسفانه معضل اصلي آموزش و پرورش در کشورهايي مانند ايران ، نداشتن بازده اقتصادي مشهود از فعاليت هاي آموزشي فعلي است که باعث مي شود برنامه ريزان به هر حرکت و برنامه ي جديد آموزش و پرورش بي توجه باشند .

والسلام



ارجاعات :  

1-      عباس ، آريانپور ، فرهنگ کامل انگليسي فارسي (تهران : اميرکبير ، 1370)

2-      محمد ، معين ، فرهنگ فارسي ، (تهران : اميرکبير ، 1371)

3-      فرخنده ، مفيدي ،  آموزش و پرورش پيش دبستاني و دبستان ، ( تهران : پيام نور ، 1370)

4-      گروه علوم تجربي دفتر برنامه ريزي راهنماي ندريس علوم تجربي اول دبستان (تهران : وزارت آموزش و پرورش ، 1373)

5-      فرج ا... ، فرنوديان ، محتواي درسي و پرورش خلاقيت دانش آموزان ، رشد تکنولوژي آموزشي ، سال پنجم ، شماره 7 ص 12

6-      آدامز ، ميلر ، روانشناسي کودکان محروم از پدر ، ترجمه ي خسرو باقري ، محمد عطاران ،( تهران :
+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 21:5  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

نکاتي در مورد طراحي سئوالات امتحاني

ارزشيابي يك فرآيند است نه فرآورده و مي دانيم كه هر فرآيند ي زمان بر است كه امتحان هاي سنتي ومرسوم چنين ويژگي ندارند.

 - اصولي كه هنگام طرح سئوال بايستي به آن توجه شود:

الف) ملاكهاي فني :

1- سئوالات بايد از آسان به مشكل تنظيم شوند.

2- از انواع سئوالات استفاده شود . ( چند گزينه اي - جور كردني - كامل كردني-  درست يا نادرست - سئوال كوتاه پاسخ تشريحي با جدول مشخص )

3- سئوالات هم نوع پشت سرهم قرار گيرند .

4- هر سئوال يك هدف آموزشي را بدون تكرار بسنجد .

5- هر سئوال بطور مستقل فقط يك هدف آموزشي را بسنجد .

6- سئوال بايد با بارم مورد نظر تناسب داشته باشد .

7- در تدوين سئوالات بودجه بندي كتاب رعايت شود .

8- سئوالات بايد راهنماي پاسخ سئوال ديگر نباشند .

9- سئوالات بايد با عباراتي دقيق و گويا و به دور از ابهام طرح شوند.

10- براي سئوالات انشايي دامنه و حد در نظر گرفته شود .

11- از نظر علمي بايد سئوالات صحيح طرح شوند.

12- دقت درتوزيع بارم به قسمتهاي مختلف سئوال .

13- سئوالات داراي قوه تميز باشند.

14- سئوالات بايد داراي اعتبار و روايي باشند.

15- متن سئوال براي همه دانش آموزان يك مفهوم را القا كند.

16- متن سئوال با شكل و نموداروجدول ( در صورت استفاده ) مطابقت داشته باشند.

17- در صورت امكان توضيحات ضروري در متن سئوال آورده شود و داخل پرانتز درج نگردد .

18- با به كاربردن افعال صحيح انتظار خود را از دانش آموزان مشخص كند و درصورت لزوم واحدمقياس و ميزان دقت در پاسخگويي بازگو شود.

19- از به كاربردن كلمات منفي درجملات خودداري شود در صورت به كاربردن كلمات منفي زيرآن خط بكشيد.

20- از بكار بردن كلمات منفي درمنفي پرهيز شود. مثلاً ( نادرست نيست )

21- ملاك پاسخگويي مشخص گردد . ( شباهتها و تفاوتها )

22- سئوال طرح شده دربين مصححين با اختلاف نظر نباشد .

23- سئوالات كوتاه پاسخ با بلي يا خير با كلماتي مانند چرا چگونه تكميل شوند.

24- طول متن با پاسخ متناسب باشد بطوريكه متن سئوال خيلي  طولاني و پاسخ آن دو كلمه نباشد .

25- طرح سئوال چند مرحله اي فقط در مراحل زير بلا مانع است :

الف) در صورتي رسيدن تدريجي به يك هدف مطرح باشد .

ب) بخشهاي يك سئوال به يك هدف كلي مربوط باشند .

ج) در سئوالهاي چند مرحله اي همه مراحل يك جواب نداشته باشد .

د) پاسخ هر قسمت جدا از قسمت ديگري باشد .

ه) بندهاي مختلف يك سئوال چند مرحله اي با حروف الفبا مشخص باشد .

26- سئوالات مستقل از يكديگر طرح شوند تا جواب دادن به يك سئوال منوط به پاسخ دادن به سئوال هاي ديگر نباشد .

27-اگر سئوالي براي رسيدن به جواب صحيح چند راه حل داشته باشد براي هر راه حل بارم بندي جداگانه منظور شود.

28- در سئوالات چهار گزينه اي فقط يك جواب كاملاً درست باشد .

29- در سئوالات چهار گزينه اي تعداد جوابهاي درست براي بندهاي  (الف -  ب -  ج - د ) به يك نسبت در نظر گرفته شوند. مثلاً اگر 40 سئوال طرح گردد : ( 10 گزينه : الف )   ( 10 گزينه : ب)  ( 10 گزينه : ج)  ( 10 گزينه : د) درست باشد و دربين سئوالات پخش گردد .

30- در سئوالات نقطه چيني -  نقطه چين اول يا آخر جمله نباشد و سعي شود نقطه چين نكته بارز سئوال باشد.

31- سعي شود در سئوالات چهارگزينه اي براي پاسخ ها ، كلمه هيچكدام و يا همه موارد و موارد ( الف - ب ) ( الف- ج)

و يا ( ب - ج ) استفاده نشود .

32- اگر سئوالات براي يك منطقه يا استان يا كشور است توسط دو نفر طرح گردند در صورتي كه طراح يك نفر باشد مجدداً به فاصله يك روز سئوالات را مورد بررسي قرار دهيم .

33- جدول حيطه هدف براي سئوالات در نظر گرفته شود به صورت زير :

34- سئوالات در فيش هاي بصورت زير نوشته شوندسپس پاكنويس گردند:

 سئوال

 

مشخصات :

فصل :

حيطه :

ضريب دشواري :

بارم :

بارم

 

 

وقت :

انواع سئوال:

35- از سئوالات انتخابي پرهيز شود .

36- از سئوالهاي گمراه كننده پرهيز شود.

37- در سئوالات چهار گزينه اي ، گزينه هاي يك سئوال با هم تجانس داشته باشند.

ب) رعايت سطوح حيطه شناختي :

( دانش -  درك وفهم - كاربرد -  تجزيه وتحليل -  تركيب -  ارزشيابي )

تا حدودي درصدهاي طراحي سئوال به قرار زير باشد :

« دانش 15 درصد - درك وفهم 20 درصد - كاربرد 30 درصد - تجزيه وتحليل 15 درصد - تركيب 10 درصد - ارزشيابي 10 درصد »

ج) ملاكهاي مشخصات ظاهري سئوالات :

در سربرگ سئوالات امتحاني مشخصات زير ثبت شود :

1-     نام ونام خانوادگي - نام درس –  نام آموزشگاه -  نام استان – نام منطقه

2-    نوبت امتحاني – مدت امتحان –  تعداد صفحات سئوالات – شماره كارت – تاريخ امتحان

3-    درنظر گرفتن فضاي كافي و مناسب براي پاسخگويي به سئوالات .

4-    سئوالات بايد خوانا باشند از نظر كيفيت و تكثير .

5-    درج بارم سئوال درسمت چپ ورقه

6-    تطابق نمره سئوالات با نمره اختصاص يافته به عنوان مثال اگر امتحان 20 نمره اي است به همان اندازه 20 نمره نه كم ونه زياد در نظر گرفته شود.

د) ملاكهاي شيوه نگارش سئوالات :

1- محفوظ ماندن سئوالات از غلطهاي املايي

2- رعايت نقطه گذاري و علامت گذاري و رسم الخط صحيح .

3- از جملات كوتاه و روان استفاده شود.

4- رعايت نكات دستوري در تهيه و تنظيم سئوالات

منبع  :گروه ریاضی راهنمایی لرستان

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:59  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

عوامل مؤثر بر يادگيري دانش آموزان

ايجاد جوّ مناسب، صميمي و فضاي راحت در كلاس از مهمترين اركان يادگيري مي باشد كه اضطراب و نگراني يادگيرندگان را كاهش مي دهد. بايد به عقايد دانش آموزان احترام گذاشت.در تصميم گيريهاي خود از آنان نظر خواهي كنيم.اعتماد  كردن  به  يادگيرندگان  باعث  رشد  شخصيت  آنها  مي شود.ابراز نظر در كلاس توسط فراگيران شور و شوق به يادگيري ايجاد مي كند.بايد به گونه اي عمل كرد تا دانش آموزان سرشار از هيجان و شادي شوند زيرا در اين حالت سخت كوش ترند كه مي توان با استفاده از بيانات شورانگيز، عوامل شادي بخش مثل سرود،نمايش، بازي، سرگرمي، مسابقه و … اين جوّ را ايجاد كرد.توجه به علايق آنها نيز مهم مي باشد همچنين اگر نسبت به ما احساس رابطه نزديكي كنند. گوش دادن به مسائل و مشكلات يادگيرندگان و آشنايي با حالات رواني-عاطفي يادگيرنده در ايجاد فضاي بدون فشار در كلاس مؤثر است.خوش اخلاق بودن معلم، باعث ايجاد آرامش و جذب يادگيرنده به كلاس درس مي شود.با شور و علاقه درس دادن در جذب يادگيرنده به كلاس درس و محتواي آموزش مؤثر است. اگر معلم از تدريس خود لذت ببرد خواه ناخواه اين لذت به دانش آموزان نيز سرايت مي كند.معلم  نبايد  مشكلات  زندگي  خود  را  به  كلاس  بياورد  زيرا  در  تدريس  اثر  منفي  دارد.

تنوع در روش تدريس به ايجاد جاذبه درسي منجر  مي شود.اختصاص بخشي از وقت كلاس درس، به ويژه در انتهاي وقت كلاس به گفت و گو درباره روش تدريس و جوّ كلاس مي تواند در بهبود و افزايش كيفيت فرايند يادگيري-ياددهي مفيد باشد.ارائه  كنفرانس به وسيله فراگيران  داوطلب  باعث رشد فردي و اجتماعي و …  مي شود.سخت گيري  در اين  كه  دانش آموز  با تلاش  مطلب  را فرا گيرد  نه اينكه  بوسيله  معلم  سهل و آسان  دريافت كنديكي  ديگر  از اقدامات  لازم  مي باشد.ياددهي  شيوه  گزارش  نويسي  و تهيه  چكيده  مطالب  و فعاليت هاي كلاسي  در  اولين  جلسه هاي  آموزش  در امر يادگيري و انتقال  تجربه هاي  آموزشي  يادگيرندگان  به  مدرس  و ساير  اعضاي  گروه و كلاس  مؤثر  است.آوردن  دانش آموزان  ضعيف  پاي  تابلو  و همكاري  با آنها  در حل  مشكل  باعث  افزايش  اعتماد  به  نفس  آنها  مي شود.

 يكي ديگر از مواردي كه باعث بيدار شدن انگيزه يادگيري در فراگيران مي شود “سازماندهي كلاس” است به عنوان مثال:صندلي ها را در وضع مناسب قرار دهيم،آن را پاكيزه و مرتب كنيم،در نورپردازي آن دقيق باشيم و جايي براي نشان دادن خلاقيت ها در نظر بگيريم.همچنين  اگر  هنگام  تدريس  دانش آموزان  را در حين  آموزش  درگير  كنيم  كلاس  از حالت خشك  خارج  شده  وبا نشاط  مي شوند.اگر  بگوييم  فراموش  مي كنند،اگر  ياد  دهيم  بخاطر  مي سپارند و اگر  درگير  كنيم  ياد  مي گيرند.انجام  تمرينات زياد  سبب  تعميق  يادگيري  و بروز  خلاقيت هاي  آنان  مي شود.جلسات  و يا  ساعاتي  كه براي  تمرين  در نظر  گرفته  شده ،نبايد  زياد  طولاني  و خسته  كننده  باشد.به  عنوان  نمونه  تمريني  كه  در  دو  جلسه  سي دفيفه اي  و با فاصله  كافي  انجام  مي شود  نتيجه  بهتري  دارد  نسبت  به  تمريني  كه  يك  ساعت  طول بكشد.البته  با افزايش  سن،توانايي  دانش آموز در  انجام  تمرينات  طولاني تر،فزوني  مي يابد.نبايد  بيش از حد براي مهم  جلوه  دادن  درس ،براي  دانش آموزان  تكليف  معين  كرد.حجم  تكاليف  با نياز  واقعي  آنان  بايد  منطبق  باشد.

 

مطالب  درسي  بايد  به گونه اي  ارائه  شود  كه  مشكلات  يادگيرنده  را بر طرف كند.همچنين  بايد  معلم  بين  مطالب  جديد  و مطالب  جلسات  قبل  يك  ارتباط  منطقي  برقرار  كند.تهيه  چكيده  و دستمايه  اوليه  براي  آموزش  در قالب  جزوه اي  كه  نكات  اصلي  و منابع  را  در  برداشته  باشد،باعث  همسو  شدن  يادگيرندگان  با  معلم  در رسيدن  به  انتظارات  آموزشي  مي شود.

            امّا مهمترين مسئله ،يادگيري مشاركتي است كه تحقيقات گوناگون مؤيد اين مسأله است كه نسبت به ديگر يادگيريها نظير رقابتي و انفرادي پيشرفت تحصيلي بالاتري را بوجود آورده است.دانش آموزان در گروه هاي كوچك كه خود انتخاب مي كنند به كار گروهي مشغول مي شوند ولي در انجام دادن تكاليف عادي به تنهايي كار مي كنند،درباره موضوعي بحث مي كنند، بابارش مغزي با ايده ها وانديشه هاي تازه برخوردمي كنند واطلاعات را سازمان مي دهند.درواقع بايد فرهنگ “ كار گروهي ” را دربين فراگيران توسعه داد كه شامل جو اعتماد، نبود موانع كاركردي، انتظارات با توجه به شمار افراد گروه، تمايل براي كمك به همديگر و مشاركت يكسان است.و به قول جانسون از شعار“ما با هم شنا مي كنيم و يا با هم غرق مي شويم” پيروي كنيم.

            براي  انجام  فعاليت هاي  گروه  در  جهت  يادگيري  مشاركتي  موفقيت  آميز  اهداف،آموزش  و  جدول  زماني  مشخص  مورد  نياز  است.در  گروه  هر  عضو  نقش  و  وظايف  خاصي  دارد  مانند:ثبت كننده،گزارش كننده،ناظر،مشاهده گر،مسؤل  تجهيزات  و … .نقشها  بايد  در  گروه  مدام  تغيير  داده  شود،بطوري  كه  اعضاي  گروه  براي  عمل  در  نقشهاي  جديد  فرصت  يابند  و  براي  برآوردن  وظايف  ويژه  گروه  آماده  شوند.ابتدا  اعضاي  گروه هاي  گوناگون  كه  داراي  بخش  مشابه  هستند،گروه هاي  تخصصي  تشكيل  ميدهند  و با يكديگر  مطالعه  مي كنند.سپس،هرفرد به گروه  مورد  نظر  خود  برمي گردد و آن  بخش  را  هم  گروهي هاي  خود  آموزش  مي دهد.اين  بخش هاي  مجزا  نياز  است  كه  در  كنار  هم  قرار  داده  شوند تا دانش آموزاني  كه  به  همديگر  وابسته اند از  يكديگر  يادبگيرند.كليد  پروژه (كار گروهي)هنگامي  قفل  مسائل را باز مي كند  كه  كوشش هاي  جمعي  دانش آموزان  با  بهره گيري  از شيوه هاي  مشاركت جويانه  يادگيري،آگاهانه،و عمدي و از طريق  انجام  فعاليت هاي  عملي  مبتني  بر  همكاري  و تعاون  گروهي  شكل  گيرد.

طرح انجام تكليف در مدرسه و تأثير آن در كاهش اضطراب وپيشرفت تحصيلي دانش آموزان

اگر بلافاصله بعد از تدريس هر موضوع ،فراگير درگير با مسئله شود و روي آن شروع به بحث و گفت و گو بكند و مشكلات خود را همانجا حل نمايد يادگيري در بخش حافظه دراز مدت وي انجام خواهد گرفت و بندرت از ياد مي رود .بخصوص اگر اين كار همراه با عوامل شادي بخشي مثل اجراي مسابقه ، بازي ،سرود و … صورت بگيرد، دانش آموزان جدي تر كار مي كنند و بهتر ياد مي گيرند.درگير كردن دانش آموزان با مطالب درسي تدريس شده از طريق طرح چند سؤال و يا حل چند نمونه از تمرينات كتاب در عمق دادن به يادگيري و رشد مهارتهاي ارتباطي مؤثر است و باعث ايجاد رغبت به مطالعه و رفع نگراني از مطالب آموخته شده مي شود. ديدن اينكه هر يك از يادگيرندگان در كلاس درس به حل مسئله مشغول اند،در يادگيرنده ايجاد شور و اشتياق مي كند . فعال بودن دانش آموزان در انجام دادن تكليف، بيشتر از ارائه درس در عميق شدن يادگيري اثر دارد. انجام دادن چند نمونه تمرين بوسيله يادگيرندگان و بررسي جوابها و ارائه بازخورد لازم بوسيله معلم بر بهبود كيفيت آموزش و رشد خودانديشي در يادگيرنده اثر دارد و در رشد خلاقيت آنها كمك مي كند.همچنين كسل آور بودن آموزش را از بين مي برد. استفاده از اين طرح و اطمينان از اينكه يادگيرندگان مطالب آموزشي را يادگرفته اند، درارائه و يادگيري مطالب بعدي مؤثر است.

اجراي طرح پيوند (طرح شناسايي دانش آموزان تلاشگر ) و نحوه همكاري  با اين طرح

اگر معلم نسبت به هر فعاليت و اظهار نظر فراگير واكنشي مثبت حتي در حد يك لبخند يا گفتن كلمه اي تحسين برانگيز از خود نشان دهد، انگيزه دانش آموز را در امر يادگيري تحريك مي كند. تشويق كلامي و غير كلامي يادگيرنده به ايجاد علاقه به يادگيري و تثبيت آموخته هاي وي كمك مي كند. با تشويق ميزان اعتبار اظهار نظر آنها را روشن مي كنيم در عين حال از تقدير مبالغه آميز بايد پرهيز كرد. حال اگر اين تشويق و ترغيب در سطح مدرسه توسط مدير و معاونين صورت پذيرد بمراتب اثر بخشي بيشتري خواهد داشت.

            فعاليت هاي خارج ازكلاس(استفاده از وسايل كمك آموزشي ،نمايش فيلم آموزشي ، قرائت مجلات رشدنوجوان،كتاب ، داستان و )

        استفاده از وسايل كمك آموزشي باعث افزايش يادگيري يادگيرندگان مي شود. ايجاد ارتباط بين مطالب درسي و زندگي اجتماعي ، به عمق بخشيدن يادگيري و علاقه به تحصيل كمك مي كند . انجام دادن فعاليت هاي عملي حتي در كلاس كسل آوربودن آموزش را از بين مي برد. استفاده بهينه از فناوري آموزشي در جريان تدريس و يادگيري مي تواند به سبب فعال كردن حواس دانش آموزان ، امر آموزش را واقعي تر و عملي تر كند و موجب تسهيل يادگيري فراگيرندگان شود . در واقع حيطه كار معلم را وسيع تر كرده و او را از حالت صِرفِ انتقال دانش و معلومات خارج مي كند و به راهنماي جريان يادگيري مبدل مي سازد. در ارتباط با وسايل كمك آموزشي دبيران مربوطه مي توانند  با صرف وقت كمي و يا با كمك دانش آموزان اين وسايل را كه تهيه بعضي از انها ساده و ارزان است بسازند و در درس خود مورد استفاده قرار دهند. مي توان مسابقه هايي ترتيب داد و به بهترين ها جايزه اهدا كرد.

 ترتيب دادن بازديد و اردو سبب مي شود كه فراگيران به تجربه هاي واقعي دست يابند و صاحب مهارتهاي لازم براي زندگي شوند. با انجام فعاليت ها در آزمايشگاه به صورت زنده مي توانيم دانش آموزان را با يادگيري مشاركتي آشنا كنيم. فعاليت هاي مشاركتي تمايل به افزايش سطح تفكّر، مهارتهاي ارتباطي اساسي ، انگيزه هاي پيشرفت ، عزت نفس ، احترام متقابل ، آگاهي اجتماعي و تحمل تفاوتهاي فردي را در دانش آموزان رشد و گسترش مي دهد. همچنين باعث تفكّر خلاّق و انتقادي ، نگرش مثبت به موضوعات درسي ، تعامل گروهي و مهارتهاي اجتماعي مي شود .

      بايد علاقه به مطالعه و پژوهش علمي دانش آموزان در كانون توجه قرار گيرد. اصولاً رغبت به مطالعه و پژوهش امري متكي بر فعاليت هاي ذهني-تجربي افراد است. دانش آموز خود بايد مسائل علمي را مورد كند و كاو قرار داده و تجربه كند نه آن كه اين مسائل در قالب هاي نظري آماده ، در ذهن وي گنجانده شود . هدف تعليم و تربيت انباشتن ذهن از دانش نيست ، بلكه وسيله دستيابي به يافته هاي علمي به منظور خلاقيت و سازندگي است . تجربه نشان داده است كه دانشي كه از طريق مطالعه و تحقيق بدست مي آيد ، ثبات و پايداري آن در ذهن بيشتر است . بنابراين ارائه فهرستي از كتابهاي مرتبط با درس و تعيين وظيفه براي مطالعه آنها به عميق شدن يادگيري كمك    مي كند .يكي  از  مهمترين  ابزارهايي  كه  در  ساخت  يك  مجموعه  آموزشي  در  انتقال  دانش  موثر  است  استفاده  از  تصاوير  متحرك  است. تصاوير  گوناگون  و يا  فيلم  به  يادگيري  كمك  مي كند.اطلاعات را مي توان از طريق تصوير مناسب ، بسيار ساده تر از پيام شفاهي يا كتبي دريافت كرد به عبارتي ديگر «يك عكس مناسب گوياتر از هزار كلمه است».حال اگر اين تصاوير متحرك باشند (در قالب فيلم ، كارتون ، يا … ) اثرش به مراتب بيشتر و بهتر خواهد بود . بنابراين به نظر من اگر در هفته يك ساعت (در زمينه هاي مختلف ) به مطالعه در كتابخانه ، استفاده از آزمايشگاه ، ديدن فيلم، و يا خواندن مجلات و كتب غير درسي و … اختصاص داده شود ، فراگيران مطالب آموخته شده را مي توانند لمس كنند و بكار گيرند .

فهرست  منابع

1.     رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،آبان  ماه  سال  تحصيلي  82-81

2.رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،بهمن  ماه  سال  تحصيلي  82-81.

3.رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،اسفند  ماه  سال  تحصيلي  82-81.

4.رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،فروردين  ماه  سال  تحصيلي  82-81

5.رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،ارديبهشت  ماه  سال  تحصيلي  82-81

گرد آورنده  و  تنظيم كننده:   محبوبه  غفوريان   فدايي

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:58  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

مراحل اقدام پژوهي يا پژوهش در عمل و ويژگيهاي هر مرحله

پژوهش در عمل يا اقدام پژوهي در واقع نوعي از تحقيق مي باشد كه توسط خود فرد درگير در يك مسئله براي حل و يا كاهش مشكل انجام مي گيرد. در اقدام پژوهي موضوع هاي تحقيق همگي ملموس و عيني و مربوط به فعاليت هاي روز مره مي باشد و هدف آن بهسازي امور و اثر بخشي كردن آن است.

مراحل اقدام پژوهي مراحلي دوري يا حلزوني مي باشد و از اين رو آن را چرخه پژوهش نيز ناميده اند و با توجه به اينكه روشي منظم و هدفمند مي باشد لازم است براي آن مراحلي را در نظر گرفت كه به طور خلاصه به اين شرح است:

1-     مشخص كردن موضوع و عنوان پژوهش: نخستين گام در هر پژوهش تعيين موضوع مي باشد موضوعي كه انتخاب مي كنيد يا معمولاً مورد علاقه شما مي باشد،يا مربوط به مسئله اي است كه در حين كار براي شما پيش آمده است و مي خواهيد آن را بر طرف كنيد. با اين حال موضوع بايد داراي اين ويژگيها باشد: الف: مورد علاقه شما باشد ب: پژوهش پذير باشد ج: داراي اهميت باشد. د: در توان پژوهشگر باشد ه: منابع اطلاعاتي كافي در اختيار باشد.

2-      توصيف وضعيت موجود و تشخيص مسئله: مطلب بسيار مهم در خصوص پژوهش در عمل دربارة وضعيتي است كه در آن قرار داريم يعني «اينجا و اكنون»

پس از بررسي وضعيت موجود لازم است رخدادهاي عمدة آن را به صورت منطقي تنظيم نمائيد و گزارش بايد تلاش كنيد تا وضعيت مورد مطالعه به روشني توضيح داده شد و به طوري كه خواننده بتواند از وضعيت مورد نظر تصوير واقعي و بدون ابهام و پرسش به دست آورد.

3-     گردآوري اطلاعات (شواهد) نوع اول: براي اينكه تصوير روشني از وضع موجود داشته باشيم لازم است داده ها يا اطلاعات لازم را در اين باره جمع آوري كنيم و داده ها را طبقه بندي نمائيم و داده هاي ضروري را از غير ضروري جدا كنيم و در اين مرحله نيز هدف شما عملي و كاربردي است و نه صرفا نظري. گردآوري اطلاعات در اغلب موارد از چهار روش مصاحبه،مشاهده پرسشنامه و اسناد و ارقام حاصل مي شود. كه استفاده از نوع روش در اقدام پژوهي بستگي به موضوع و هدف پژوهش مورد نظر دارد و بهتر است تلاش كنيد كه براي كسب اطلاعات از روشهاي متعددي استفاده كنيد. هدف از گردآوري اطلاعات هم مشخص نمودن وضع موجود به كمك داده ها و شواهد و انتخاب يك راه موقت مي باشد.

4-      تجزيه تحليل و تفسير داده ها: پس از جمع آوري اطلاعات و شواهد بايد به كمك آن تصوير به ثبت روشن و گويايي از وضعيت موجود داده شد در تجزيه تحليل و تفسير داده ها مفاهيم زير را بايد مورد تجزيه تحليل قرار داد: مشكل اصلي ريشه هاي اصلي آن عوامل مربوط به ريشه و پيش زمينه ها،نتايج و عواقب منفي آن و نتايج مهم ديگر

5-     انتخاب راه جديد به صورت موقت: در اين مرحله بايد تلاش كرد به كمك اطلاعات تفسير شده نخست چند راه اوليه مناسب را در نظر بگيريد. و به راه حل هايي بينديشيد كه عملي باشد و آن راه را به طور عملي اجرا مي كنيد.

6-      اجراي طرح جديد و نظارت بر آن: پس از اين كه راه جديد كاملاً طراحي و آماده شد آن را به اجرا بگذاريد و در مرحله اجرا سه ركن اساسي مشاهده،انديشه و عمل را در نظر داشته باشيد.

7-     گردآوري اطلاعات و شواهد نوع دوم: براي اين كه دربارة عمل با تغيير جديد داوري كنيد نياز به شواهد داريد كه اين شواهد بايد مبتني بر اطلاعات منظم و منطقي باشد. پس لازم است بعد از اجراي طرح شواهدي را جمع آوري كنيد تا بدان وسيله بتوانيد ادعاي خود را اثبات نماييد .

8-      ارزشيابي تأثير اقدام جديد و تعيين اعتبار آن: بايد در اين مرحله داده هاي جمع آوري شده را حل مرحله سوم تفسير و تحليل نمود. و با پرسش هايي بگوئيد تا نتيجه اقدام جديد را به كمك شواهد منطقي ارزيابي نماييد اگر نتيجه مثبت باشد اين اقدام را به عنوان يك راه جديد ادامه دهيد و در غير اينصورت به راه حل هاي ديگر بينديشيد و راه ديگري را پيدا كنيد.

9-      تجديد نظر و دادن گزارش نهايي و اطلاع رساني: پس از اعتبار يابي و اعتبار بخشي كار خود اصلاحات لازم و نهايي را در عمل پيشنهادي انجام داده و به عنوان سندي عملي آن را آماده نماييد و بر اساس مراحل تحقيق تدوين و منظم نماييد و گزارش نماييد.

منبع : http://komitepajoheshi.blogfa.com/post-2.aspx
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:56  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

نکات ضروری در موفقیت سخنرانی

هنگامی که برای توضیح یک موضوع با اهمیت در جلسه‌ای آماده می‌شوید یا می‌خواهید گزارشی از فعالیتهای انجام شده در یک پروژه را ارائه کنید، کار دشواری در پیش رو دارید.

هنگامی که برای توضیح یک موضوع با اهمیت در جلسه ای آماده می‌شوید یا می خواهید گزارشی از فعالیتهای انجام شده در یک پروژه را ارائه کنید، کار دشواری در پیش رو دارید.
تصور کنید چشمان تیزبین کوچکترین حرکات شما را زیرنظر دارند و یکایک حضار گفته های شما را با دقت می‌شنوند و براساس این دیده‌ها و شنیده‌ها درمورد شما و مطالبی که ارائه می کنید قضاوت می‌کنند، ازسوی دیگر شما ملزم به اقناع آنها، دفاع از عملکردتان و یا حتی اثبات حقانیت خودتان هستید، در هر جایگاهی که قرار دارید فرقی نمی‌کند در هر صورت شما در موقعیت خطیری قرار گرفته اید. پس بکوشید پیشاپیش خود را آماده سازید و در این میان دو اصل بسیار مهم را فراموش نکنید، اول تسلط کامل به مطالبی که می خواهید ارائه دهید، دوم حفظ خونسردی و آرامش. بی تردید شما با رعایت این دو اصل و توجه به نکاتی که درپی خواهدآمد افزون بر ارائه مستدل موضوع سخنرانی، یک جلسه اقناعی را برگزار خواهید کرد.
از این رو، توصیه می شود برای نیل به این منظور پیشاپیش مخاطبان را شناسایی کنید، زیرا اگر شما از سطح علمی، فرهنگی و حتی شخصیتی مخاطبان آگاهی یابید، ارتباط بهتری با آنان برقرار می‌کنید و آنچه را که آنها دوست دارند یا می‌خواهند بشنوند ارائه خواهید ‌داد و این عمل یعنی اثرگذاری بهتر و بیشتر بر مخاطبین شما، پیش از آغاز سخنرانی یکبار آن را تمرین کنید و در حین سخنرانی رعایت برخی نکات مانند تبسم کردن را به خاطر بسپارید، زیرا چهره بانشاط شما توجه مخاطبین را بیشتر جلب می کند. نکته دیگر که باید بدان توجه کافی نمائید پیام شما است، زیرا سخنرانی شما باید یک پیام مشخص داشته باشد.
از همین رو، قبل از اینکه کار تهیه مطالب خود را شروع کنید، پیام کلیدی آن را مشخص کنید. درواقع پیام شما باید بتواند مخاطبان را به یک راه مشخص رهنمون و امکان ورود به راههای دیگر را منتفی سازد. در ضمن در صورت امکان توضیحات و استدلال خود را با ارائه تصاویر همراه سازید و برای هر تصویر توضیحات کوتاهی آماده کنید. هر تصویر (متن یا عکس) که نشان داده می شود، خلاصه ای از موضوع آن باید ارائه شود. این خلاصه می تواند شفاهی باشد یا به صورت زیرنویس ارائه شود. این باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جویی شود. برجسته سازی مطالب و مفاهیم ویژه نیز هنگام سخنرانی واجد اهمیت است. مطالبی را که توضیح آنها برای پذیرش مخاطب اهمیت بیشتری دارد مشخص کنید. کارشناسان فن بیان شیوه های گوناگونی برای اثر بخشی سخنرانی پیشنهاد می‌کنند. طرح «پرسش» و «راه حل برای آن» بهترین روش برای ارائه قدرتمند یک مطلب است. اول «مسئله» را بیان کنید بعد «راه‌حل» را ارائه دهید و آن را با یک مثال توضیح دهید. هنگام سخنرانی نباید فراموش کرد که تمام آنان که به سخنان شما گوش می دهند تیزهوش نیستند، پس بکوشید مطالب را بسیار ساده و روان ارائه کنید. توصیه می‌شود به طور متوسط در هر ساعت صحبت کردن ۳ الی ۴ نکته را شرح دهید. سخنرانی را باید محکم و مستدل آغاز کرد، زیرا یک شروع خوب، موفقیت سخنرانی را تضمین می کند. برای این منظور از روشهای مختلف استفاده کنید گاهی یک حکایت یا قصه یا یک خاطره و در بعضی مواقع پرداختن به اصل مطلب می‌تواند شروع خوبی باشد. استفاده از نمودار و چارت هنگام سخنرانی استدلال های شما را مستندتر می سازد. افزون بر این بسیاری از مخاطبان شما نمی‌توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزیه و تحلیل کنند. نمودار کمک می‌کند تا سریعتر به موضوع دست پیدا کنند و با شما همراه شوند. بسیاری از مخاطبان آخرین مطلبی را که شما می‌گویید به خاطر می سپارند، از این رو بکوشید آخرین مطلبی که می‌گویید همان نکته‌ای باشد که مـی خواهید مخاطبـان به آن بیشتر تـوجه کنند. بر نکات مهم تسلط داشته باشید.
اگر شما نکات مهم را بدانید راحت‌تر می توانید مخاطبان را قانع کنید و افزون بر این با آرامش و بدون استرس خواهید بود. در حین سخنرانی برای اجتناب از خستگی تنفس عمیق را فراموش نکنید، همچنین حتما از چشمانتان برای برقراری ارتباط با مخاطب استفاده کنید، زیرا با این کار مخاطبان احساس بهتری خواهند داشت، در این صورت شما می توانید تاثیر صحبتهایتان را ببینید و در نتیجه ادامه سخنرانی را تنظیم نمائید.
تجهیزات مناسب را آماده کنید. هر جلسه ای، نیازمند تمهیدات خاصی است. تجهیزات موردنیاز را بی کم و کاست از قبیل دستگاه نمایش، وایت‌برد، کامپیوتر و... آماده کنید. قبل از شروع جلسه سخنرانی تجهیزاتی را که قرار است استفاده نمائید یکبار آزمایش کنید، خرابی و یا عدم کارایی مناسب هرکدام از دستگاهها (حتی یک ماژیک وایت برد) می‌تواند تاثیر بسیار منفی بر ارائه مطالب شما داشته باشد. از آنجا که در حین سخنرانی شما مرکز توجه هستید هر حرکت شما تاثیر مستقیم بر مخاطب داشته و می تواند تاثیر بسزائی در مخاطب داشته باشد. به هنگام سخنرانی از حرکات مصنوعی بپرهیزید زیرا اقدامات تصنعی کاملا دیده می شوند، خودتان باشید و بگذارید زبان بدن شما طبیعی باشد. در ضمن موضوع سخنرانی را از روی نوشته نخوانید. خواندن مطلب از روی نوشته باعث می‌شود که ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد و دستانتان نیز از اثرگذاری باز می ماند. در صورتیکه در این مورد مشکل دارید می‌توانید از یادداشتهای روی چارت یا تصویر استفاده کنید. تاثیر سخنان شما زمانی آشکار می شود که مخاطبان را وادار به بحث کند.
برای این منظور از آنها سوال کنید و جواب بخواهید اما در این مورد اصرار نکنید، شما می‌توانید از سایر روشها نیز برای مشارکت بیشتر و همراهی آنها استفاده کنید. (نوشتن پای تخته، قرائت یک متن یا...) برای کارائی بیشتر سخنانتان از طنز استفاده کنید زیرا استفاده از طنز محیط را جذاب‌تر می‌کند. در حین سخنرانی خودتان را جای مخاطب فرض کنید. اگر شما به جای مخاطب نشسته بودید، چه تاثیری از سخنران می گرفتید، در ضمن اطمینان حاصل کنید گرمای اتاق، نور محیط، و... مناسب می باشد. در غایت بازخورد کارتان را بسنجید، برای این منظور شفاهی یا کتبی، در انتهای جلسه از پرسشنامه‌های ساده استفاده کنید تا بتوانید در آینده کارتان را بهبود بخشید. سرانجام در پایان سخنرانی با تاکید بر یک موضوع اساسی تاثیری قاطع بر مخاطبان بگذارید.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:55  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

يكصد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق

1-  به خداوند ايمان دارند  و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند .
2- داراي اهداف مشخص هستند .
3-   هميشه در پي فرصت هاي مناسب هستند .
4- داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند .
  - 5  در اثر بروز مشكلات متوقف نميشوند .
 - 6     با متخصص مشورت مينمايند .
 - 7   تسليم مشكلات نميشوند و سخت كوش هستند .
8    - در مقابل جواب نه ، تسليم نمي شوند .
 - 9    از غير ممكن حرف نمي زنند .
 - 10 مي دانند كه چه مي خواهند.
 - 11 حاكم بر سرنوشت خود هستند .
 - 12محدوديت هاي ذهنشان را ؛ معيار سنجش نميدانند .
 - 13 داراي اشتياق سوزان جهت رسيدن به هدف هستند .
 - 14  در پي  رسيدن به هدف خود ؛  راه بازگشتي را قرار نميدهند ؛ شايد راه را عوض كنند ولي هدف را هرگز .
 - 15  به رويا هاي خود جامه عمل ميپوشانند ؛ و اجازه بي احترامي را  نميدهند .
 - 16  به گفته هاي بيجاي  ؛ اين و آن آنچنان توجه نميكنند .
 -17 در لحظات بحراني ؛ بدنبال نقطه عطف موفقيت هستند .
 -18  ذهنشان در شرايط باور است .
 - 19خوب گوش ميدهند و راهكارهاي مناسب را پيدا ميكنند.
20   - عقيده دارند که « هرگز » زمان طولاني است .
 - 21معتقد هستند كه  با ايمان به خود ؛ هرشخصي از ذلت به قدرت ميرسد .
 - 22عوامل ناخوشايند را از ذهن خود دور نگهميدارند .
 - 23  از نيروي ديگران نيز استفاده ميكنند ؛ با شرايط  منصفانه .
 - 24  ديگران را تشويق ميكنند و مورد احترام و عشق و محبت  و تقدير و ياري  ؛ قرار ميدهند .
 - 25 از حسادت  و خود خواهي به دور هستند .
26 - از اظهار نظر خود ؛ ترسي ندارند .
27 - عاشق رشد و اوج هستند .
 - 28پيروز مي شوند چون باور دارند .
 - 29  اشخاصي با احساس و هيجاني هستند كه خوب خود را كنترل ميكنند .
 - 30 معتقد هستند در قبال هيچ ، نصيب هيچ است .
 - 31در ابتداي كار حساب ميكنند كه ؛ پاداش كار به تلاشش مي ارزد ؟.
32  - ريسك ميكنند و منتظر برنامه قطعي و 100% نيستند و زياد به استدلال اعتماد نميكنند و  معتقد هستند كه ذهن نيمه هشيارشان  ؛ نقشه را طراحي ميكند .
 - 33ارباب خويشتن هستند و مسلط بر خود .
 - 34معتقدند كه تمامي موفقان و قهرمانان جهان ؛ روزي شكست خورده بودند .
35 - ميدانند كه جواب سوالات خود را ؛ از كجا تهيه كنند .
 - 36ميتوانند يك گروه متخصص مورد نياز را دور هم جمع كنند .
 - 37موفقيت را يك عادت ميدانند .
38 - با كساني همكاري ميكنند كه با سختي ها كنار نميايند .
 - 39ذهن خود را ماهيچه ميدانند و مانند يك ورزشكار تمرين ميكنند تا قوي تر شوند .
 - 40با اراده راه هاي محال را پيدا ميكنند .
 - 41خواسته شان را با تمام و جود به خود و ديگران و خداوند  ميگويند.
 - 42 در مقابل انتقادها و سرزنش ها صبور هستند و هدفشان برايشان مهم است .
43   - در برابر شكستها ي موقتي ؛ ميگويند اين راه اشتباه بود و راه ديگر را امتحان ميكنند .
44 - معتقد هستند كه رهبر خوب ؛ قبلا پيرو خوبي بوده است .
 - 45  شجاعتشان موقتي نيست و ادامه دار است .
46  - خويشتن را به راحتي كنترل ميكنند .
47   - احساس انصاف و عدالت  در درون آنهاست .
48   - در تصميم گيري هاي خود ؛ قاطع هستند .
 - 49 داراي برنامه قبلي و عملي هستند .
50  - هميشه از ديگران فعال تر هستند .
51 - داراي شخصيت خوشايند و محترم هستند .
52   - نسبت به اطرافيان ؛ احساس همدلي و همدردي واقعي هستند .
 - 53 بر تمام جزئيات  امور خويش احاطه دارند .
 - 54 حتي مسئوليت اشتباهات و نواقص همكاران و پيروان خود را مي پذيرند و به گردن ديگري نمي اندازند و دنبال بهانه آوردن نيستند .
 - 55 براحتي اصول همكاري را رعايت ميكنند ؛ و رضايت همكاران و پيروان را بدست مي آورند .
56  - هميشه در پي آن هستند كه به ديگران خدمت كنند .
 - 57از رقابت نمي ترسند و از اينكه ديگري جايشان را بگيرند ؛ واهمه اي ندارند .
 - 58موفقيت و زحمات  پيروان  و همكاران را به پاي خود نمي نويسند و موفقيت را بين گروه تقسيم ميكنند .
59 - بسيار وفادار و صميمي  هستند .
60 - در دل همكاران و پيروان ؛ ترس و هراس نمي كارند .
61 - به سمت و عنوان ؛ جهت ايجاد احترام ؛ معتقد نيستند .
 - 62به وضع ظاهري خود ؛ اهميت مي دهند .
 - 63ادب را همچون ؛ خدمات ميدانند .
 - 64بهاي پيشرفت و ترقي را مي دهند .
 - 65خواسته هاي خويش را بدون خدشه وارد كردن به حقوق ديگران ؛ بر آورده ميكنند .
 - 66تنبل نيستند و كار امروز را به فردا موكول نمي كنند .
 - 67در انتظار رسيدن زمان مناسب نيستند ؛ زمان مناسب را مي سازند .
 - 68مشكلات آنها را خسته نميكند ؛ آنها مشكلات را خسته ميكنند .
 - 69در تصميم گيري ها ؛  سرعت عمل دارند و در اجراي آن ؛ تجديد نظر نميكنند .
 - 70به احتياط بيش از حد ؛ اهميت نمي دهند .
71 - چشمانشان را باز نگهداشته و نمي ترسند .
 - 72براي آينده هميشه پس انداز ميكنند .
 - 73توسط رفتار خوب باديگران ؛ رابطه خوب ميسازند و از اين فرصت ؛ بموقع استفاده ميكنند .
 - 74صادق هستند و از دروغ متنفر هستند .
 - 75همه نقاط ضعف و قدرت خود را ميدانند و هميشه در پي اصلاح و تقويت آن هستند .
 - 76براي اهداف خود زمان تعيين ميكنند .
77 - فرق خود باوري و خوستائي را ميدانند .
 - 78تعادل رفتاري خود را خوب حفظ ميكنند .( ظاهرشان نشان نميدهد كه دارا هستند و يا ندار(.
 - 79تفاوت حيا و نجابت  را با كمروئي ؛ خوب ميدانند .
 - 80اهل تكبر نيستند و ميدانند كه مثلا :  فروشنده اي كه متكبر باشد ؛ مشتري هاي خود را از دست ميدهد ویا........ .
 - 81ديگران را بزرگ ميكنند .
 - 82در برخورد اول اثر خوبي بر روي طرف مقابل ميگذارد .
 - 83كسي با انها ؛ احساس ناراحتي نمي كند .
 - 84 بخشنده هستند ؛  هم نسبت به خود و هم ديگران .
85  - از افراد منفي دوري ميكنند .
86 - تا حدودي شوخ طبع هستند .
 - 87 براي جدي بودن ؛ از اخم  استفاده نمي كنند .
- 88 در مقابل ضعيف تر از خود مغرور نيستند و در مقابل بالا دست خود ذليل نيستند و ادب را رعايت ميكنند  .
 - 89اكثرا ؛ افراد سختي كشيده  هستند و در ناز و نعمت نبوده اند .
 - 90خوب بلدند كه از خودشان دفاع  و مراقبت كنند .
 - 91از تنهائي حوصله اشان سر نميرود .
 - 92خنده رو هستند و قاطع .
93  - به انچه ميدانند ؛ جدا  عمل ميكنند .
 - 94 در باره ديگران كمتر حرف ميزنند و متقابلا در رابطه با طرحهاي بزرگ سخن ميگويند .
 - 95 سعي ميكنند كه دانش و اطلاعات  خود را به روز رسانند .
 - 96  وعده و قول بيخود به كسي نميدهند .
97  - علاوه بر برداشت ؛ مدام در حال كاشت هستند .
98  - در اموري كه به شخص ديگري مربوط است ؛ بيخود تصميم گيري  نميكنند .
99 - در ندانسته هايش ؛ براحتي ميگويد كه نميدانم و لازم بداند پس از آن تحقيق ميكند .
100  - بدنبال هدر نمودن وقت و وقت كشتن نيست و قدر زمان را خوب ميداند .

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:53  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

نارسا نویسی و شیوه های درمان آن

 

خطاهای متداول در نوشتن با دست 

1 – کج نویسی بیش از حد                       

علل:

   الف)بسیار نزدیک بودن بازو به بدن ب)بسیار سفت گرفتن شست

 پ)دور بودن خیلی زیاد نوک قلم ازانگشتان

 ت)صحیح نبودن جهت کاغذ ث)درست نبودن جهت حرکت قلم

2 –راست نویسی بیش از حد

علل:

 الف)بسیار دور بودن بازو از بدن

ب)بسیار نزدیک بودن انگشتان به سر قلم

 پ)هدایت قلم به تنهایی توسط انگشت سبابه

 ت)ناصحیح بودن جهت کاغذ

 3 – پرفشار نوشتن

علل:

 الف)فشاردادن بیش از حد انگشت سبابه

 ب)استفاده از قلم نامناسب

 پ)نازک بودن بیش از حد قلم

4 – کم رنگ نویسی بیش از حد

علل:

الف)بیش از حد اریب یا راست نگه داشتن قلم

ب)چرخش نوک قلم به یک سمت

پ)قطر بیش از حد قلم

5 – زاویه دار نویسی بیش از حد

علل:

 الف)سفت بودن بیش از حد شست

ب)بیش از حد شل نگه داشتن قلم

پ)حرکت بیش از حد کند قلم

6 – نامرتب نویسی بیش از حد

علل :

 الف)نبودن آزادی حرکت

ب)حرکت بیش از حد کند دست

پ)محکم گرفتن قلم

 ت)نادرست یا ناراحت بودن وضعیت

7 – فاصله گذاری بیش از حد

علل:

 الف)پیشرفت بیش از حد سریع قلم به سمت چپ

 ب)حرکت بیش از حد و سریع جانبی

برای ترمیم ودرمان نارسانویسی باید اقدامات زیر را انجام داد:

1 – روان نویسی در اختیار کودک قرار دهید تا خطوطی به دلخواه روی آن رسم نماید .

باگچی نرم و مناسب روی تخته سیاه خط بکشد یا نقاشی کند .

روی یک وایت برد قابل حمل به دلخواه نقاشی کند یا خطوط رسم نماید .

4 – ارتفاع میز تحریر باید با صندلی و با قد کودک تناسب داشته باشد به گونه ای که بتواند هر دو ساعد خود را به راحتی روی میز قرار دهد .

5 – کاغذ یا دفتری که در آن می نویسد با لبه ی پایین میز تحریر ، زاویه ای در حدود 15 درجه داشته باشد .

6 – نحوه ی  مداد  دست گرفتن دانش آموز باید صحیح باشد . مداد باید بین انگشت شصت و انگشت اشاره قرار گرفته و از بالای قسمت تراشیده شده گرفته شود.

7 – اگر انگشتان و عضلات کوچک و بزرگ دست ، ضعیف یا کوچک هستند ، از مدادهای باریک تر استفاده شود و مداد خیلی کوتاه نباشد .

برای تقویت عضلات استفاده از خمیر بازی تا با آن بازی و شکل سازی نماید ،کار با قیچی ، باز و بسته کردن پیچ و مهره و قفل و کلید ویا مچاله کردن کاغذ باطله پیشنهاد می شود .

8 – یک سری خطهای موازی با فاصله های موازی با فاصله های کم و زیاد رسم کنید و از دانش آموزان بخواهید تا وسط هر دو خط موازی ، یک خط راست رسم کند .

9 – یک سری شکل هندسی و غیر هندسی را به صورت نقطه چین رسم کرده و سپس از کودک می خواهیم تا نقطه چین ها را به هم متصل نماید .

10 – با انگشت آغشته به رنگ پلاستیک و یا گواش هر شکلی را که می خواهد رسم نماید .

11 – اعداد و کلمات و حروف را به صورت کامل نوشته و سپس در کنار آن همان اعداد و کلمات را به صورت ناقص نوشته و از کودک بخواهید آنها را کامل کند .

12 – دو نوار موازی هم را با فاصله مناسب به کاغذ بچسبانید و از کودک بخواهید تا بین آن دو نوار بنویسد .

تقویت هماهنگی چشم و دست

1 – باید برای تقویت هماهنگی چشم و دست برنامه ریزی کنید . اما قبل از انجام برنامه ای که برای تقویت هماهنگی چشم و دست طراحی کرده اید ، بهتر است اول اطمینان یابید که چشم و دست  برتر کودک هر دو در یک طرف قرار دارد . در غالب مردم طرف راست بدن نسبت به طرف چپ برتری دارد . بدین معنی که آنان بیشتر از چشم ، گوش ، دست و پای راست استفاده می کنند .ویا برعکس قسمت چپ بدن برتری داشته و چشم و گوش و دست و پای چپ را مورد استفاده قرار می دهند .بهتر است با انجام تستهایی برتری هر کدام از اندامها مشخص شود تا فرد راست دست همه ی فعالیتها را با راست بدن انجام دهد .

فعالیت های زیر برای تقویت هماهنگی چشم و دست کودک تدارک دیده شده است :

1 – انداختن توپ در حلقه ی مینی بسکت .

2 – تیر اندازی با تفنگهای پلاستیکی به سوی هدف .

3 – انداختن توپ چسبانک به سوی هدف معین .

4– انداختن حلقه های پلاستیکی دور چوبی که به صورت عمودی قرار گرفته است .

5 – بازی با توپ و راکت ، بهتر است از توپ ابری استفاده شود.

6 - پیچاندن نخ دور قرقره  .

7 – حمل استکان پر ازآب ، به شکلی که هنگام راه رفتن آب آن نریزد .

8 – بازی یک قل دوقل .

9 – گرفتن و پرتاب کردن توپ .

10 – دوختن

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:52  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

سي نكته تربيتي درباره تنبيه بدني

تنبيه، يعني آگاه ساختن، به طور كلي تنبيه عبارت است از ارائه يك محرك آزاردهنده يا تنبيه‌كننده به دنبال يك رفتار نامطلوب، به منظور كاهش دادن يا از بين بردن آن رفتار.

 - 1كودك بايد در حد فهم و توان عقلي‌اش، هم درك كند و هم بپذيرد كه چرا تشويق يا تنبيه مي‌شود.

- 2تشويق و تنبيه، متناسب با عمل و رفتار انجام‌شده از جانب كودك و مربي باشد.

- 3 ريشه و علت خطا براي هر دو، هم مربي و هم كودك به‌طور كامل مشخص و روشن شده باشد.

4 - تنبيه بدني، خشن‌ترين و نامطلوب‌ترين روش تغيير رفتار است.

 - 5 تنبيه، رفتار نامطلوب را در فرد از بين نمي‌برد، بلكه به شكل موقتي آن را خاموش مي‌كند.

- 6تنبيه بدني ممكن است باعث شركت نكردن كودك در فعاليت‌هاي اجتماعي و به كناره‌گيري او از فعاليت‌ها منجر شود.

7- خشونت، تمايل به خشونت را كاهش نمي‌دهد، بلكه خشونت به وجودآورنده خشونت است.

- 8تنبيه شديد يا مقيدكننده، مي‌تواند بي‌اندازه ناكام‌كننده باشد و ناكامي، خود يكي از علل اصلي پرخاشگري است.

- 9والديني كه تنبيه شديد اعمال مي‌كنند فرزنداني پرخاشگر به بار مي‌آورند.

10- تنبيه، گران‌ترين و در عين حال كم‌اثرترين وسيله يادگيري و اصلاح رفتار است.

- 11فرد تنبيه‌شده، ممكن است براي احتراز از تنبيه از يك رفتار اجتناب كند اما رفتارهاي ديگران را  جانشين آن سازد.

- 12تنبيه، كودك را ترسو بار مي‌آورد و كتك نيز شخصيت كودك را درهم شكسته و تعادل رواني او را بر هم مي‌زند.

- 13شخص تنبيه‌شونده ممكن است سرانجام به تنبيه‌كننده حمله‌ور شود و در مقابل او بايستد.

- 14 تنبيه موقعيت فردي و اجتماعي فرد را متزلزل مي‌كند.

- 15تنبيه‌هاي بدني، ممكن است به ايجاد عقده نسبت به اوليا و مربيان منجر شود و حالت طغيان و سركشي را در كودك برانگيزاند.

- 16تنبيه، باعث مي‌شود كه تنبيه‌شونده از كليه چيزهايي كه در ارتباط با تنبيه است متنفر و بيزار شود.

- 17تنبيه، باعث واكنش‌هاي رواني و عاطفي مانند اضطراب، ترس افراطي، دلشوره دايمي و... مي‌شود.

- 18كساني كه شاهد تنبيه شدن افراد، توسط ديگران بوده‌اند در مواقع و مكان‌هاي ديگر خود به تنبيه ديگران اقدام مي‌كنند.

- 19 تنبيه در كاهش رفتار نامطلوب به‌طور موقت موثر است اما موجب نابودي رفتار نامطلوب نمي‌شود و چه بسا به افزايش رفتار نامطلوب كمك كند.

- 20سعي كنيد به جاي تهديد و تنبيه، انتقاد و بدبيني، نقاط مثبت افراد را مدنظر قرار دهيد.

- 21هنگام تنبيه، به رخ كشيدن خوبي‌هاي همسالان موجب تحريك حسادت كودك مي‌شود.

- 22تنبيه بدني، شخصيت فرد را مضحمل مي‌كند.

23- تندترين و غالبا بي‌حساب‌ترين، كم‌اثرترين و خشن‌ترين واكنش در برابر رفتار نامطلوب ديگران تنبيه بدني است.

- 24هر خطا و اشتباه كودك قابل تنبيه نيست.

25 - از تنبيه بدني، سرزنش و خجالت دادن كودك، جداً خودداري كنيد.

26 - از لجبازي كردن، سربه‌سر گذاشتن و مشاجره با كودك خودداري كنيد.

- 27تنبيه باعث خشم كودك مي‌شود و اين احساس را در وي به وجود مي‌آورد كه هيچ كس او را درك نمي‌كند.

- 28تنبيه محصول هيجان و عواطف است تا منطق و دليل.

- 29والديني كه طغيان را با طغيان جبران مي‌كنند الگويي از طغيان براي كودك فراهم مي‌كنند.

- 30 معروف‌ترين قانوني كه اسلام، معلمان و مربيان را بدان دعوت كرده است قانون تشويق است.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:51  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

چهل نکته مهم در مدیریت زمان

1- همیشه سحرخیز باشید.

2- اهدافتان را به گونه ای روشن وشفاف تعریف کنید.

3- یاس وناامیدی یعنی شکست ،پس همیشه امیدوار باشید.

4- همیشه قبل از انجام هرکاری برنامه روزانه تان را مکتوب نمائید.

5- همیشه از یک سیستم یادآوری (سررسیدودفترچه یادداشت،تابلو دیواری و...)بهره ببرید.

6- درانتهای هرماه برنامه ماه آینده رامشخص وبرای هرهفته، روزجمعه وبرای هرروز،شب قبل برنامه ریزی نمایید.

7- سیکل انرژی خودراشناسایی کرده وبرنامه روزانه تان راباآن تنظیم نمایید.

8- همیشه فعالیتهای روزانه خودرا براساس اولویت بندی که مشخص کرده ایدانجام دهید.

9- هرشب برنامه های روز گذشته خودرا ارزیابی وسعی کنیدازنتایج ان کسب تجربه کنید.

10- همیشه زمان کوتاهی رادرطول روز برای استراحت وتمرکز درنظر بگیرید،یک استراحت کوتاه می تواند شمارا برای انجام سایرکارهایتان تقویت نماید.

11- بین کارهای مهم واضطراری تمایز قایل شوید.

12- تلفن خودرابه تایمرمجهزکنید.

13- ازگفتن کلمه نه نهراسید(به هرچیزی که مانع از استفاده بهینه وشایسته از وقتتان می شودبگویید نه )

14- ازپرسیدن مطلبی که نمی دانید نهراسید.

15- همیشه مانند رهبر عمل کنید نه پیرو.

16- تا آنجا که می توانید کارها را ساده بگیرید.

17- درزندگی به جای شناور بودن ،شنا گر باشید.[i][i]

18- همیشه سعی کنیددر کارهایتان بهترین باشید.

19- تاآنجا که ممکن است دو کارراباهم انجام دهید.

20- شک گذرگاهی خوب ،اما تکیه گاهی نامطمئن است ،درانجام کارهایتان با بررسی قبلی ،بدون تردیدوقاطئانه عمل کنید.

21- همیشه روی نکات مهم کارتان عمل کنید.

22- از قانون پاراتو در انجام کارهایتان بهره ببرید.

23- همیشه سعی کنید میز ومحل کار خودراتمیزومرتب نگه دارید.

24- خودراموظف به رعایت نظم شخصی کنیدتا بتوانیددر کارتان نیز منظم باشید.

25- سعی کنید اول اثربخش باشید،سپس کارا.

26- عادات خوب رادر خود تقویت کنید.

27- اعتماد به نفس بزرگترین پشتوانه انسان در انجام کارهاست .

28- پرهیز از دوباره کاری یکی از بهترین راههای صرفه جویی در زمان است .

29- خود را به اتمام کارها عادت دهید و تا کاری را تمام نکرده اید آنرا رها نکنید.

30- همیشه کارها را برحسب اهمیت وضرورت آن ،نه برحسب عادت انجام دهید.

31- کار بیشتر به معنای کار بهتر نیست (کیفیت بهتر از کمیت )

32- پیش از انجام هرکاری ،از خود بپرسید ضرورت انجام این کار چیست ؟آیا تنها من میتوانم انرا انجام دهم؟آیا باید هم اکنون انجام شود؟

33- همیشه از خود بپرسیدآیاروشی که برای انجام کار درپیش دارم بهترین و کوتاه ترین راه است ؟

34- بدترین نوع استفاده از وقت این است که کاری را که اصلا لازم نیست به بهترین وجه انجام دهید.

35- همیشه از خودبپرسید هم اکنون بهترین کاربرد وقت من چیست ؟

36-با انجام هر کار مهمی خودرا تشویق کنید.

37- پیشگیری بهتر از درمان است ،لذا سعی کنید کاملا مراقب جسم و روان خود باشید.

38- تا آنجا که ممکن است سعی کنید کارهایتان را با خودبه منزل نبرید.

39- همیشه اوقات را برای تفریح خود وخانواده اختصاص دهید .خستگی وبی حالی ازعوامل مهم اتلاف وقت است.

40- مدیریت زمان در حقیقت مدیریت بر همه امور است . افراد موفق از وقتشان بهترین استفاده را می کنند و وقت خود را به هدر نمی دهند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:50  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

چهل نکته مهم در مدیریت زمان

1- همیشه سحرخیز باشید.

2- اهدافتان را به گونه ای روشن وشفاف تعریف کنید.

3- یاس وناامیدی یعنی شکست ،پس همیشه امیدوار باشید.

4- همیشه قبل از انجام هرکاری برنامه روزانه تان را مکتوب نمائید.

5- همیشه از یک سیستم یادآوری (سررسیدودفترچه یادداشت،تابلو دیواری و...)بهره ببرید.

6- درانتهای هرماه برنامه ماه آینده رامشخص وبرای هرهفته، روزجمعه وبرای هرروز،شب قبل برنامه ریزی نمایید.

7- سیکل انرژی خودراشناسایی کرده وبرنامه روزانه تان راباآن تنظیم نمایید.

8- همیشه فعالیتهای روزانه خودرا براساس اولویت بندی که مشخص کرده ایدانجام دهید.

9- هرشب برنامه های روز گذشته خودرا ارزیابی وسعی کنیدازنتایج ان کسب تجربه کنید.

10- همیشه زمان کوتاهی رادرطول روز برای استراحت وتمرکز درنظر بگیرید،یک استراحت کوتاه می تواند شمارا برای انجام سایرکارهایتان تقویت نماید.

11- بین کارهای مهم واضطراری تمایز قایل شوید.

12- تلفن خودرابه تایمرمجهزکنید.

13- ازگفتن کلمه نه نهراسید(به هرچیزی که مانع از استفاده بهینه وشایسته از وقتتان می شودبگویید نه )

14- ازپرسیدن مطلبی که نمی دانید نهراسید.

15- همیشه مانند رهبر عمل کنید نه پیرو.

16- تا آنجا که می توانید کارها را ساده بگیرید.

17- درزندگی به جای شناور بودن ،شنا گر باشید.[i][i]

18- همیشه سعی کنیددر کارهایتان بهترین باشید.

19- تاآنجا که ممکن است دو کارراباهم انجام دهید.

20- شک گذرگاهی خوب ،اما تکیه گاهی نامطمئن است ،درانجام کارهایتان با بررسی قبلی ،بدون تردیدوقاطئانه عمل کنید.

21- همیشه روی نکات مهم کارتان عمل کنید.

22- از قانون پاراتو در انجام کارهایتان بهره ببرید.

23- همیشه سعی کنید میز ومحل کار خودراتمیزومرتب نگه دارید.

24- خودراموظف به رعایت نظم شخصی کنیدتا بتوانیددر کارتان نیز منظم باشید.

25- سعی کنید اول اثربخش باشید،سپس کارا.

26- عادات خوب رادر خود تقویت کنید.

27- اعتماد به نفس بزرگترین پشتوانه انسان در انجام کارهاست .

28- پرهیز از دوباره کاری یکی از بهترین راههای صرفه جویی در زمان است .

29- خود را به اتمام کارها عادت دهید و تا کاری را تمام نکرده اید آنرا رها نکنید.

30- همیشه کارها را برحسب اهمیت وضرورت آن ،نه برحسب عادت انجام دهید.

31- کار بیشتر به معنای کار بهتر نیست (کیفیت بهتر از کمیت )

32- پیش از انجام هرکاری ،از خود بپرسید ضرورت انجام این کار چیست ؟آیا تنها من میتوانم انرا انجام دهم؟آیا باید هم اکنون انجام شود؟

33- همیشه از خود بپرسیدآیاروشی که برای انجام کار درپیش دارم بهترین و کوتاه ترین راه است ؟

34- بدترین نوع استفاده از وقت این است که کاری را که اصلا لازم نیست به بهترین وجه انجام دهید.

35- همیشه از خودبپرسید هم اکنون بهترین کاربرد وقت من چیست ؟

36-با انجام هر کار مهمی خودرا تشویق کنید.

37- پیشگیری بهتر از درمان است ،لذا سعی کنید کاملا مراقب جسم و روان خود باشید.

38- تا آنجا که ممکن است سعی کنید کارهایتان را با خودبه منزل نبرید.

39- همیشه اوقات را برای تفریح خود وخانواده اختصاص دهید .خستگی وبی حالی ازعوامل مهم اتلاف وقت است.

40- مدیریت زمان در حقیقت مدیریت بر همه امور است . افراد موفق از وقتشان بهترین استفاده را می کنند و وقت خود را به هدر نمی دهند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:49  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

محاسن طرح درس و مراحل تدوین طرح درس

محاسن طرح درس

1-     طرح درس به معلم کمک می کند تا پیش بینی های لازم را برای تهیه وسایل آموزشی و رسانه ها به عمل آورد.

2-     داشتن طرح درس موجب می شود که معلم به تنظیم اوقات کلاس بپردازد و از ایجاد بی نظمی در کلاس جلوگیری کند.

3-   طرح درس موجب می شود که معلم فعالیتهای ضروری آموزشی را به ترتیب و یکی پس از دیگری در مراحل و زمانهای مشخص و به شیوه های منطقی پیش ببرد و نتایج حاصل آن را برای تدریس در مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار دهد.

4-   با توجه به آنچه رفت، نقش و اهمیت طرح درس در بهبود امر یاددهی – یادگیری کاملاً مشهود و ضروری به نظر می رسد. لذا جزوه ی حاضر به منظور مطالعه و استفاده همکاران محترم جهت بهبود کیفیت آموزشی و ارتقای سطح یادگیری طراحی شده است

 مراحل نگارش و تنظيم طرح درس روزانه

رعايت مراحل و نکات زير براي تدوين يک طرح درس خوب لازم و ضروري است:

1- موضوع يا عنوان درس

عنوان درس بايد به طور دقيق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاريم، عنوان گويايي نيست، بلکه بهتر است بنويسيم: «چگونه مي توان از دماسنج استفاده کرد» يا «طريقه ي استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزيه و تحليل موضوعات مسلط باشد بهتر مي تواند براي آن، عنوان مناسب انتخاب کند.

 2- تعيين و نگارش عناوين فرعي يا رئوس مطالب

پس از تعيين و نوشتن موضوع درس، طراح بايد عناوين فرعي موضوع درس را مشخص سازد، ترتيب و توالي مناسب عناوين فرعي همواره بايد مورد توجه قرار گيرد. عناوين فرعي، بهترين راهنماي نگارش هدفهاي جزئي است؛ زيرا براساس هر عنوان فرعي مي توان يک هدف جزئي نوشت.

 3- نوشتن هدف کلي درس

نوشتن هدف کلي يک جلسه تدريس، همانند هدف کلي يک دوره ي آموزشي است؛ اما در قالب يک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهاي کلي جلسات بايد موجب تحقيق اهداف کلي دوره شوند. به عبارت ديگر اهداف کلي هر جلسه ي تدريس، عناصر يا مراحل رسيدن به اهداف کلي دوره را مشخص مي کنند. در نوشتن هدف کلي هر جلسه نيز معمولاً از افعال کلي استفاده مي شود. ذکر شرايط و معيار در اين نوع از اهداف ضرورتي ندارد.

4- نگارش و تنظيم هدفهاي جزئي درس

ساده ترين راه نوشتن اهداف جزئي يک درس، اين است که براساس هر موضوع فرعي يک هدف جزئي نوشته شود. ماهيت اهداف جزئي همانند هدف کلي درس است؛ اما در قالب موضوعي ريزتر و محدودتر. به عبارت ديگر، هدفهاي جزئي درس، اهداف زيرمجموعه هدف کلي درس مي باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئي و تنظيم درست توالي آن، مي تواند موجب نظم بيشتر فعاليت هاي آموزشي شود و در نهايت، تحقق هدف کلي را تضمين نمايد.

 5- نگارش و تنظيم هدفهاي رفتاري درس

پس از نوشتن هدفهاي جزئي، طراح بايد هدفهاي جزئي را تبديل به هدفهاي رفتاري نمايد. هدفهاي رفتاري هر جلسه تدريس بايد با توجه به شرايط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حيطه هاي يادگيري تنظيم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و يا به صورت پيش نياز و پس نياز مرتب گردد. در هدفهاي رفتاري: عملکرد (نوع رفتار)، شرايط و معيار دقيقاً بايد مشخص شود.

6- تعيين رفتار ورودي دانش آموزان

پس از نوشتن هدفهاي رفتاري درس، رفتار ورودي دانش آموزان يا پيش نيازهاي تحقق هدفهاي رفتاري بايد مشحص شوند. گروهي معتقدند كه ابتدا بايد رفتارهاي ورودي دانش آموزان در بررسي، مشخص و سپس هدفهاي رفتاري نوشته شوند. چنين رويكردي در نظامها يا دوره هايي صادق است كه محتوا و كتاب مشخصي ارائه نشده باشد و معلم كاملاً در انتخاب و سازماندهي مطالب درسي آزاد باشد. در نظام آموزشي ايران به دليل متمرکز بودن، اجراي چنين پيشنهادي تقريباً غيرممکن است.

 7- ارزشيابي تشخيصي

اغلب سؤال مي شود که معلمان چگونه مي توانند اطلاعات پيش نياز يا رفتار ورودي دانش آموزان را تشخيص دهند؟ اين امر توسط ارزشيابي تشخيصي ممکن مي باشد.

 معلم بر اساس تخصص و مهارتي که دارد بايد ابتدا رفتار ورودي را پيش بيني کند و سپس براساس دانش پيش نياز درس مورد تدريس، سؤالهايي طرح نمايد. سؤالهاي طرح شده بايد در ستون ارزشيابي طرح درس نوشته شود. اين سؤالها قبل از تدريس بايد از دانش آموزان پرسيده شوند، تا وجود يا عدم وجود پيش نياز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پيش نياز درس مورد تدريس، مخصوصاً زماني که موضوع درس با موضوعات قبلي و بعدي ارتباط تسلسلي داشته باشد، حتماً بايد رفتار ورودي ترميم گردد.

 روش نگارش و تنظيم طرح درس

طرح درس، عبارت است از تقسيم محتواي يک ماده ي درسي در يک دوره معين به مراحل و گامهاي مناسب و مشخص براساس هدف و نتايج آموزش. براي تهيه و تنظيم طرح درس معلم بايد در ابتداي هر سال تحصيلي براساس اصول معين بين هدفهاي آموزشي و برنامه هفتگي، ترتيبي اتخاذ کند که مجموعه فعاليت هاي آموزشي به موقع، بدون وقفه در طول يک ترم يا سال تحصيلي اجرا شود. براي تحقق چنين مقاصدي طراحي و تنظيم يک جدول زماني مي تواند بسيار مفيد و مؤثر باشد؛ زيرا هنگامي مي توان منظم و مؤثر، در فرآيند آموزش به جلو گام برداشت که برنامه ها و فعاليت هاي آموزشي به تناسب زمان مورد نظر، ساختاري منظم داشته باشند. اگر معلمي طول دوره ي آموزشي را با توجه به مجموعه ي شرايط، به جلسات مفيد آموزشي تقسيم نکند و فعاليت هاي آموزشي هر جلسه را براساس اهداف تنظيم ننمايد، هرگز نمي تواند انتظار کارآيي مؤثر از تدريس خود و حداکثر يادگيري از دانش آموزان خود داشته باشد. معلم بايد کليه فعاليت هاي طول دوره را به صورت يک جدول زمان بندي شده با درج عنوان اصلي و هدف کلي هر جلسه به انضمام تاريخ ارزشيابي تشخيصي، تکويني و پاياني تهيه و به دانش آموزان قبل از شروع و آغاز فعاليت ارائه نمايد. آشنايي دانش آموزان از مجموعه فعاليت هاي طول سال به تفکيک جلسات و همفکري آنان با معلم مي تواند اثربخشي تدريس معلم و انگيزه ي يادگيري دانش آموزان را دو چندان کند. براي تنظيم چنين جدولي مي توان مراحل زير را به ترتيب طي کرد:

 

گام اول :

تقويم طرح را بايد براي يک ترم يا يک سال تحصيلي با محاسبه ي تعداد هفته ها، روزها و ساعتهايي که در طول سال تحصيلي براي تدريس درس مورد نظر پيش بيني شده است محاسبه و تنظيم کرد.

 گام دوم :

پس از مشخص شدن زمان خالص تدريس، محتواي درس يا عناوين مورد تدريس را نه برحسب کميّت، بلکه برحسب اهميت و کيفيت مطالب و تحقق هدفهاي آموزشي بر کل ساعات و جلسات تقسيم کرد. براي انجام چنين کاري، لازم است ابتدا محتواي درس يا عناوين مورد تدريس و ساير فعاليت هاي آموزشي با احتساب فرصت لازم براي تمرين محاسبه شود و سپس محتواي فصلها و مباحث و ساير فعاليت هاي در نظر گرفته شده در طول سال، به واحدهاي کوچکتر درسي يا محتواي متناسب با تک تک جلسات تقسيم گردد.

 گام سوم :

هدف کلي هر جلسه بايد با توجه به عنوان درس، دقيقاً مشخص شود. نوشتن هدفهاي رفتاري در اين جدول، ضرورتي ندارد. در نوشتن هدفهاي هر جلسه علاوه بر عنوان درس، معلم بايد با توجه به قابليتها و فعاليت هاي مورد نظر و محتواي درس، هدف کلي هر جلسه را با زباني روشن و قابل فهم براي دانش آموزان بنويسد.

 گام چهارم :

پس از تعيين هدف کلي هر جلسه، لازم است معلم فعاليت هاي تکميلي دانش آموزان  را که براي تقويت يادگيري آنها لازم است و فرصت کافي براي انجام آنها در کلاس درس وجود ندارد پيش بيني نمايد. پيش بيني اين نوع فعاليتها و حتي امکانات و وسايل لازم براي انجام چنين تکاليفي بايد دقيقاً مشخص شده باشد؛ مثلاً دقيقاً معين شود چه بخشي از چه کتابي مطالعه و يا تمرينهاي چه بخشي از کتاب درسي حل شود يا چه گزارشي با توجه به چه امکاناتي بايد تهيه و نوشته شود. فعاليت هاي تکميلي بايد مکمّل فعاليت هاي کلاس و تقويت کننده ي کيفيت يادگيري دانش آموزان شود. از ارائه فعاليت هاي تکميلي خسته کننده، بي ربط با موضوع و نامتناسب با زمان، جداً خودداري شود.

منابع:وبلاگ طراحی آموزشی

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:48  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

اهم انتظارات مسئولان آموزش ابتدايي از مديران

1 - نظارت بر عملكرد همكاران :

·        ميزان و كيفيت استفاده از رسانه هاي آموزشي .

·        ميزان و كيفيت استفاده از كتابخانه مدرسه .

·        نحوه ارتباط انساني و پدرانه با دانش آموزان و جلوگيري جدي از تنبيه بدني آنان .

·        توجه به دانش آموزان با نياز ويژه .

·        تنوع بخشيدن به روشهاي تدريس.

·        مشاركت و ارتباط با والدين جهت بهبود فرايند ياددهي و يادگيري .

·        استفاده بهينه از دفاتر شاخص .

 

2 - نظارت بر حسن اجراي ارزشيابي تحصيلي  دانش آموزان :

·        توجه به كيفيت آزمون ها در رعايت حيطه هاي مختلف شناختي ، عاطفي و روان - حركتي .

·        رعايت بودجه بندي مناسب در طراحي سئوالات.

·        دقت دركيفيت برگزاري آزمون هاي مستمر .

·        توجه فرصت پاسخ گويي به دانش آموزان در ارزشيابي هاي مستمر .

·        ارائه فعاليت عملي و پژوهشي به عنوان ارزشيابي مستمر .

·        داشتن پوشه فعاليتهاي مستمر جهت نمرات مستمر سالانه .

 

3 - برگزاري مطلوب فعاليتهاي فوق برنامه آموزشي و پرورشي :

·        ارتقا كيفيت و تنوع و استفاده از اكثريت دانش آموزان در مراسم آغازين.

·        برنامه ريزي براي افزايش گردش هاي علمي خارج از آموزشگاه بر اساس كتاب هاي علوم تجربي

·        نظارت ، كنترل و جلوگيري از تنبيه بدني توسط كاركنان .

·        برنامه ريزي جهت كيفيت بخشي به مديريت زنگ تفريح.

·        توجه به برنامه درسي پنهان به عنوان يكي از بهترين روشهاي عملي ياددهي .

 

4 - تدوين برنامه سالانه مدرسه و هفتگي با مشاركت كاركنان مدرسه ،اولياء و دانش آموزان قبل از شروع سال تحصيلي .

·        برنامه ريزي جهت توسعه ي كتابخانه دبستان .

·        برنامه ريزي جهت توسعه استفاده از رسانه ها و وسايل كمك آموزشي .

·        داشتن طرح بازديد از كلاس ها و كنترل كيفيت فرايند تدريس در كلاس .

·        برنامه ريزي براي تشويق همكاران تلاشگر .

·        برنامه ريزي براي ارتقا كيفيت  شوراي آموزگاران.

·        برنامه ريزي جهت كاهش تعداد مردودين و شناسايي علل آن در سال گذشته

·        برنامه ريزي براي استقبال آموزگاران به مطالعه بيشتر.

 

5 - پيگيري پيشرفت امور تحصيلي ،تربيتي و انضباطي دانش آموزان در طول سال تحصيلي

·        برنامه ريزي درسي براي دانش آموزاني كه نياز به يادگيري بيشتري دارند.

·        برنامه ريزي و شناسايي دانش آموزان با رفتارهاي ناهنجار.

 

6- برنامه سالانه مالي دبستان . كنترل فرايند ياددهي ،يادگيري (داخل و خارج از مدرسه)

·        جلوگيري از انباشت سرمايه در حساب بانكي و هزينه نمودن آن در جهت امور مختلف دبستان .

·        اولويت دادن به آموزش در هزينه ها.

·        مشاركت اولياء در تأمين مخارج آموزشگاه .

 

7- ارتقاء سطح بهداشت ،سلامت و ايمني محيط مدرسه  .

·        اهميت به آراستگي و نظافت محيط ودفتردبستان ،پوشش همكاران و دانش آموزان .

·        نظارت در نظافت سرويسهاي بهداشتي

·        توسعه و بهسازي فضاي سبز دبستان

·        آراسته،شايسته ،مرتب ومنضبط بودن تجهيزات دفتر .

·        آموزش دانش آموزان در رعايت نظافت محيط دبستان ،بدن و لباسهاي شخصي خود .

·        برطرف نمودن موانع خطر زا ي آموزشگاه .

 

8 - نظارت دقيق بر ثبت نا م دانش آموزان ، صحت مدارك و سوابق تحصيلي آنان كه شامل :

·        رعايت دقيق ثبت نام دانش آموزان در خصوص كبر و صغر سن آن ها

·        بررسي مدارك تحصيلي دانش آموزان و دقت در اعلام نتايج پاياني .

·         نظارت بر ريز نمرات معلمان

 

9 - تشكيل به موقع شوراهاي مختلف

·        ( شوراي مدرسه – معلمان – انجمن اوليا و مربيان – دانش آموزي ) و ارسال گزارشات به اداره .

·         تشويق والدين و دانش آموزان در همراهي مدير براي تحقق اهداف متعالي آموزش و پرورش .

 

 10 - پايبندي به ارزش هاي ديني ، انضباط اداري در محيط كار شامل :

·   حضور به موقع و شاداب در محل كار و شركت مؤثر در جلسات اداري و آموزشگاه و رعايت شعائر اسلامي و هنجارهاي جامعه و گسترش و تقويت اخلاق اسلامي و كرامت انساني در محيط كار.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:47  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

گروه‏هاي ممتاز معلمان كدامند؟

گروه‏هاي ممتاز معلمان كدامند؟

1ـ گروه 12 براي دارندگان مدرك تحصيلي فوق ديپلم

2ـ گروه‏هاي 12، 13 و 14 براي دارندگان مدرك تحصيلي ليسانس

3ـ گروه‏هاي 13، 14 و 15 براي دارندگان مدرك تحصيلي فوق‏ليسانس

4ـ گروه‏هاي 14، 15 و 16 براي دارندگان مدرك تحصيلي دكتري

 

عناوين رشته‏ شغلي طرح طبقه‏بندي مشاغل معلمان:

1ـ آموزگاران و مربيان امورتربيتي دبستان

2ـ دبيران و مربيان امورتربيتي مدارس متوسطه (راهنمايي، دبيرستان، هنرستان، آموزشكده‏هاي فني و حرفه‏اي و مراكز ترييت معلم).

3ـ هنرآموزان

4ـ مدرسان

5ـ متصديان آزمايشگاه و كارگاه

 

فهرست عناوين مشاغلي كه سوابق خدمت تجربي مشمولان طرح طبقه‏بندي مشاغل معلمان در آن مشاغل برابر ضوابط مربوط انجام شده باشد بعنوان تجربه آموزشي قابل احتساب است.

1ـ مربي كودكستان

2ـ سرپرست كودكستان

3ـ مربي و سرپرست كودكستان

4ـ آموزگار (معلم راهنماي روستايي، عشايري)

5ـ رييس و آموزگار

6ـ رييس دبستان

7ـ معاون دبستان

8ـ سرپرست شبانه‏روزي دانشسرا (كمك سرپرست شبانه‎‏روزي دانشسرا)

9ـ آموزگار دانش‏آموزان استثنايي

10ـ دبير (كارشناس آزمايشگاه، متصدي آزمايشگاه)

11ـ دبير و رييس

12ـ معاون دبيرستان

13ـ رييس دبيرستان

14ـ رييس مدرسه راهنمايي تحصيلي

15ـ معاون مدرسه راهنمايي تحصيلي

16ـ معلم مدرسه راهنمايي تحصيلي

17ـ سرپرست بخش هنرستان يا آموزشگاه حرفه‏اي

1/17ـ رييس و معاون مركز تربيت معلم و تربيت مربي كودك

2/17ـ مربي كارآموزي

18ـ رييس هنرستان يا آموزشگاه حرفه‏اي

19ـ معاون آموزشي هنرستان يا آموزشگاه حرفه‏اي

20ـ رييس دانشسرا (مقدماتي ـ راهنمايي تحصيلي ـ روستايي)

21ـ معاون آموزشي دانشسراهاي راهنماي تحصيلي

22ـ رييس آموزشكده‏هاي فني تكنولوژي و امور هنري

23ـ معاون آموزشي آموزشكده‏هاي هنري

24ـ استادكار هنرستان

25ـ هنرآموز هنرستان

26ـ هنرآموز آموزشكده

27ـ مربي امورتربيتي

28ـ مربي طرح كاد

29ـ كارشناس آموزش كشاورزي

30ـ تكنسين آموزش كشاورزي

31ـ مربي آموزش فني و حرفه‏اي

32ـ مشاغل قابل تخصيص در رسته آموزشي و فرهنگي وزارت آموزش و پرورش (بشرط حداقل 6 ساعت تدريس هفتگي)

 

شرايط لازم براي ارتقاء به گروه ممتاز 12 : (آخرين گروه دارندگان مدرك كارداني مشاغل آموزشي)

داشتن 25 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل دو سال آن با مدرك فوق‏ديپلم باشد و كسب 70 امتياز از عوامل مربوط

شرايط لازم براي مشمولان طرح طبقه‏بندي مشاغل معلمان با مدرك تحصيلي ليسانس براي برخورداري از گروه‏هاي ممتاز 12 الي 14:

گروه 12: داشتن 16 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل مدت دو سال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 70 امتياز از عوامل مربوط.

گروه 13: داشتن 20 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل مدت سه سال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 90 امتياز از عوامل مربوط

گروه 14: داشتن 24 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل مدت چهارسال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 115 امتياز از عوامل مربوط.

توضيح: سقف آخرين گروه استحقاقي براي دارندگان مدرك تحصيلي ليسانس گروه 14 مي‏باشد.

شرايط لازم براي مشمولان طرح طبقه‏بندي مشاغل معلمان بامدرك تحصيلي فوق‏ليسانس براي برخورداري از گروه‏هاي ممتاز 13 الي 15:

گروه 13: داشتن 16 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل سه سال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 70 امتياز از عوامل مربوط.

گروه 14: داشتن 20 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل مدت چهارسال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 90 امتياز از عوامل مربوط.

گروه 15: داشتن 24 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل مدت پنج سال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 115 امتياز از عوامل مربوط.

توضيح: سقف آخرين گروه استحقاقي براي دارندگان مدرك تحصيلي فوق‏ليسانس 15 مي‏باشد.

شرايط لازم براي مشمولان طرح طبقه‏بندي مشاغل معلمان با مدرك تحصيلي دكتري براي برخورداري از گروه‏هاي ممتاز 14 الي 16:

گروه 14: داشتن 16 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل چهارسال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 70 امتياز از عوامل مربوط.

گروه 15: داشتن 20 سال سابقه خدمت تجربي كه حداقل پنح سال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 90 امتياز از عوامل مربوط.

گروه 16: داشتن 24 سال تمام سابقه خدمت تجربي كه حداقل شش سال آن با مدرك ليسانس باشد و كسب 115 امتياز از عوامل مربوط.

توضيح : سقف آخرين گروه استحقاقي براي دارندگان مدرك تحصيلي دكتري 16 مي‏باشد.

نكته 1: كاركنان آموزشي كه به استناد مصوبه‏ جلسه 17/9/58 شوراي انقلاب بر طبق بخشنامه شماره 230/اد مورخ 16/12/58 در ادارات ستادي، استان، شهرستان و مناطق آموزش و پرورش و آموزشكده‏هاي مستقل در پست‏هاي اداري به خدمت اشتغال دارند، مشمول طرح طبقه‏بندي مشاغل معلمان بوده و با شرايط طرح مذكور مي‏توانند مطابق ضوابط و دارا بودن توقف با مدرك تحصيلي و كسب امتياز لازم برحسب مدرك تحصيلي به گروه‏هاي ممتاز 12 الي  16 ارتقاء يابند.

نكته 2: داشتن نصف تجربه آموزشي مربوط براي مشمولان گروه‏هاي ممتاز 12  الي  16 دارندگان مدرك تحصيلي فوق‏ديپلم و ليسانس و بالاتر الزامي است.

قابل توجه: حايزين شرايط براي كسب اطلاعات بيشتر با اموراداري و يا كارگزيني محل خدمت حود تماس حاصل نمايند.

جدول گروه‏هاي ممتاز  12  الي 16  براي دارندگان مدرك تحصيلي ليسانس، فوق‏ليسانس و دكتري

 براساس ضوابط طرح طبقه‏ بندي مشاغل معلمان

رديف

گروه

مدرك تحصيلي ـ وضعيت 

12

13

14

15

16

1

ليسانس

سوابق تجربي

16

20

24

ـ‍

ـ

توقف با مدرك

2

3

4

ـ

ـ

ميزان امتياز

70

90

115

ـ

ـ

2

فوق ‏ليسانس

سوابق تجربي

ـ

16

20

24

ـ

توقف با مدرك

ـ

3

4

5

ـ

ميزان امتياز

ـ

70

90

115

ـ

3

دكتري

سوابق تجربي

ـ

ـ

16

20

24

توقف با مدرك

ـ

ـ

4

5

6

ميزان امتياز

ـ

ـ

70

90

115

تذكر مهم:

مدت توقف براي دارندگان مدرك تحصيلي فوق‏ليسانس و دكتري در ارزيابي ارتقاء گروه ممتاز مشمولان طرح طبقه‏بندي مشاغل معلمان از تاريخ اخذ مدرك تحصيلي ليسانس، و اعمال آن در حكم كارگزيني مورد محاسبه قرار مي‏گيرند.

جدول امتيازبندي گروه‏هاي ممتاز

فرم ارزشيابي ارتقاء گروه ممتاز مشمولان طرح طبقه‏ بندي مشاغل معلمان (گروه‏هاي 12، 13،  14،  15 و 16)

نام و نام خانوادگي :

پست سازماني مورد تصدي:

گروه مورد تقاضا (           ) محل خدمت

تاريخ اخذ مدرك

ديپلم

فوق‏ديپلم

ليسانس

فوق‏ليسانس

دكتري

رديف

عـوامـل  مـورد  ارزشـيـابـي

حداكثر

امتياز

امتياز كسب شده

1

اشتغال تمام وفت در مشاغل طرح معلمان با حداقل مدرك تحصيلي ليسانس بازاء هرسال (2) امتياز، با مدرك ديپلم و فوق‏ديپلم (5/1) امتياز و با مدرك كمتر از ديپلم (5/0) امتياز

60

 

2

تصدي مشاغل سرپرستي (رؤسأ و معاونان واحدهاي آموزشي) از 22/11/57 در صورت داشتن حداقل 6 ساعت تدريس موظف هفتگي بازاء هرسال سرپرستي (1) امتياز علاوه بر امتياز بند يك

15

 

3

الف) طي دوره‏كارآموزي يا تربيت معلم يك ساله قبل از  1/10/50 بازاء هر دوره (6) امتياز حداكثر (12) امتياز

ب) بعد از 1/10/50 تا 22/11/63 بازاء هر دوره يا مجموع چند دوره حداقل 60 ساعته (3) امتياز

ج) بازاء هر دوره آموزشي يا كارآموزي حداقل 30 ساعته كه بعد از 22/11/63 طي شده باشد (1) امتياز

بازاء هر 30 ساعت مازاد هر دوره آموزشي (1) امتياز (حداكثر 5 امتياز)

18

 

4

خدمت آموزشي در روستاها بازاء هرسال (1) امتياز

30

 

5

خدمت آموزشي در بخشها و شهرستانها به استثناي (اصفهان، رشت، شيراز، تبريزي، مشهد، كرج، شميران كه بعداز 1/10/50 فاقد امتياز است) و مناطق جنوب تهران كه در حال حاضر مشتمل بر مناطق 15، 16، 17، 19 و 20 و در گذشته نواحي 6، 7، 12، 12، 19 و 20 بوده‏اند بازار هرسال (5/0) امتياز

15

 

6

تقدير به مناسبت خدمات آموزشي از طرف وزير و معاونان وزير (4) امتياز ـ مديركل يا معاون (3) امتياز ـ رييس اداره يا منطقه (1) امتياز

10

 

7

تأليف و ترجمه كتب در رشته‏هاي مربوط به موضوعات تدريس كه چاپ ومنتشر شده باشد بازاء هر مورد تا (7) امتياز

21

 

8

ابداع و ارايه روش‏هاي تدريس يا طرح‏هاي مربوط به امر آموزش و پرورش يا تهيه وسايل كمك آموزشي و اختراعات كه استفاده از آن از طرف وزارت آموزش و پرورش پذيرفته يا توصيه شده باشد پس از تأييد  كميسيون ارزيابي آثار و تأليفات اداره كل امور اداري يا سازمان آموزش و پرورش مربوط

15

 

9

دارا بودن مدرك تحصيلي ليسانس، فوق ليسانس و دكتري در زمينه‏هاي مربوط به تدريس و ...

5

 

10

عضويت و شركت مستمر در هيئت‏ها و شوراهاي و مجامع قانوني و رسمي بازاء هر سال (1) امتياز

10

 

11

خدمت در جبهه بازاء هر ماه (1) امتياز

12

 

12

تدريس تمام وقت و موظف در مراكز تربيت معلم عادي و حرفه‏اي بازاء هر سال 1 امتياز

10

 

13

ارزشيابي براساس فرم‏هاي مصوب سازمان مديريت و برنامه‏ريزي كشور

30

 

        جمع

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:46  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

مراحل اقدام پژوهي يا پژوهش در عمل و ويژگيهاي هر مرحله

پژوهش در عمل يا اقدام پژوهي در واقع نوعي از تحقيق مي باشد كه توسط خود فرد درگير در يك مسئله براي حل و يا كاهش مشكل انجام مي گيرد. در اقدام پژوهي موضوع هاي تحقيق همگي ملموس و عيني و مربوط به فعاليت هاي روز مره مي باشد و هدف آن بهسازي امور و اثر بخشي كردن آن است.

مراحل اقدام پژوهي مراحلي دوري يا حلزوني مي باشد و از اين رو آن را چرخه پژوهش نيز ناميده اند و با توجه به اينكه روشي منظم و هدفمند مي باشد لازم است براي آن مراحلي را در نظر گرفت كه به طور خلاصه به اين شرح است:

1-     مشخص كردن موضوع و عنوان پژوهش: نخستين گام در هر پژوهش تعيين موضوع مي باشد موضوعي كه انتخاب مي كنيد يا معمولاً مورد علاقه شما مي باشد،يا مربوط به مسئله اي است كه در حين كار براي شما پيش آمده است و مي خواهيد آن را بر طرف كنيد. با اين حال موضوع بايد داراي اين ويژگيها باشد: الف: مورد علاقه شما باشد ب: پژوهش پذير باشد ج: داراي اهميت باشد. د: در توان پژوهشگر باشد ه: منابع اطلاعاتي كافي در اختيار باشد.

2-      توصيف وضعيت موجود و تشخيص مسئله: مطلب بسيار مهم در خصوص پژوهش در عمل دربارة وضعيتي است كه در آن قرار داريم يعني «اينجا و اكنون»

پس از بررسي وضعيت موجود لازم است رخدادهاي عمدة آن را به صورت منطقي تنظيم نمائيد و گزارش بايد تلاش كنيد تا وضعيت مورد مطالعه به روشني توضيح داده شد و به طوري كه خواننده بتواند از وضعيت مورد نظر تصوير واقعي و بدون ابهام و پرسش به دست آورد.

3-     گردآوري اطلاعات (شواهد) نوع اول: براي اينكه تصوير روشني از وضع موجود داشته باشيم لازم است داده ها يا اطلاعات لازم را در اين باره جمع آوري كنيم و داده ها را طبقه بندي نمائيم و داده هاي ضروري را از غير ضروري جدا كنيم و در اين مرحله نيز هدف شما عملي و كاربردي است و نه صرفا نظري. گردآوري اطلاعات در اغلب موارد از چهار روش مصاحبه،مشاهده پرسشنامه و اسناد و ارقام حاصل مي شود. كه استفاده از نوع روش در اقدام پژوهي بستگي به موضوع و هدف پژوهش مورد نظر دارد و بهتر است تلاش كنيد كه براي كسب اطلاعات از روشهاي متعددي استفاده كنيد. هدف از گردآوري اطلاعات هم مشخص نمودن وضع موجود به كمك داده ها و شواهد و انتخاب يك راه موقت مي باشد.

4-      تجزيه تحليل و تفسير داده ها: پس از جمع آوري اطلاعات و شواهد بايد به كمك آن تصوير به ثبت روشن و گويايي از وضعيت موجود داده شد در تجزيه تحليل و تفسير داده ها مفاهيم زير را بايد مورد تجزيه تحليل قرار داد: مشكل اصلي ريشه هاي اصلي آن عوامل مربوط به ريشه و پيش زمينه ها،نتايج و عواقب منفي آن و نتايج مهم ديگر

5-     انتخاب راه جديد به صورت موقت: در اين مرحله بايد تلاش كرد به كمك اطلاعات تفسير شده نخست چند راه اوليه مناسب را در نظر بگيريد. و به راه حل هايي بينديشيد كه عملي باشد و آن راه را به طور عملي اجرا مي كنيد.

6-      اجراي طرح جديد و نظارت بر آن: پس از اين كه راه جديد كاملاً طراحي و آماده شد آن را به اجرا بگذاريد و در مرحله اجرا سه ركن اساسي مشاهده،انديشه و عمل را در نظر داشته باشيد.

7-     گردآوري اطلاعات و شواهد نوع دوم: براي اين كه دربارة عمل با تغيير جديد داوري كنيد نياز به شواهد داريد كه اين شواهد بايد مبتني بر اطلاعات منظم و منطقي باشد. پس لازم است بعد از اجراي طرح شواهدي را جمع آوري كنيد تا بدان وسيله بتوانيد ادعاي خود را اثبات نماييد .

8-      ارزشيابي تأثير اقدام جديد و تعيين اعتبار آن: بايد در اين مرحله داده هاي جمع آوري شده را حل مرحله سوم تفسير و تحليل نمود. و با پرسش هايي بگوئيد تا نتيجه اقدام جديد را به كمك شواهد منطقي ارزيابي نماييد اگر نتيجه مثبت باشد اين اقدام را به عنوان يك راه جديد ادامه دهيد و در غير اينصورت به راه حل هاي ديگر بينديشيد و راه ديگري را پيدا كنيد.

9-      تجديد نظر و دادن گزارش نهايي و اطلاع رساني: پس از اعتبار يابي و اعتبار بخشي كار خود اصلاحات لازم و نهايي را در عمل پيشنهادي انجام داده و به عنوان سندي عملي آن را آماده نماييد و بر اساس مراحل تحقيق تدوين و منظم نماييد و گزارش نماييد.

منبع : http://komitepajoheshi.blogfa.com/post-2.aspx

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:43  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

بصيرت هاي مديريت آموزشي

1- بصيرت قانوني : مديران آموزشي ، دانش آموزان ، معلمان و كاركنان بايد قوانين و مقررات را خوب بدانند .

2- بصيرت مهارتي : مهارت هايي كه به اندازه ي كافي تمرين نشده اند به زودي فراموش مي شوند و در نتيجه منجر به تخصص‌زدايي مي گردند . بنابراين بايد در برنامه ي درسي مهارت هايي آموخته شود كه عميقاً دانش آموز با تفكر انتقادي ، حل مسأله ، قدرت تصميم گيري ، چگونگي ارتباط مؤثرمهارتهاي  بين فردي ، شيوه ي خود مديريتي ، همدردي با ديگران ، چگونگي مقابله با مسائل عاطفي و انواع استرس و چگونگي برنامه ريزي شغلي آشنا  و نهادينه گردد

3- بصيرت پژوهش : آموزش در بستر پژوهش بسيار مفيد است . پژوهش به طور جدي در مدرسه شروع شود و تا زماني كه دانش آموز به دانشگاه مي رود يا وارد بازار كار مي شود بايد حلاوت آن را بچشد . در اين فرايند براي دانش آموزان فرصتي فراهم شود تا به كمك معلمان با فرايند پژوهش آشنا شوند.4- بصيرت تكنولوژي : لازم است فاصله ي بين كلاس درس و دنياي واقعي كم شود . مانند آشنا كردن دانش آموزان با كامپيوترو اينترنت و...

5- بصيرت تشكيل سمينارها جهت آگاهي فردي : با منابع و سرچشمه هاي علمي ،كتابخانه ، مراكز ياددهي و يادگيري و مشاوره و غيره آشنا شوند.

6- بصيرت يادگيري در دنياي واقعي زندگي : تلاش شود بين مفاهيم تدريس و دنياي واقعي يك پل زده شود و اين بايد بخشي از برنامه ي  درسي باشد .7- بصيرت در امر كيفيت تدريس : تشويق مهارت‌هاي كار گروهي ، تشخيص حل مسأله ، ايجاد مهارت‌هاي خلاقيتي ، انتقادي ، خود آغازگري ، خود قضاوتي و خود رهبري در امر تدريس .8- بصيرت چگونگي كاربست وسيع منابع يادگيري : دانش آموزان را به چگونگي استفاده از منابع اطلاعاتي و علمي آشنا سازند.( خورشيدي -1382)

روش كار

* مديران آموزشگاهي مي توانند از طريق تقسيم كار براي هر يك از معلمان ، كاركنان ، دانش آموزان و اولياء آن ها ، توجه به تفاوت هاي فردي و پيش بيني كلاس هاي ضمن خدمت ، برنامه ريزي جلسات انجمن اوليا و مربيان ، شناسنامه ي عملكردي تشكيل داده و زمينه و مسير مشخص آموزشگاه خود را براي صعود از نردبان ترقي با توجه به اهداف و رفتار مطلوب  ترسيم كند .

*  نخستين گام اساسي پيش از دست زدن به دگر گوني هاي  ساختاري توجه به سه پرسش است از جمله: 1- هم اكنون در كجا قرار داريم ؟2- دركجا مي خواهيم باشيم؟3- بهترين راه براي رسيدن به جايي كه مي خواهيم باشيم چيست؟ ( طوسي-1383)

* باتوجه به اصل "يك دست صدا ندارد" و "چند مغز بهتر از يك مغز است"، زمينه ي عملي مشاركت براي همه ي ذي نفعان فراهم شود. مشاركت افراد در تصميم گيري و اجراي آن احساس تعلق و وفاداري آنان به سازمان را موجب خواهد شد بنابراين بايد بستر مناسب جلب مشاركت فراهم آيد. (ابيلي-1382)

 

* استفاده از انجمن اولياء و مربيان مدرسه در شناسايي ، ترغيب و سازمان دهي توانايي هاي والدين نقش مؤثري مي تواند داشته باشد . به همين جهت نيازهاي مدرسه را در چند مقوله مي توان به نيازهاي مادي و اقتصادي ، نياز به برقراري ارتباط با سازمان ها ونهادهاي ديگر و نيازهاي فرهنگي و آموزشي طبقه بندي كرد و باتوجه به نيازها از والدين استفاده كرد زيرا فلسفه وجودي انجمن در مدارس ، هم انديشي و همكاري براي دست يابي به اهدف تربيتي است . ( استادان آموزش خانواده -1382).

* ايجاد انگيزه و تشويق در كاركنان و دانش آموزان : در يك سازمان پيشرو و خلاق ،خلاقيت    و ابتكار، مورد تشويق قرار مي‌گيرد و با ايجاد محيطي آرام و مفرح به ظهور خلاقيت هاي فردي و گروهي كمك مي شود. تشويق كار در تيم هاي كاري سرشار از اعتماد متقابل و پذيراي نوآوري از مزيت هاي مهم اين سازمان است.

* بايد فرصت نقد روش‌ها و راه‌حل‌ها براي همه فراهم باشد تا در تلاقي برخورد انديشه ها و راه‌حل‌هاي مختلف امكان بهره‌گيري از بهترين روش باشد.

* آموزشهاي مبتني بر آينده نگري، ضرورتي اجتناب پذير است . اين آموزش‌ها به افراد كمك خواهد كرد تا هرموفقيتي، ايستگاهي براي موفقيت بعدي و سكوي پرتاب به سطح بالاتر باشد. بدين ترتيب در مدارس بايد تلاش كنند كه به دانش آموزان تفهيم شود كه مطالعه و استفاده از منابع ، اساسي‌ترين نيازهاي انسان براي ادامه ي زندگي است و توجه به اين موضوع كه دنيا دائماً در حال تغيير است و لازمه ي حركت با زمان و به روز بودن ،برقراري ارتباط با جهان از طريق مطالعه و تحقيق است.(نيرومند -1384)

* ايجاد امكانات و فضاي آموزشي سالم، استفاده از تكنولوژي و اينترنت، آشنايي با شيوه هاي جديد تدريس براي معلمان .

* ضروت روانشناسي كار براي مديران :شناخت مدير نسبت به  خود و به‌كارگيري مهارت هاي شناختي ،عاطفي ، رفتاري مناسب براي كار با نيروي انساني لازم است.

* نظارت و راهنمايي و ارزشيابي : هدف از ارزشيابي عملكرد كاركنان ،نه تنبيه ان ها بلكه افزايش كارايي آنان بوده است. در رويكرد سنتي هر تقصير با تنبيه مواجه است اما در سازمان‌هاي موفق عملكرد با ماهيتي غيرتنبيهي اعمال مي شود و كاركنان مسئوليت شخصي رفتار و تعهد خود نسبت به عملكرد رضايت بخش را شرط استمرار اشتغال خود تلقي مي كنند.(خورشيدي)

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:40  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

شرح وظایف معاون پرورشی از نگاه جدید

معاون پرورشي و تربيت بدني مدرسه در رويكرد جديد زير نظر مدير ، به برنامه ريزي ، سازماندهي ، هماهنگي ، هدايت و ارزشيابي و پيگيري اجراي فعاليت هاي پرورشي مبادرت نموده و به جاي تصدي زمينه سازي و تدبير مي نمايد . در اين رويكرد ، علاوه بر مخاطب فعاليتهاي پرورشي بودن دانش آموزان ، از استعداد و توانايي آنان در پيگيري و دستيابي اهداف پرورشي براي تحقق مدرسه زندگي خواهد شد .

اهم وظايف :

1- توجه مستمر به منويات و رهنمودهاي امام راحل و مقام معظم رهبري و اهداف هشتگانه مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش و سياستهاي فرهنگي و برنامه ريزي براي تحقق آنها متناسب با ويژگيهاي مدرسه و دانش آموزان ، پس از تصويب شوراي مدرسه .

 2- تهيه و تدوين برنامه سالانه بخش پرورشي ، و تقويم فعاليت هاي پرورشي مدرسه با استفاده از نيازسنجي و مشورت ، و بر اساس شيوه نامه هاي ابلاغي و ارائه به شوراي مدرسه براي تصويب .

3 - هماهنگي و ارتباط منظم با مسئولان ذيربط اداري و حضور در جلسات و همايشهاي حوزه هاي پرورشي و آموزشي .

4 - اهتمام براي اقامه نماز جماعت و اعتلاي فعاليتهاي قرآني و تعظيم شعائر ديني و انقلابي در مدرسه .

5 - دعوت از معلمان داوطلب و هماهنـگي براي ايفاي نقــش فعــالتر پرورشــي آنان در مدرسه و خارج مدرســه و نيز هماهنگي با معلمان پيش كســوت با هدف بهره گيري از همكاري آنان براي تعميم فعاليتهاي پرورشي در ساير معلمان و كاركنان مدرسه .

6 -  اجراي شيوه نامه هاي ابلاغي و بخشنامه هاي پرورشي از جمله دستورالعملهاي مربوط به دانش آموزان منتخب .

7 - نظارت بر كارکرد مربيان پرورشي - بهداشت و همچنين مشاور - كتابدار و كاركرد فوق برنامه معلمان تربيت بدني و هماهنگي بين آنان .

8 - جلب مشاركت فعال و اثر بخش و صميمي با دانش آموزان به صورت فردي و جمعي و همكاري فراگير آنان در كليه فعاليتهاي پرورشي ، بخصوص از طريق شوراي دانش آموزي .

9 -  نظارت و ارزشيابي فعاليتهاي پرورشي مدرسه و دانش آموزان و تلاش براي ارتقاء كيفيت آنها و تهيه و تنظيم گزارش از عملكرد پرورشي مدرسه براي اداره با رويكرد تحليلي و ارزيابي كيفي .

10 - اهتمام براي ارتقاء سلامت دانش آموزان ، ورزش پرورشي و همگاني و نظام استعداد يابي بر اساس بخشنامه هاي مربوط .

11 - شناسايي دانش آموزان نخبه علمي - فرهنگي - هنري - ورزشي - مهارتي - و بستر سازي براي بهره گيري و حمايت و پشتيباني از آنان با هدف تسهيل و تسريع مراحل رشد ، بر اساس دستور العملهاي مربوطه .

12 -  برنامه ريزي و اهتمام براي غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان و پرورش خلاقيت و استعداد مهارتهاي فردي و اجتماعي آنان و همكاري با سازمان دانش آموزي .

13 - همكاري براي راه اندازي تشكلهاي دانش آموزي مصوب در مدرسه و نظارت و هماهنگي فعاليتهاي آنان بر اساس ضوابط و مقررات .

14 -  عضويت و حضور فعال و مؤثر در شوراي مدرسه و نظارت بر حسن اجراي مصوبات اين شورا در امور پرورشي .

            http://www.tehranedu.ir

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:39  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

ده اشتباهی که والدین خوب مرتکب می شوند و راه رفع آن ها:

1-    داشتن نظارت نامعقول:

 امروزه خیلی از والدین اطلاعات کافی دربارة تکامل طبیعی کودک ندارند و به دنبال آن هم نیستند که مثلاً بدانند که یک کودک دو ساله چگونه باید باشد و چه کاری انجام دهد. زمانی که آن ها صاحب فرزند می شوند رفتار طبیعی کودک برایشان مشکل است و به همین جهت ممکن است علی رغم این که فرزندشان کارهایی را که کاملاً متناسب با سنش است و طبیعی قلمداد می شود انجام می دهد بسیار عصبی یا نگران شوند. این عدم آگاهی هم چنین باعث می شود که والدین به علّت انتظارات خلاف واقعی که دارند در فرزندشان ایجاد استرس نمایند.

 راه حل:

 شما می توانید با استفاده از کتب و مقالات مطالب زیادی در مورد تکامل کودک بیاموزید و مهم تر این که با کودکان بیشتری سر و کلّه بزنید. مثلاً در گروه های بازی یا رفت و آمد با سایر خانواده ها.  

 2-   فراموش نکردن این نکته که شما و فرزندتان دوفرد متفاوت هستید:

 گاهی والدین آن قدر دقیق با فرزندانشان همانند سازی می کنند که احساسات کودک نیز درست مانند احساسات آن ها می شود.البته خوب است که والدین و فرزندان با هم مشابهت داشته باشند امّا زیاده روی در این موضوع این خطر را دارد که ما حدود طبیعی را فراموش کنیم به گونه ای که شکست فرزندمان، شکست ما باشد و موفّقیتش بیش از آن که برای خودش مهم باشد برای ما اهمّیّت پیدا کند. اگر ما این گونه باشیم به تدریج  نیازهای واقعی کودک را فراموش خواهیم کرد.

 راه حل:

 سعی کنید فرزندانتان را مانند افراد غریبه ببینید این صحیح است که آن ها فرزند شما هستند امّا نقاط قوّت و ضعف لزوماً ارتباطی به پدر و مادر ندارد.

3-    این عقیده که شیوة صحیح تربیت فرزند به گونه ای است که کودک را همواره راضی نگه داریم:

 بسیاری از والدین نمی خواهند روش های تنبیهی خشن والدین خود را تکرار کنند. این شیوه که همواره با فرزندان خوش رفتاری کنیم، منجر به گیج شدن فرزندان می شود و آن ها سر ناسازگاری می گذارند پس حتماً جایی مرتکب اشتباه شده ایم. گاه برای آن که دوستان خوبی برای فرزندانمان باشیم به آن ها بیش از حد، بها می دهیم امّا کودکان نیاز به محدودیت هایی در حدّ مناسب دارند اگر چه که این باعث ناراحتی آنان می شود و لذّات آنی آنان را با مانع مواجه می کند.

 راه حل:

 بپذیرید که گاهی اوقات باید با بچّه ها بحث کرد و این بحث آن ها را آشفته خواهد کرد این برای آن ها خوب است.

4-   کنترل بیش از حد:

اگر قرار باشد ما مدام زندگی فرزندانمان را کنترل کنیم، کار بسیار مشکل خواهد بود. چون ما نمی توانیم این کار را بکنیم سعی می کنیم از طرق دیگری وارد عمل شویم مثلاً بیش از حد مراقب آن ها باشیم. برای اوقات فراغت آنان خارج از حد برنامه ریزی کنیم، زیاد با آن ها بحث کنیم و یا سخت گیری بیش از اندازه داشته باشیم که این ها با توانایی کودکان در یادگیری و تلاش  در جهت کنترل رفتارها و بحث هایشان و قبول مسئولیت زندگیشان منافات دارد.

 راه حل:

 باید سعی کنیم شرایط را کنترل کنیم، نه کودک را و زمانی که بچّه ها سعی در انجام کاری خارج از حدّ توان خود دارند ازآن ها  حمایت کنیم.

5-    یکسان نبودن رفتارها:

 درصد خاصی از تغییرات در رفتارها غیر قابل اجتناب است. امّا تغییرات مکرّر در نحوة رفتار با کودک باعث می شود که کودک نفهمد ما چه انتظاری از او داریم. مثلاً این که ساعات غذا خوردن و خوابیدن نظم خاصّی نداشته باشد کودک احساس به هم ریختگی داشته و استرس بیشتری پیدا خواهد کرد

راه حل:

 وقتی می خواهید برنامه تنظیم کنید، طوری برنامه ریزی کنید که به نفع همه باشد. از خود بپرسید این برنامه چه طور می تواند هم برای فرزندم مفید باشد و هم برای خودم. اگر در کوتاه مدّت نتیجه ای نگرفتید فکر نکنید که برنامة شما کارایی ندارد. بعضی اوقات مقاومت کردن مفید واقع می شود.

6-   سعی در اعمال نفوذ در زمانی که کودک توجّهی به  ما ندارد:

 گاهی اتّفاق می افتد که توضیحات کاملی دربارة کارهای خود و علّت امر ونهی مان به کودک می دهیم و بعد می فهمیم که او یا اصلاً به صحبت های ما گوش نکرده و یا از آن ها برداشت اشتباهی داشته است. اگر بچّه ها به حرف ما گوش نکنند پیام ما به راحتی در آن ها نفوذ نکرده و ما از تکرار آن حرف و عدم دستیابی به هدف خود آشفته تر می شویم.

 راه حل:

 سعی نکنید زمانی که بچّه ها عصبانی و یا بیش از حد خسته اند یا وقتی توجّه شان به چیز دیگری مانند تلویزیون معطوف شده برایشان دلیل و برهان بیاورید. باید اوقات مناسبی را برای این کار در نظر بگیرید، در مورد کودکان دبستانی برقراری جلسات خانوادگی می تواند وسیلة ارتباطی خوبی باشد.

7-    نشان دادن عکس العمل بی موقع قبل از

 تفکر دربارة آن:

 گاهی اوقات در اوج عصبانیت هستیم و نمی توانیم درست فکر کنیم، آن ها را تنبیه کرده و  وقتی غائله ختم می شود متوجّه می شویم خود اشتباه کرده و این ممکن است تبعاتی در پی داشته باشد.

 راه حل:

 در شرایطی که شما خسته اید یا کنترل خود را از دست داده اید بهتر است که پاسخ خود را به تأخیر بیندازید نه این که بگوئید من شدیداً عصبانی هستم.

8-   دخالت بیش از حد در جزئیات زندگی کودکان:

 بعضی از مسائلی که ما با آن روبرو هستیم واقعاً بزرگ و جدّی است امّا معلوم نیست که چرا گاهی اوقات ما آن قدر حسّاس می شویم که مسائل فوق العادّه جزئی را به جای واقعیّت های بزرگتر در نظر می گیریم. ما واقعاً نمی توانیم به تمام مشکلات کوچک ناشی از بچّه داری بی توجّه باشیم امّا نباید مسائل را آن قدر بزرگ کنیم که جلو دیدن نکات مثبت فرزندانمان را هم بگیرد.

 راه حل:

 خوب فکر کنید بدانید که تربیت فرزندان پلّکانی است و با پشت سر گذاشتن هر مرحله مشکلات آن به خودی خود فراموش خواهد شد. این که فرزندان شما امروزدروغی به شما می گویند به این معنا نیست که او برای همیشه یک دروغ گو باقی خواهد ماند و شما نباید حتماً همین امروز این مشکل را حل کنید. دو ماه بعد شما اصلاً  به یاد نخواهید آورد که چنین مشکلی داشته اید.

9-  عیب جویی از خود:

 والدین بسیاری را می بینیم که خیلی نسبت به خودشان سخت گیری می کنند و تصوّر می کنند اگر کودک خود را محدود کنند یا سرش فریاد بزنند والدین خوبی نیستند. اگر شما از خود ناراضی باشید یا از نظر روحی خسته باشید نمی توانید انرژی لازم را برای بچّه داری داشته باشید.

 راه حل:

 شما انسان هستید و انسان جائزالخطاست. نگران این نباشید که مردم دربارة نحوة تربیت فرزند شما چگونه فکر می کنند. آن ها فقط ظاهر قضیه را می بینند. اگر احساس می کنید نیاز به کمک دارید می توانید از جلسات مشاوره و دوره های آموزشی تربیت کودکان استفاده کنید. تا هم مشکلاتتان را حل کنید و هم روش های جدیدی را یاد بگیرید.

10-لذّت نبردن از زندگی:

 وقتی بچّه داری سخت باشد لذّتی از آن حاصل نمی شود و وقتی لذّتی نباشد ما نمی توانیم وظیفة پدر و مادری را به نحو احسن اجرا کنیم.

 راه حل:

 سرحال باشید. بزرگ کردن فرزندان مشکلاتی دارد امّا همیشه سرسخت نباشید. با بچّه ها بازی کنید بگذارید آن ها شما را در حالی ببینند که قهقهه می زنید یا روی زمین پشتک می زنید. اگر در بازی بجّه ها شریک شوید بچّه ها خوشحال خواهند شد و رفتارهای جالبی از خودشان نشان خواهند داد. این کار باعث لذّت بردن هر دوی شما خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:37  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

موفقیت تحصیلی فرزندان

 1- فرزندان خود را در بحث های خانوادگی مشارکت دهید. اگر آنان خودشان را دربرنامه های خانواده سهیم بدانند، انگیزه ی لازم برای یادگیری و فکر کردن را خواهند داشت.

2- به طور مرتب و منظم با معلم فرزندانتان در تماس باشید و با آنان در مورد پیشرفت تحصیلی همکاری، هم فکری و مشورت کنید.

3- روزانه بخشی از اوقات فراغت زندگی تان را برای کمک به پیشرفت تحصیلی فرزندان و یا مشاورت با آنان اختصاص دهید.

4- به فرزندانتان احترام بگذارید، برای آنان شخصیت قائل شوید و با تأیید وتصویب نظریات آنان ، با دید حرمت و ارزشمندی به آنها بنگرید.

5- استعداد ها و توان مندی های فکری و جسمانی فرزندانتان را باور داشته باشید.

6- شکست وعدم موفقیت فرزندانتان باید زمینه ی ترقی و پیشرفت آنان باشد ، نه سبب ایجاد یأس و ناامیدی.

7- فرزندانتان را یاری کنید تا مدرسه ی خودشان را به یک محیط شاد و همراه با شور و نشاط تبدیل کنند.

8- فرزندانتان را کمک کنید تا خودشان مشکلات خودشان را حل کنند و تکالیف خود را انجام دهند.

9- مواظب باشید عوامل و موانعی که باعث افت تحصیلی فرزندانتان هستند ادامه پیدا نکند.

10- در مواقعی که قادر به حل مشکلات فرزندانتان نیستید از مشاورین تحصیلی – تربیتی و افراد متخصص در تعلیم و تربیت کمک بگیرید.

11- باید زمینه های تمرکز حواس را در فرزندانتان ایجاد کنید.

12-کودکان و فرزندان خود را به طو ر واقعی تشویق کنید و از تشویق های ساختگی خودداری کنید.

13- کودکان و فرزندانتان را تشویق به انجام کارهای پسندیده و نیک بکنید و برای ایجاد عادت خوب مطالعه کردن تأکید و پافشاری کنید.

14- در فرزندانتان احساس ایمنی ایجاد کنید و از ترس و دلهره آنان از مدرسه و ... بکاهید.

15- هیچ گاه فرزندانتان را از امتحان نترسانید. البته داشتن ترس از معلم ، مدرسه و امتحان در حد معقول برای کودکان سازنده و مفید است.

16- از طریق گوش دادن به سؤالات فرزندانتان در گسترش علاقه و جلب توجه آنان به یاد گیری تلاش کنید .

17- والدین باید فرزندانشان را تشویق کنندکه برای کسب خوشبختی و سعادت کوشش کنند .

18- فرزندانتان را تشویق کنید در یک زمان روی یک موضوع خاص سعی بیشتری بکنند تا نمرات خوبی کسب کنند . خواندن موضوعات مختلف او را سر در گم می کند .

19- از هر گونه اختلاف و دعوای زناشویی در محیط خانواده جداّ خودداری کنید . زیرا موجب ایجاد اضطراب و ترس در کودکان می شود .

20- سعی کنید گفتار وحرکات شما در تضاد با مقررات مدرسه نباشد . هم آهنگی با مقررات وضع شده در مدرسه یکی از عوامل ایجاد تعادل روحی در کودکان است .

21- از طریق فراهم کردن امکانات، فرزندتان را در پیشرفت تحصیلی کمک کنید .

22-در بروز خلاقیت ها وابتکارات او را تشویق کنید .

23- چون کودکان کنجکاو هستند باید د ر حد توان سؤالات آنها را پاسخ دهید وآنان را تشویق کنید تا سؤالات خودشان را برای بروز استعدادهایشان مطرح کنند 24- زیاد از حد به فرزند خود امر و نهی نکنید ( تذکر ندهید ). او باید یاد بگیرد که شخصاّ کارهای خود را دنبال کند .

25- هرگز در پاسخگویی به او عجله نکنید . منتظر باشید تا جملات و مطالب فرزندتان به طور روشن و کامل ادا شود .

26- تکالیف فرزندتان را انجام ندهید ، بلکه او را راهنمایی کنید تا خودش انجام دهد .

27- محیط خوبی برای مطالعه ی او به وجود آورید .

28- پدر و مادر هر دو باید نسبت به سرنوشت و پیشرفت تحصیلی فرزندانشان احساس مسؤلیت کنند و هرگز آن را به دیگری واگذار نکنند .

29- کمک کنید تا کودکان ، خود را افرادی شایسته و لایق بدانند . داشتن تصور شایسته از خود در ایجاد انگیزه پیشرفت تحصیلی مؤثر خواهد بود و آنان را افرادی مسؤلیت پذیر و اجتماعی بار خواهد آورد .

30- از کودک انتظار پیشرفت تحصیلی معقول و منطقی داشته باشید و توقعات شما بر اساس توانمندی های او باشد .

31- شیوه های مطالعه منظم و برنامه ریزی شده را به کودکان خودتان آموزش دهید .

32- هیچگاه در نزد فرزندانتان از مدرسه و معلمشان بدگویی نکنید .

33- هیچگاه مشکلات شغلی و اقتصادی را به کودکانتان انتقال ندهید .

34- روحیه یأس و ناامیدی را در فرزند خود ایجاد نکنید و همیشه مشوق امیدواری و خوش بینی باشید .

35- از آخرین یافته های روان شناسی رشد و روان شناسی تربیتی اطلاع یابید واز آموخته های روانشناسی در برخورد بافرزندانتان بهره مند شوید .

36- روحیه نظم و انضباط را درفرزندتان ایجاد کنید ، حتی اگر محدودیت هایی برای آنان به وجود آید.

37- نسبت به سرنوشت فرزندانتان احساس مسؤلیت کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:36  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

آيين نامه بهداشت محيط مدارس

ماده 1: محلي كه براي احداث مدرسه در نظر گرفته مي شود ، بايد در فاصله و موقعيت مناسبي نسبت به مراكز جمعيتي و نواحي مسكوني و آموزشي بوده و در مالكيت آموزش و پرورش و داخل محدوده شهري يا روستا قرار داشته ،  و امكان دسترسي به تاسيسات مانند آب،  برق، تلفن و گاز داشته باشد . بر اساس مطالعات اقليمي منطقه ، در هنگام احداث ساختمان مدرسه ، رعايت نكات زير ضروري است :

با توجه به تعيين جهت وزش باد ، زمين انتخابي نبايد در مسير و مجاورت عوامل الودگي زا مانند كارخانجات صنعتي ، شيميايي ، محل هاي دفن زباله ، فاضلاب شهري ، دامداري ، مرغداري ، دباغ خانه ها ، كشتارگاهها ، كوره هاي آجرپزي ، محل انباشت كود و ساير مراكزي كه به نحوي ممكن است ايجاد دود ، بو و گرد غبار نمايد قرار داشته باشد .

بايد دقت شود تا محل احداث مدرسه در جوار بيمارستان ، تيمارستان ، گورستان ، زندان ، خطوط راه آهن ، بزرگراهها قرار نداشته باشد و خارج از حريم هاي كابلهاي فشار قوي برق (هوايي يا زميني) خطوط اصلي و فرعي گاز رساني ، پست هاي زميني فشار قوي ، پمپ بنزين ، محل عرضه و فروش كپسول هاي گاز ، انبار هاي مواد محترقه ، منفجره ، تركيبات شيميايي مانند كاغذ ، پارچه ، لاستيك ، چوب ، الياف و غيره و نيز در مسير حوزه هاي آبريز فرعي و مصب رودخانه واقع نشود .

تبصره 1 : در صورتيكه احداث مدرسه در نزديك محيط هاي ذكر شده در ماده 1 اجتناب ناپذير و اجباري باشد ، بايد حداقل 500 متر با مراكز فوق فاصله داشته باتشد

تبصره 2 : در صورتيكه ابتدا مدرسه احداث شده باشد  ساير مراكز بايد فاصله مناسب (حداقل 500 متر) تا مدرسه را رعايت نمايند .

ماده 2 : معيار محاسبه مساحت زمين مورد نياز به منظور احداث مدرسه ، تعداد دانش آموزاني خواهد بود كه در آن مدرسه به تحصيل اشتغال خواهند داشت و متناسب با دوره هاي ابتدايي

تبصره 1: براي احداث مدارس فني و حرفه اي ،  مدارس شبانه روزي و مدارس كار و دانش حسب مورد علاوه بر زمين اشاره شده در ماده 2 اين آيين نامه بايد زمين كافي جهت احداث كارگاه ،  آزمايشگاه اختصاصي ،  فضاهاي ورزشي ،  خوابگاه ،  سالن غذا خوري ،  آشپزخانه و انبار در نظر گرفته شود .

تبصره 2 : تعداد طبقات مدارس براي دوره هاي ابتدايي و راهنمايي حتي الامكان  دو طبقه  و در صورت ضرورت حداكثر سه طبقه  و براي دبيرستان هاي فني و حرفه اي و كار و دانش حداكثر چهار طبقه مجاز است .

تبصره3 : ضوابط احداث خوابگاه ،  سالن غذاخوري ،  آشپزخانه ،  انبار ،  سردخانه ،  بوفه ،  حمام ،  سرويس هاي بهداشتي و ضوابط و معيارهاي  طراحي فضاهاي آموزشي و پرورشي سازمان نوسازي،  توسعه و تجهيز مدارس كشور رعايت گردد .

تبصره  4 : آيين كار مكان يابي و ساختمان ،  تجهيزات و بهداشت بوفه مدارس مي بايست با استاندارد 4072 مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مطابقت داشته باشد

ماده 3 : لازم است نقشه هاي ساختماني مدارس و ساير فضاهاي مرتبط در مقطع مختلف تحصيلي منطبق با معيارهاي بهداشتي  وبر اساس استانداردهاي موجود در ضوابط طراحي فضاها ( مربوط به سازمان نوسازي،  توسعه و تجهيز مدارس كشور و بند 7 استاندارد ملي ايران ، شماره 2086 مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران ) طراحي شود .

تبصره : هر گونه اصلاحات ،  تعويض محل و توسعه ساختمان مشمول ماده 3 اين آيين نامه خواهد بود .

ماده 4: ديوارهاي كلاسها بايد كاملاٌ خشك،  بدون درز ،  صاف و حداقل تا ارتفاع كف پنجره ها از سنگ مناسب استفاده شده و بقيه سطح ديوار مطابق با جدول رنگ فضاهاي آموزشي و جدا ول نازك كاري رنگ آميزي گردد و تمهيدات لازم جهت جلوگيري از انتقال صوت  به كلاس مجاور انجام شود .

ماده 5 : كف كلاسها،  راهروها و پله ها بايد مقاوم ،  مسطح و قابل شستشو بوده و لغزنده نباشد .

ماده6 : سقف كلاسها بايد صاف ،  بدون درز و شكاف و به رنگ روشن باشد

ماده  7 : تابلو كلاس درس بايد در محلي مناسب كه نور كافي به آن مي رسد قرار داشته ودر معرض ديد كامل دانش آموزان  وبه رنگ سبز مناسب و غير براق باشد ،  تا از ايجاد خيرگي  بر اثر بازتاب نور جلوگيري گردد . فاصله تابلو كلاس درس از اولين رديف دانش آموزان نبايد از 20/2 منر كمتر باشد .

ماده  8 : براي هر نفردانش آموز در كلاس حداقل بايد 25/1 متر مربع سطح در نظر گرفته شود .

حداكثر ابعاد قابل قبول براي كلاس درس 8 متر طول و 7 متر عرض مي باشد . ارتفاع سقف كلاس نبايد از 3 متر كمتر باشد .

ماده 9 : ضوابط ارگونومي (مناسبات فيزيكي بدن) براي دانش آموزان دوره هاي مختلف تحصيلي بايد بر اساس معيارها و ضوابط طراحي سازمان نوسازي مدارس و مركز سلامت محيط وكار و بند 6 استاندارد ملي ايران 2086 موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران ،  در ساخت تجهيزات ،  منطبق باشد .

ماده  10 : پله هاي مشرف به پرتگاه در مدارس بايد لغزنده نبوده و به نرده مناسب مجهز باشد .

ماده  11 : حداكثر ارتفاع پله در مدرسه 18 سانتيمتر و حداقل عرض آن 30 سانتيمتر و طول آن حداكثر 30/1 متر باشد .

ماده 12: نقشه مدارس استثنايي،  طبق ضوابط و استانداردهاي موجود براي معلولين بوده و كلاسها در طبقه همكف در نظر گرفته شود .

ماده 14: در و پنجره هاي مشرف به فضاي خارج ،  براي جلوگيري از ورود حشرات بايد به توري سيمي مناسب مجهز باشند و پنجره هاي طبقات فوقاني مشرف به پرتگاه علاوه بر موارد فوق داراي نرده محافظ يا كتيبه ثابت باشد ( از جا شيشه بزرگ استفاده نشود ).

ماده 14: كلاس دانش آموزان خرد سال بايد در طيقات پايين تر ساختمان قرار گيرد .

ماده  15 :ايجاد هر گونه بالكن و تراس مرتبط با كلاس ممنوع است .

ماده 16 : سالن اجتماعات،  كارگاه،  آموزشگاه،  مكانهاي ورزشي و اتاقهاي عمومي در نقشه ساختماني مدرسه طوري منظور شود ،  كه مزاحمتي براي كلاسهاي درس بوجود نياورد .

ماده 17: در مدارس شبانه روزي مساحت اتاق خواب بايد مطابق استانداردهاي طراحي فضاي سازمان نوسازي ،  توسعه و تجهيز مدارس و مركز سلامت محيط و كار،  براي هر اتاق خواب حدود 40متر مربع با 4 تخت دو طبقه به ظرفيت 8 نفر باشد ( براي هر نفر 5 متر مربع سطح در نظر گرفته شود).

تبصره: حداكثر تعداد افراد در هر اتاق عمومي نبايستي بيش از 8 نفر باشد .

ماده 18: كف آزمايشگاه و سطح ميزهاي آن بايد قابل شستشو و نسبت به حرارت و مواد شيميايي و غيره مقاوم باشد.

ماده 19: آب مورد مصرف بايد با استاندارد ملي  1053 و 1011 مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مطابقت داشته باشد .

تبصره 1: در روستاهايي كه آب لوله كشي دارند بايد مدرسه به شبكه آب روستا متصل شود .

تبصره2 : در مدارسي كه از آب لوله كشي برخوردار نيستند و يا با قطع آب شبكه مواجه مي باشند لازم است با استفاده از منبع بهداشتي ، ذخيره آب مورد نياز شرب و ساير مصارف بهداشتي با رعايت ضوابط و براي هر دانش آموز حداقل 15 ليتر در روز تامين گردد . ضمنا براي مدارس شبانه روزي حداقل ميزان آب مصرفي يكصد ليتر براي هر نفر در نظر گرفته شود .

تبصره 3 : آبخوري عمومي آموزشگاه بايد داراي شرايط زير باشد :

الف ) كف محوطه آبخوري قابل شستشو و داراي شيب كافي و مناسب به طرف مجراي فاضلاب باشد .

ب) ديوار لبه آبخوري بايستي از جنس قابل شستشو (نظير كاشي) بوده و داراي شيب مناسب بطرف مجراي فاضلاب باشد .

ج) ديوار اطراف آبخوري از جنس قابل شستشو (نظير كاشي ، سراميك ، سنگ و ...) باشد .

د) آبخوري عمومي دانش آموزان بايد با شيرهاي مناسب يا آب سرد كن مجهز گردد و حداقل براي هر 45 نفر يك شير آبخوري پيش بيني شود . ارتفاع شير آن متناسب با سن دانش آموزان در دوره هاي مختلف تحصيلي (100- 75 سانتيمتر) از سطح زمين باشد .

ه) آبخوري بايد خارج از سرويس هاي بهداشتي و با رعايت شرايط بهداشتي و با فاصله حداقل 15 متر احداث گردد .

ماده 20 : تعداد توالت ها در مدرسه به ازاء هر 40 نفر حداقل يك چشمه توالت و هر 60 نفر يك دستشوئي در نظر گرفته شود .

تبصره 1 :مشخصات بهداشتي توالتها و دستشوئيها از نظر طراحي و اجرا مطابق با موارد مندرج در ماده 2 آيين نامه باشد .

تبصره 2 : ارتفاع دستشوئي ها متناسب با سن دانش آموزان در دوره هاي مختلف تحصيلي (75-60  سانتيمتر از سطح زمين ) باشد .

تبصره 3 : استفاده از صابون مايع در دستشوئي ها ضروري بوده كه بهتر است توسط مخزن ثابت صابون مايع و لوله كشي روي دستشوئي ها انجام شود .

ماده 21 :نحوه دفع فاضلاب بايستي بر اساس استاندارد هاي موجود از نظر بهداشتي ، طراحي و اجرا شود .

تبصره 1 : مناطقي كه سيستم دفع فاضلاب (اگو) ندارند ، دفع فاضلاب به چاههاي جاذب و يا سپتيك تانك طبق اصول بهداشتي انجام گرفته و طرح آن بايستي طبق ضوابط و معيارهاي طراحي فضاي آموزشي و پرورشي سازمان نوسازي ، توسعه و تجهيز مدارس كشود تهيه و اجرا گردد .

تبصره 2:حجم سپتيك تانك يا چاه فاضلاب بر اساس طراحي پروژه از نظر معماري با توجه به ظرفيت مدرسه محاسبه و تعيين گردد .

ماده 22 : كلاسها بايد حتي الامكان طوري ساخته شوند كه از نور طبيعي استفاده نمايند ، ترجيحا پنجره ها در سمت چپ دانش آموزان تعبيه شود و سطح آن حدود يك پنجم مساحت كلاس باشد .

تبصره 1: در مورد كلاسهاي شبانه روزي و يا كلاسهايي كه اجبارا" از نور مصنوعي استفاده مي نمايند شدت روشنائي بايستي برابر 500-300 لوكس بوده و نحوه تابش طوري باشد كه ايجاد خيرگي دانش آموزان ننمايد .

ميزان نور راهروها بايستي برابر 150-100 لوكس و رختكن ها و دستشوئي ها حداقل 500-100 لوكس در نظر گرفته شود .

تبصره2 :شدت روشنايي براي كارگاههاي فني و حرفه اي در مدارس و آزمايشگاهها مطابق با معيارهاي بهداشت كار موضوع ماده 85 قانون كار جمهوري اسلامي ايران رعايت شود .

ماده 23 : درجه حرارت مناسب جهت كلاسها بين 21- 18  درجه سانتيگراد و رطوبت 60-50 درصد مي باشد .

تبصره : در مورد تامين گرماي كلاسها بايد ضوابط زير رعايت شود :

وسايل گرمايشي بخصوص بخاريهاي گازي مدارس بايد استاندارد بوده و گازهاي حاصل از سوخت دستگاههاي مولد حرارت به خارج از كلاس هدايت شود تا حداقل اكسيژن را براي سوخت كامل مصرف كند . خطر آتش سوزي وجود نداشته باشد و فضاي كلاس را بطور يكنواخت گرم نمايد ( نكات ايمني بطور كامل رعايت گردد) .

ماده23: كليه مراكز آموزشي مشمول اين آيين نامه بايد مجهز به وسايل اعلام و اطفاء حريق بوده و از نظر طراحي بايستي پيش بيني هاي لازم جهت تامين راههاي ورودي و خروجي اضطراري با توجه به  ظرفيت مدرسه و تعداد طبقات به عمل آيد . اين راهها بايستي با علائم ويژه و با رنگ سبز مشخص گردد تا محل فرار اضطراري مشخص گردد.

تبصره1: حداقل دو راه براي مواقع اضطراري كه از هر نقطه داخل ساختمان قابل رؤيت باشد لازم است . و بايستي امكان تخليه ساكنين در كوتاه ترين زمان ميسر گردد و اجزاء سازه اي مسيرهاي فرار در مقابل حريق مقاوم باشند .

تبصره 2: اصول طراحي سازه هاي ايمني مدارس طبق استاندارد ملي 4571 مؤسسه استاندارد وتحقيقات صنعتي ايران رعايت گردد .

ماده  25 : كليه كلاسها ، راهروها ، قسمتهاي اداري ، خوابگاه ، ناهارخوري ، آشپزخانه ، توالت و دستشويي ، محوطه سالن ورزشي،  كارگاه و آزمايشگاه بايد داراي زباله دان بهداشتي درب دار،  ضد زنگ با ظرفيت و تعداد مناسب باشند و روزانه تخليه و به موقع شستشو و تميز گردند.

ماده  26 : وجود هر گونه حوض و حوضچه در محوطه مدارس ممنوع است .

ماده27 : ديوارها و كف كارگاه و آزمايشگاه بايستي از جنس مقاوم و قابل شستشو (كاشي،  سراميك،  موزاييك و ...) باشد و كف لغزنده نبوده و داراي شيب مناسب به طرف كف شوي باشد .

تبصره 1: آزمايشگاه و كارگاه بايستي مجهز به دستشويي و صابون مايع باشد .

تبصره2: آزمايشگاه و كارگاه بايد داراي دستگاه تهويه متناسب با حجم سالن جهت تهويه هوا باشد .

تبصره 3 :  دستورالعمل ايمني كار در آزمايشگاه بايد داراي دستگاه تهويه متناسب با حجم سالن جهت تهويه هوا باشد.

تبصره 4 : دستوالعمل ايمني كار در آزمايشگاه و كارگاه مطابق با ماده 85 و تبصره 1 ماده 96 قانون كار جمهوري اسلامي ايران و دستوالعمل ايمني كار در آزمايشگاه و كارگاه حسب مورد تهيه و در محل مناسب و قابل روئيت نصب گردد

ماده  28 : هر مدرس بايستي داراي اتاق خدمات بهداشتي مجهز به تجهيزات كامل جهت انجام فعاليتهاي بهداشتي تغذيه اي ( معاينات بهداشتي درماني دانش آموزان شامل بيمار يابي ،  بينايي سنجي ،  شنوايي سنجي، و پايش رشد آموزش بهداشت و تغذيه به كاركنان و دانش آموزان ، كمكهاي اوليه در موقع بروز حادثه و....) باشد .

ماده  29 : براي هر 15 مدرسه همجوار ،  يك مدرسه كه مركزيت دارد بعنوان مدرسه پايگاه سلامت دانش آموز در نظر گرفته شود. در مدرسه پايگاه سلامت ،  فضايي به مساحت حداقل 30متر مربع ( شامل سه اتاق) جهت انجام معاينات تخصصي دانش آموزان با كليه لوازم و تجهيزات مورد نياز اختصاص داده شود .

تبصره : از درمانگاههاي دانش آموزي يا فرهنگيان و مراكز بهداشتي درماني نيز مي توان به عنوان پايگاه هاي سلامت براي مدارس همجوار استفاده كرد .

ماده 30 : در هر درسه بايد به ازاء هر دانش آموز5/0 متر مربع فضاي سبز در نظر گرفته شود .

ماده31 : به منظور جلوگيري از ايجاد گرد وغبار در محيط مدرسه،  محوطه مدرسه بايد با آسفالت يا بتون كف و نظاير آن مفروش گردد .

ماده 32 : كليه مراكز آموزشي اعم از پيش دبستان،  دبستان،  مدرسه راهنمايي،  دبيرستان مراكز پيش دانشگاهي و مدارس فني و حرفه اي و كار و دانش مرتبط با آموزش و پرورش و امثال آن مشمول اين آيين نامه مي باشند .

ماده  33 : اخذ صلاحيت بهداشتي جهت احداث و تاسيس مدرسه طبق قانون ماده 13 مواد خوردني ،  آشاميدني ، آرايشي و بهداشتي از سوي مركز سلامت محيط و كار وزارت بهداشت،  درمان و آموزش پزشكي لازم الاجرا است .

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:35  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

اهداف و وظايف انجمن اوليا ومربيان واحدهاي آموزشي

مدرسه مهم ترين نهاد اجتماعي ، تربيتي وآموزشي ، و اصلي ترين ركن تعليم وتربيت است كه به منظور تربيت صحيح دانش آموزان درابعاد ديني ، اخلافي ، علمي ، آموزشي ، اجتماعي و كشف استعدادها وهدايت و رشد متوازن روحي و معنوي و جسماني آنان برابر ضوابط وزارت آموزش وپرورش تأسيس و اداره مي شود. اين نهاد با همكاري كليه ي كاركنان و با مشاركت دانش آموزان و اولياي آنان زير نظر مدير مدرسه اداره مي شود. 

اركان مدرسه

1-  مدير مدرسه

2-   شوراي مدرسه

3-   انجمن اوليا ومربيان

4-   شوراي معلمان

5-  شوراي دانش آموزان

 

 انجمن اوليا ومربيان

انجمن اوليا ومربيان هر مدرسه هيأت منتخبي است از اولياي دانش آموزان و مربيان همان مدرسه كه با تفاهم و صميميت م به منظور تقويت همكاري و مشاركت اولياي دانش آموزان جهت كمك به ارتقاي كيفيت فعاليت هاي آموزش وپرورش و گسترش ارتباط خانه ومدرسه ، برطبق مقررات و ضوابط وزارت آموزش وپرورش انجام وظيفه مي نمايد.

 الف ترتيب اعضا

1-  مدير مدرسه

2-   يكي از معاونين و انتخاب مدير

3-  نماينده ي شوراي معلمان

 4-   معاون پرورشي يا يكي ازمربيان امور تربيتي ، و در صورت نبود مربي ، يكي از معلمان آگاه به مسائل تربيتي به انتخاب مدير

5-   برگزيدگان اولياي دانش آموزان

 تبصره ي1:تعداد اولياي دانش آمو زان و نحوي انتخاب آنان جهت عضويت درانجمن و چگونگي وزمان تشكيل جلسات برابرماده ي

19 آيين نامه ي انجمن مركزي اوليا ومربيان خواهد بود. ( دربند 20 شرح وظايف ، به آن اشاره شده است .)

تبصره ي 2 : درصورت لزوم ، مدير مدرسه مي تواند ازنماينده ي شوراي دانش آموزان و برحسب موارد از افراد ذي ربط و صاحب نظر براي شركت درجلسات انجمن دعوت كند.

ب- شرح وظايف انجمن اوليا و مربيان آموزشگاه

1-تأمين مشاركت فكري ، فرهنگي ، عاطفي وآموزشي اوليا وتقويت ، هماهنگي و همسويي تربيتي و آموزشي خانه ومدرسه

2-جلب همكاري اولياي دانش آموزان جهت مشاركت و كمك و ارتقاي كيفيت فعاليت هاي مربوط و ارائه ي پيش نهادهاي لازم به مدير مدرسه

3-مشاوره و برنامه ريزي درجهت  تحقق هرچه بهتر اهداف انجمن

4-همكاري و مشاركت با شوراي معلمان دربرگزاري كلاس هاي فوق برنامه

5-برنامه ريزي و تصميم گيري جهت تشكيل جلسات آموزش خانواده

6-  همكاري و مشاركت بامدير مدرسه دراجراي فعاليت هاي پرورشي ، برگزاري اردوهاي دانش آموزي و بازديد از مراكز علمي ،

آموزشي وفرهنگي

7-  تلاش و همكاري براي جلب مشاركت اولياي دانش آموزان ، صاحبان ِحَرف ، افراد خير ومؤسسات خيريه درتأمين امكانات مورد

نياز و بهبود اداره ي امور مدرسه   

8-  تهيه ي برنامه ي بهداشتي و پزشكي با مشاوره ي افراد آگاه ، و كمك به مراقبان بهداشت ونظارت براجراي آن درمدرسه

9- همكاري م مشاركت درباره ي چگونگي قدرداني از كاركنان ، اولياي دانش آموزان و اعضاي شوراهاي مدرسه با رعايت ضوابط ومقررات مربوطه

10- برنامه ريزي و تشكيل جلسات عمومي اولياي دانش آموزان

11- نظارت برچگونگي اخذ كمك هاي مردمي با رعايت قوانين و مقررات مربوطه

 12- تشكيل شوراي مالي مدرسه با عضويت مدير مدرسه ، رئيس انجمن ونماينده ي شوراي معلمان دراولين جلسه ي انجمن

13- مشاركت دراجراي برنامه هاي كارآموزي هنرجويان در هنرستان ها

14- نظارت برنحوي هزينه ي وجوه حاصل از كمك هاي مردمي ، خدمات فوق برنامه ، سرانه ي دانش آموزان وكمك هاي شوراهاي آموزش  وپرورش از طريق شوراي مالي و مطابقت موارد هزينه با برنامه هاي مصوب شوراي مدرسه 

15- بررسي و اتخاذ تصميم نسبت به سرويس رفت وبرگشت

 16- انتخاب نماينده براي شركت در شواري مدرسه

هم چنين براساس موارد آيين نامه ي انجمن اوليا ومربيان واحدهاي آموزشي ، وظايف زير نيز بر عهده ي انجمن اوليا ومربيان مدرسه مي باشد :

       ماده ي 16 مدير مدرسه موظف است حداكثرتا اخرمهرماه هرسال ( پايان هفته پيوند ) از تمام اولياي دانش آموزان دعوت به عمل آورد وپس از تشكيل جلسه ي عمومي اوليا ، با استفاده از آگاهي هاي خود مخصوصاً  محتواي كتاب آشنايي با انجمن اوليا ومربيان ؛ لزوم تشكيل ، فوايد و وظايف انجمن امده است براي آنان تشريح كند.

          ماده ي 19 تعداد اعضاي اولياي منتخب براي عضويت درانجمن مدرسه برمبناي زير تعيين مي شود:

1-  درمدارسي كه عده ي دانش آموزان آن ها كم تر از 300 نفرباشد، عده ي اولياي منتخب جمعاً هفت نفرخواهد بود كه چهار نفر عضو اصلي و 3 نفربقيه عضو علي البدل هستند.

2-   در مدارسي كه عده ي دانش آموزان آن ها بيش از 300 نفرباشد، به ازاي هر 100 نفردانش آموز اضافي يك نفراز  اوليا بر تعداد اعضاي اصلي افزوده مي شود . ولي عده ي اعضاي علي البدل هم چنان 3 نفرخواهد بود.

ماده ي 20- مدت زمان كار انجمن اوليا ومربيان هر مدرسه يك تحصيلي است ودر مهرماه هرسال انتخابات بايد تجديد شود . اعضاي انجمن سال گذشته در صورت برخورداري از شرايط انتخاب مي توانند دوباره خود را براي عضويت در انجمن نامزد كنند.       

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:34  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

انواع خانواده ها از نظر تربیت کودک

 به طور  خلاصه از نظر نحوه تربیت کود ک و بطور کلی نحوه اداره سیستم خانواده می توان 4 نوع خانواده را :مشخص کنیم که عبارتند از :

 الف - خانواده خشک و سخت گیر ( والدین سخت گیر و مستبد )

 ب -   خانواده سهل گیر و آسان گیر

 ج -   خانواده گسسته (‌ خانواده پریشان )

 د  -   خانواده دمکرات (‌ خانواده سالم ) 

الف  - خانواده خشک و سخت گیر:

1 -  پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار می کنند که والدین خودشان رفتار کرده اند.

2 -  تصمیم گیری با یکی از والدین ( خصوصا پدر )‌ انجام می گیرد. معمولا پدر خانواده حاکم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هیچ یک از اعضای خانواده اجازه اظهار نظر ندارند.

3 - والدین چنان رفتار می کنند که فرزندان می آموزند حق هیچ گونه ابراز عقیده ای را - حتی در مواردی که می تواند مانع از بروز بعضی مشکلات برای خانواده گردد - ندارند.

4 - اگر فرزندان از فرمان والدین اطاعت نکنند ‍ ، والدین آنان ناراحت  ، خشمگین و آزرده خاطر می شوند.

5 - فرزندان جرات سئوال کردن در مورد انجام دادن یا انجام ندادن کارها را ، از والدین خود ندارند.

6 - والدین بر رفتا و کارهای فرزندان خود کنترل شدید دارند و همه تصمیمات را شخصا اتخاذ می کنند.

7 - والدین دلیلی را - برای دستوراتی که صادر می کنند - برای فرزندان خود ارائه نمی دهند و از آنان می خواهند بدون چون و چرا از این دستورات اطاعت کنند.

8 - نسبت به رعایت نظم و انضباط  ،‌ ارزشی افراطی قایل هستند و والدین توانایی تحمل هیچ گونه بی نظمی را از طرف فرزندان خود ندارند.

9 - به سخنان کودکان خود  گوش نمی دهند و اگر هم سخنی را بشنوند برای آن است که با آن مخالفتی را نشان دهند.

10 - در مواردی که فرزندان خود را نصیحت یا آنان را از انجام دادن کاری منع می کنند ،‌ دلیل خاصی را ارائه نمی دهند.

11 - برای تصمیات فرزندان خود ،‌ حتی اگر این تصمیمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نیستند.

13 - معتقدند که چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بیشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراین ، حق دخالت در همه امور و حتی در خصوصی ترین کارهای فرزندان خود را دارند.

14 - برخورد آنان با فرزندان خود احترام آمیز نیست و حتی از تحقیر فرزندان خود در حضور دیرگان نیز ابایی ندارند.

15 - غالبا نیازهای عاطفی کودکان ارضاء نمی شود.

16 - ممکن است که والد ضعیف در چنین خانواده ای با کودکان ائتلاف کند در چنین حالتی ارزش هر دو والد نزد کودک شکسته می شود . اگر بنا باشد یکی از والدین به عنوان منبع قدرت خانواده آسیب ببیند می توان تصور کرد والد دیگر نیز ارزش پیشین خود را نخواهد داشت.

17- چنین کودکانی احتمالا جذب گروه های بیرون شده و با عزت نفس پائین که دارند دچار بزهکاری می شوند. 

18 - بسیاری از این والدین ممکن است به خاطر کمال گرایی که دارند ، کودکان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترین انتظارات را داشته و پیوسته به شکل نوین بر آنها سخت گیری کرده و برنامه های سخت گیرانه برایشان تدارک ببیند.

19 - احتمال دروغ گویی و ریا کاری در کودکان چنین خانواده هایی به علت ترس از تنبیه و سرزنش افزایش می یابد.

20 - چنین کودکانی به علت اینکه مرتبا علایقشان سرکوب شده و موجب تحقیر قرار گرفته اند و همچنین دیگران برای اموراتشان تصمیم گرفته اند ،‌ از خلاقیت کمی برخوردارند . اگر چه ممکن است به علت سخت گیری والدین از نظر آموزش بعضی از مهارتها ، پیشرفتی کرده باشند.

21 - اضطراب ،‌ افسردگی ،‌ همچنین وسواس و کمال گرایی ،‌ نا امیدی و بسیاری از مشکلات روانی ممکن است دامنگیر کودکان خانواده های سخت گیر گردد.

22 - غالبا والدین سخت گیر ، خود را منطقی نیز تصور می کنند. و برای هر کارشان دلیل تراشی می کنند. ولی غیر مستقیم به خاطر سختی گیری آنهاست که کودکان فرمانشان را اجرا می کنند نه منطقشان.

  ب )‌ خانواده سهل گیر و آسان گیر

1 - پدر و مادر به دنبال نیازهای ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جوانی و نوجوانی و دل مشغولی های خود هستند.

2 - به امر تربیت و ارضاء نیازهای جسمی و روانی کودک نمی پردازند و چون آسانگیر هستند ،‌ برای خاموش کردن صدای بچه ،‌ هر چه کودکشان از آنها می خواهد ، آنها انجام می دهند . لذا کودک پرتوقع تربیت می شود.

3 - هدفها و انتظارات برایشان روشن نیست و به همین دلیل ، در تربیت فرزندان خود از روش  ، فلسفه یا دیدگاه خاصی پیروی نمی کنند.

4 - هیچ نوع کنترلی بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را کاملا آزاد می گذارند تا به هر نحوی که خود مایل هستند ‍،‌ شیوه های خاص زندگی خود را انتخاب و به کار گیرند.

5 - هیچ نوع انتظار و توقع خاصی از فرزندان خود ندارند و فرزندان نیز به نوبه خود می آموزند که والدین نباید از آنان انتظار خاصی را داشته باشند.

6 - نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتی در مواردی که مورد آزار و اذیت خود آنان و دیگران قرار می گیرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمی دهند و در این موارد ، بی تفاوت عمل می کنند.

7 - اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نکنند ، ناراحت نمی شوند و چنان رفتار می کنند که گویی عدم اطاعت از دستورات والدین امری طبیعی ، عادی و متداول است.

8 - در پاداش دادن - وقتی از فرزندان رفتار پسندیده ای سر می زند - یا تنبیه آنان - در هنگامی که کار خلاف از آنان سر می زند - اهمال می کنند و بی تفاوت هستند (‌به یاد داشته باشیم که منظور از تنبیه کردن در معنای روانشناختی آن ،‌ محروم کردن فرزند از پاداش است و تنبیه بدنی مورد نظر نمی باشد).

9 - شیوه های رفتاری والدین چنان است که در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ایجاد نمی کند.

10 - نسبت به تکالیف و نمرات درسی فرزندان خود توجه نشان نمی دهند و علاقه ای نیز به همکاری با معلمان و مدیریت مدرسه محل تحصیل آنان ندارند.

11 - آنچه را که فرزندان اراده کنند یا بخواهند ، برای آنان تهیه می کنند و در این مورد ،‌ سلیقه خاصی را اعمال نمی کنند.

12 - هیچ گونه تلاش خاصی را در زمینه استقلال فرزندان خود انجام نمی دهند و چنانچه یکی از فرزندان شدیدا به آنان وابسته باشد ،‌ کار خاصی را در زمینه کاهش این نوع وابستگی که بعدا برای آنان مشکل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمی دهند.

13 - نظم و ترتیب را در محیط خانواده رعایت نمی کنند و از فرزندان خود نیز انتظار خاصی در این زمینه ندارند.

14 - فرزندان خود را برای انجام هر کاری آزاد می گذارند و حتی در مواردی که مداخله آنان لازم به نظر می آید ، دخالت نمی کنند.

15 - این بچه ها چون در زندگی با موانع مواجه نشده است ،‌ لذا وقتی وارد جامعه می شود به خاطر عدم تجربه کافی ، زود تسلیم میشود و شکننده هست.

 ج ) خانواده گسسته (‌خانواده پریشان )

1 - در این خانواده ها بعلت اختلاف بین والدین ، معمولا به صورت قهر و آشتی به سر می برند که تاثیر منفی روی کودکان می گذارد.

2 - گاهی کودک به عنوان قاضی در نظر گرفته می شود و گاهی قربانی یکی از طرفین می گردد.

3 - کودک علاوه بر اینکه نیازهای روانی و جسمانیش ارضاء نمی گردد ،‌ بتدریج الگوهای پرخاشگری را می آموزد . (‌ کودکانی که بدون مقدمه بچه های دیگر را می زند)

4 - میزان ارزش و احترامی که هر یک از افراد خانواده برای خود قائل هستند ‍ ، ناچیز است.

5 - چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگین ‍، گرفته ‍،‌ افسرده و بی احساس به نظر می آیند.

6 - گوش افراد خانواده برای شنیدن خواسته های یکدیگر سنگین است و صدای آنان یا بلند و خشن و گوشخراش است و یا به اندازه ای آرام و نجوا مانند است که به سختی قابل شنیدن می باشد.

7 - نشانه دوستی و صمیمت در بین افراد خانواده کم است و در مواردی حتی از وجود یکدیگر نیز بی اطلاع هستند.

8 - شوخی های افراد خانواده با یکدیگر در بیشتر اوقات گزنده ‍،‌ بیرحمانه و مبتنی بر قساوت قلب است.

9 - بزرگترهای خانواده تا آن میزان سرگرم امر و نهی کردن و دستور دادن به کوچکتر ها هستند که برای مثال پدرو مادر هرگز نمی فهمند فرزندان آنان دارای چه ویژگیهای شخصیتی هستند .

10 - فرزندان خانواده کمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ ‍ ،‌ فهمیده ،‌ باشعور ،‌ اصیل و دوست داشتنی ،‌ بهره مند می شوند.

11 - پدر و مادر برای احترازو دوری از یکدیگر ، آن چنان خود را مشغول کارهای خارج از محیط خانواده می کنند که گویی تنها وظیفه آنان کار کردن و تامین مایحتاج زندگی است.

12 - افراد خانواده ، احساس تنهایی و بی یاور بودن می کنند و به این باور می رسند که بیچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعی درماندگی آموخته شده را تجربه می کنند.

13 - افراد خانواده غالبا تکانشی عمل می کنند ‍ ،‌ عصبی هستند ، احساس گناه و تقصیر می کنند یا بر عکس ‍ ،‌ احساس می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و برای جبران این احساس گاه با یکدیگر رفتاری بسیار خشونت آمیز و غیر انسانی نشان می دهند.

14 - افراد خانواده برای کنترل امورغیر ممکن ،‌ تلاش فراوان می کنند و هرگز متوجه نمی شوند که انجام بعضی از خواسته های آنان به وسیله طرف مقابل ‍، غیر ممکن است.

15 - افراد خانواده گاه گرفتار مشکل کمال طلبی می شوند و در این راه ،‌ هم خود متحمل فشارهای روانی زیاد می شوند و هم بر افراد دیگر خانواده فشارهای فزاینده ای را می آورند.

16 - افراد خانواده حالت اصطلاحا نهایت نگری دارند. و در نظر آنان همه پدیده های عالم در دو حد یک طیف هستند و هر پدیده ‍ ، شی ، صفت ،‌ مفهوم یا سفید است یا سیاه - یا خوب است یا بد - یا زیان آور است یا سودمند - یا دوست داشتنی است یا غیر دوست داشتنی - لذا هیچ حد واسطی را در نظر نمی گیرند.

17 - وابستگی افراد خانواده با یکدیگر نا سالم است و در این موارد یا نسبت به احساسات ، خواسته ها و نیازهای خود بی توجه هستند یا خود را مرکز و محور عالم به حساب می آورند و خود خواهی آنان در همه رفتارهایشان تجلی پیدا می کند.

18 - افراد خانواده نسبت به هر موضوع یا پدیده ای تعصب بی مورد و شدید نشان می دهند و این ویژگی باعث می شود از استدلال ، منطق ، و عقل سلیم فاصله بسیار داشته باشند.

19 - افراد خانواده و خاصه فرزندان این خانواده ها با یکدیگر به رقابت ناسالم می پردازند و موفقیت یکی از آنان در زمینه خاصی ( مثل موفقیت شغلی ‍ ، خرید یک ماشین ، خرید یک لباس و ... ) موجب رنجش ، نگرانی ،‌ اضطراب و حسادت شدید فرد یا افراد دیگر خانواده می شود.

20 - افراد خانواده مسائل و مشکلات خود را انکار می کنند و به همین دلیل نیز مشکلات آنان هرگز حل نمی شود و این مشکلات در همه ابعاد رفتاری آنان تجلی پیدا می کند.

21 - افراد خانواده در مورد خود و دیگران به داوریها و قضاوت های نادرست می پردازند و یکی از اعتیاد های مضر و در عین حال لذت بخش آنان ‍ ، غیبت و بدگوئی از دیگران است.

22 - دروغگویی در بین اعضای خانواده شایع است و هر یک از افراد خانواده یاد گرفته اند که برای اجتناب از درگیری و مشاجره های پایان ناپذیر بعدی ، به افراد دیگر دروغ بگویند.

23 - به سادگی افراد خانواده به یکدیگر فحش می دهند ،‌ همچنین خشونت های جسمی نیز رایج است. و نگرش هر یک از افراد خانواده بر این استوار است که طرف مقابل آنان فردی خود رای ،‌ نفهم ، خود خواه و ... است و بهترین راه برای به زانو در آوردن او کتک زدن و تحقیر اوست.

24 - نگرشهای افراد خانواده در زمینه های مختلف ، تحریف شده است و باورداشتهایی نظیر - به زن نمی توان اعتماد کرد - همه آدمها بد هستند - هر فرد باید فقط به فکر خودش باشد و ... به سادگی تبلیغ می شود.

25 - فرزندان خانواده میل شدیدی را برای مورد تایید قرار گرفتن به وسیله اولیای خود نشان می دهند و با از دست دادن هویت خود و نیز بر خلاف میل و خواسته خویش ‍، به خواسته های هر چند نادرست پدر و مادر یا بزرگترها تن در می دهند.

26 - احساس عدم رضایت از خود یا حالت از خود راضی بودن افراطی در بین افراد خانواده شایع است و آثار این نوع احساس در همه ابعاد رفتاری آنان مشاهده می شود.

27 - احساس تنهایی و بی یار و یاور بودن در بین اعضای خانواده شایع است و در این راه به بن بست روانی یا غم و اندوه و مزمن و افسردگی می رسند.

۲۸ - افراد خانواده از اضطراب دائمی و احساس سردرگمی در رنج هستند و به همین دلیل ، اختلالات شناختی ، هیجانی و نیز اختلالات رفتاری در بین این خانواده ها شایع است.

    4 - خانواده سالم ( خانواده دمکرات)

 1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعی اصالت توام است.

2 - افراد خانواده به طور آشکار رنج و ناراحتی و نیز احساس همدری خود را نسبت به افراد دیگر خانواده بیان می کنند.

3 - افراد خانواده از ریسک (‌خطر کردن )‌ معقول و سنجیده نمی هراسند و می دانند که ممکن است با خطر کردن اشتباهاتی نیز داشته باشند ‍ ، ولی اشتباهات شخصی هم می تواند خود مقدمه ای برای شناخت اشکالات شخصی و بنابراین زمینه ای جهت رشد و کسب تجربه بیشتر باشد.

4 - افراد خانواده برای یکدیگر ارزش و احترام قایل اند و یکدیگر را دوست دارند و از این احساس خود شادمان هستند.

5 - روابط افراد خانواده با یکدیگر هماهنگ و روان است و با آهنگی پرمایه و روشن با یکدیگر سخن می گویند.

6 - زمانی که در خانواده سکوت برقرار است ‍، سکوتی است آرامبخش و نه سکوت مبتنی بر ترس یا احتیاط.

7 -  وقتی  در خانواده سرو صدا هست ‍، صدای فعالیتی پر معنی است و نه غرشی رعد آسا و برای خفه کردن صدای دیگران.

8 - هریک از اعضاء خانواده می دانند حق آن را خواهند داشت که حرف خود را به گوش دیگران برسانند و در این زمینه نیازی به سکوت و تحمل فشار حاصل از آن نمی باشد.

9 - اگر یکی از اعضای خانواده هنوز فرصتی برای صحبت کردن پیدا نکرده است ‍، به دلیل تنگی وقت بوده است و نه کمی محبت ‍ ،‌ کم توجهی یا بی ملاحظه بودن اعضای دیگر خانواده .

10 - اعضای خانواده به راحتی یکدیگر را نوازش می کنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امری است عادی و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگی.

11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت می کنند ، با علاقه به سخنان یکدیگر گوش می دهند ، با یکدیگر رو راست و صادق هستند و به راحتی علاقه خود را به یکدیگر نشان می دهند.

12 - افراد خانواده به راحتی و آزادنه با یکدیگر درد دل می کنند و این حق را دارند که درباره هر موضوعی (‌ مثل ناکامیها ، ترسها ، صدمه هایی که دیده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از دیگری ، خوشیها یا کامیابیها )‌ ،‌ با یکدیگر سخن بگویند.

13 - افراد خانواده برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند و در این راه اگر مشکلی با مزاحم اجرای برنامه های از قبل تعیین شده آنان شود ،‌ به سادگی خود را با آن تطبیق می دهند و در نتیجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس یا واهمه ،‌ بیشتر مشکلات زندگی خود را حل و فصل کنند.

14 - در خانواده ،‌ زندگی آدمی و احساسات بشری، بیش از هر عامل دیگری مورد توجه و احترام است.

15 - در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدیر یا رهبر خانواده می دانند و نه رئیس یا ارباب خانواده و نیز می دانند که در موقعیت های مختلف چگونه به فرزندان خود بیاموزند تا به مرحله یک انسان واقعی بودن نزدیک شوند.

16 - اعضای خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هیجانها و ... ) به همان سهولتی با یکدیگر سخن می گویند که در مورد اعمال ، کردار و گفتار صحیح خود اظهار نظر می کنند.

17 - رفتار اولیای خانواده با آنچه به فرزندان خود می گویند - یا توصیه می کنند - مطابقت کامل دارد و در این راه از خود صداقت بسیار نشان می دهند.

18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدیر یا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن می باشند تا از هر فرصت مناسب برای سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده کنند.

19 - اگر یکی از افراد خانواده مرتکب اشتباهی شد و نادانسته خسارتی ایجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در کنار او قرار می گیرند تا از او حمایت کنند . این رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بی دقت ،‌ بر احساس ترس یا گناه خود فایق آید و از فرصت آموزشی که پدر و مادر برای او فراهم کرده اند ،‌ بیشترین بهره را بگیرد.

20 - اولیاء خانواده می دانند که فرزندانشان عمدا بدی نمی کنند. به همین دلیل ،  اگر متوجه شوند که فرزند آنان در زمینه ای خرابکاری کرده است به این نتیجه می رسند که یا سوء تفاهمی در کار بوده است و یا احساس ارزش فردی و احترام به خویشتن ،‌ در فرزند آنان کاهش پیدا کرده است و باید برای این مشکل راه حلی را پیدا کرد.

21 - اولیا خانواده می دانند هنگامی فرزند آنان برای یادگیری آمادگی بیشتری خواهد داشت که خود را با ارزش بداند و احساس کند که دیگران نیز برای او ارزش قایل هستند.

22 -  اولیاء‌ خانواده می دانند که هر چند با شرمنده ساختن کودک و تنبیه بدنی فرزندان می توان رفتار آنان را تغییر  داد ،‌ اما این آگاهی را نیز دارند که آثار این تنبیه ها بر ذهن آنان باقی می ماند و به سادگی و به سرعت قابل ترمیم نمی باشد.

23 - وقتی یکی از فرزندان خانواده عملی را انجام می دهد که برای تصحیح عمل یا کار او الزامی به نظر می آید ،  پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس کردن - فهمیدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز می کنند.

24 - پدر و مادر خانواده می دانند که در زندگی هر شخص مشکلاتی پیش خواهد آمد و اجتناب از همه مشکلات زندگی امکان ناپذیر می باشد . بنابراین گوش به زنگ آن هستند که برای هر مشکل تازه ،‌ راه حلی پیدا کنند و به فرزندان خود نیز می آموزند تا چگونه در حل مشکلات از خلاقیت و نو آوری بهره بگیرند.

25 - اولیای خانواده می دانند که تغییر و تحول از ویژگیهای زندگی است ، بنابراین ، می پذیرند که فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طی می کنند و هیچگاه نباید سد راه رشد و تغییر فرزندان خود شوند.

 خلاصه :

گفته می شود که از هر صد خانواده تنها در صد اندکی ( سه یا چهار خانواده ) می دانند که چه باید کرد و به مرحله سلامت و بالندگی قابل توجه رسیده اند. محصول خانواده های پریشان یا آشفته فرزندان بیمار ،‌ نومید ، افسرده ، بزهکار و ضد اجتماعی ،‌ معتاد و .... است و اکثریت افراد مبتلا به بیماری های روانی و اختلالات رفتاری ،‌ الکلیک ، معتاد ‍ ‍، فقیر ،‌ از خود بیگانه ،‌ جانی و ... در خانواده های پریشان رشد پیدا کرده اند.

می توان ویژگیهای مهم خانواده های پریشان و خانواده سالم را چنین خلاصه کرد.

 خانواده آشفته :

1 - در  خانواده ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قائل است در حد پائین می باشد.

2 - ارتباطها غیر مستقیم ، مبهم و کاملا نادرست است.

3 - قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشک ، نامردمی ، ناسازگار و همیشگی است.

4 - پیوند و رابطه با جامعه بسته ، مایوس کننده و یاس آور است و براساس ترس انجام می گیرد.

 خانواده سالم یا بالنده

1 - سطح ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قایل است ، در حد معقول و منطقی می باشد.

2 - ارتباطها مستقیم ،‌ واضح ، صریح و مبتنی بر درستکاری است.

3 - قواعد قابل انعطاف ، انسانی ، منطقی دستخوش تغییر است.

4 - پیوند با جامعه باز ، سالم و امید بخش می باشد.

 امیدوارم خانواده سالمی  داشته باشید . 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:33  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

مهارت مدیریت هیجانات

عصبانی شدن آسان است - همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب ، به دلیل مناسب و به روش مناسب – آسان نیست!

                                ارسطو

برای هر انسانی در طول زندگی روزمرة خود اتفاقاتی رخ می‌دهد، اخباری را می‌شنود، افکاری را از سر می‌گذراند و اعمالی انجام می‌دهد که همگی می‌توانند در او احساسات یا هیجاناتی را بوجود بیآورد. این احساسات درباره دنیای بیرون و حتی طرز فکر خودمان اطلاعاتی را مهیا می‌سازد که به نوبه خود در شکل دادن به رفتارهای بعدی ما مؤثر می‌باشد. وقتی خوشحال هستیم یعنی احتمالاً اتفاقات خوبی را پشت سر گذاشته‌ایم، و هنگامی که غمگین هستیم یعنی احتمالاً اتفاقات ناگواری پیش آمده است.

هیجانات و احساسات تجاربی درونی هستند که در مقابل رخدادهای بیرونی یا درونی در خود حس می‌کنیم، مثل احساس خشم، غم، شادی، نگرانی، ترس و غیره. تجربه احساسات گوناگون در افراد مختلف از نظر شدت و تأثیر آن در رفتار بعدی، بسیار متنوع و متفاوت است.

مهارت مدیریت هیجانات فرد را قادر می‌سازد تا هیجان‌ها را در خود و دیگران تشخیص داده ، نحوه‌ی تأثیر آنها را بر رفتار بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجانهای مختلف نشان دهد. امروزه کسانی که قادر هستند از هیجانات به نفع خود و روابطشان استفاده کنند را دارای کیفیتی می‌دانند که به آن هوش هیجانی می‌گویند.

از ویژگیهای پاسخهای هیجانی این است که نسبت به پاسخهای عقلی و خردگرا سریعتر عمل می‌نماید. این شیوه، دقت را فدای سرعت می‌کند و در مواقع اضطراری کاربردی حیاتی دارد. و نوع دیگری از واکنشهای هیجانی وجود دارد که کندتر عمل می‌کند و قبل از اینکه به بروز احساسات منجر گردد در افکار ما تجلی یافته و با تفسیر از موقعیت بوجود آمده به تحریک هیجانات منجر می‌شود. مثلاً وقتی فکر می‌کنم سلام نکردن یکی از دانش‌آموزان به معنی توهین و گستاخی به من است، احتمالاً هیجان خشم را تجربه خواهم کرد، درصورتی که فکر کنم رفتار سلام نکردنِ او نشانه این است که احتمالاً او امروز مشکلی دارد و حالش خوب نیست، امکان دارد دیگر خشمگین نشویم و هیجانی شبیه به دلسوزی را تجربه کنیم.

 هیجان چیست؟

همانطور که در سخنان ارسطو در ابتدای این سخن مشاهده می کنید ، عصبانیت یک هیجان و یا احساس است، و فردی که توانا در مدیریت هیجانات باشد می‌داند این عصبانیت را چه وقت، کجا، با چه کسی و چگونه ابراز کند تا به جای اینکه برایش دردسر تولید کند ، راه گشا باشد.

اینجا لازم است درباره خودِ کلمه هیجان بیشتر بدانیم: هیجان کلمه‌ای است که در فارسی بیشتر برای احساسات و حالات پر شور و پر انرژی از آن استفاده می کنیم ، ولی در روانشناسی برای بیان تمام حالات احساسی و روانی مثبت و منفی و علایم جسمانی و روانی همراه آن به کار می رود. از نظر ویلیام جیمز، هیجان، تغییرات جسمی و روانی است که مستقیماً به دنبال ادراک یک واقعیت تحریک کننده حاصل می‌شود. هیجانات، مثل خشم، ترس، عشق و محبت، تنفر، امید، ناامیدی، نگرانی، احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادی، تعجب، شرم، پشیمانی، دلسوزی و ...

کارکردهای هیجانات

به زندگی رنگ و بو و روح می‌بخشد، می‌تواند وسیله همبستگی افراد شود، پایه و اساس هنر است، می‌تواند نیروی اضافی تولید کرده یا موجب اتلاف نیرو گردد،‌می‌تواند به اعمال یاری رسان یا آسیب‌زننده منجر گردد، و اگر به درستی مدیریت نشود می‌تواند عقل و منطق را تحتالشعاع قرار دهد.

اهمیت مدیریت هیجانی در چیست؟

دانشمندان زیادی عقیده دارند که می‌توان مهارت مدیریت هیجانات یا هوش هیجانی را در کودکان و حتی بزرگسالان پرورش و افزایش داد. اما چرا پرورش و رشد آن مهم است؟ به چند دلیل:

1- بمنظور برخورد با موقعیتهای تهدید کننده و خطرناک: کودک 3 ساله ای را درنظر بگیرید که در معرض خطر دزیده شدن توسط یک سارق کودک است. بچه ها معمولا به طور غریزی و از راه هیجانات خود متوجه خطرناک بودن موقعیت می شوند. اگر سارق به زور متوسل گردد ، او شروع به داد و فریاد و دست و پا زدن می کند ( کاری که شاید در موقعیتهای دیگر برای شما خوشایند نباشد) که باعث می شود احتمال نجات خود را افزایش دهد.

2- به منظور خشنودی و شادی: اگر هدف فرزندپروری، ارتقاء سطح سلامتی کودکان باشد، بنابراین باید برای افزایش یکی از عوامل مهم در سلامتی آنان ، یعنی شادی و خوشحالی در فرزندان تلاش کنیم. مطالعات نشان داده کودکان شاد و سالم در جامعه متمدن ،‌انسانهایی مسئولیت پذیر  و شهروندانی خوب خواهند بود. هر چه مدیریت هیجانی بالاتر باشد، هیجانات و احساسات به ما کمک می‌کند تا اطلاعات مربوط به پایه و اساس سلامتی ، یعنی شادی را جمع آوری کرده ، اولویت بندی و پردازش کنیم تا به نحو احسن از آن استفاده کنیم.

3- برای کمک به دیگران: می‌تواند به ما کمک کند تا با شناخت هیجانات خود و دیگران نیازهای دیگران را درک کرده و حداقل با همدلی به آنان یاری برسانیم. با این مهارت افراد می‌آموزند که احساسات و هیجانات، نیازها و تمایلات همه انسانها به یکدیگر شبیه نیست. رسیدن به چنین درکی به افزایش شفقت و احترام به احساسات و تفاوتهای فردی دیگران منجر می‌گردد که این خود اساس همدلی (یکی از انواع مهارتهای زندگی) می‌باشد.

4- به منظور ایجاد حس مسئولیت پذیری: این مهارت به ما کمک می‌کند تا از دو طریق مسئولیت‌پذیری بیشتر داشته باشیم. ابتدا با آموزش مبتنی بر اینکه مسئولیت احساسات و هیجانات خود را بپذیرم، به جای اینکه بر این باور باشیم که دیگران احساسات ما را همچون عروسکی تحت کنترل دارند. مثال: به جای اینکه بگوییم ” او باعث عصبانیت من شد“ ، بگوییم:” من عصبانی شدم“.

چگونه مهارت مدیریت هیجانات را افزایش دهیم؟

-        قبل از هر چیز افراد باید درباره احساسات و هیجانات خود اطلاعات عینی‌تری پیدا کنند. توصیه می شود در جلسات گروهی درباره انواع هیجانات مثل شادی و غم، عشق و تنفر، ترس و شجاعت و ... صحبتهای سازنده و اکتشافی داشته باشیم.

-        هیجانهای خود را بپذیریم و آنها را همانند مهمان خود بدانیم، ولی به آنها گوشتزد کنیم که ما میزبان آنها هستیم و اجازه ندارند هرکاری دوست دارند انجام دهند.

-        رفتارهای هیجانی مطلوب را در خود تقویت کنیم، مثل همدلی، مثبت‌نگری و کنترل تنش. 

-        برای بچه های خیلی کوچک کمک کنیم تا لغات و عباراتی که در برگیرنده هیجانات و احساسات می باشد را بیاموزند. والدین هم بهتر است احساسات خود را بیان کنند، این کار باعث می‌شود بچه‌ها نیز هیجانات خود را بشناسند، مثال:

احساس بی‌قراری می‌کنم“ ، ” احساس ناامیدی می‌کنم“ ،”  احساس شادی می‌کنم“.

-        احساسات آنان را نام گذاری کنیم: ” به نظر می رسد ناامید شده‌ای! “

-        احساسات و هیجانات دیگران را نام گذاری کنیم( در خیابان ، تلوزیون و کتابهای داستان): ” مثل اینکه آن خانم در فیلم احساس حسادت می‌کند“.

-        از بچه ها بخواهیم احساسات خود را نقاشی کنند: ” می‌تونی خشم خودت را نقاشی کنی؟“ یا  ” وقتی خیلی می ترسی قیافه‌ات چه شکلی میشه؟ آن را برایم نقاشی کن!“

-        محیط و فضایی سرشار از احساس امنیت خاطر و حمایت فراهم سازیم: برای احساسات ارزش قایل شده و آنها را مورد شناسایی قرار دهیم. درباره احساسات به راحتی صحبت کنیم. صداقت هیجانی را از طریق عشق بدون قید و شرط تشویق کنیم.

-        وقتی بچه ها بزرگتر می‌شوند برایشان توضیح دهیم که مثلاً چرا خشم معمولاً یک احساس ثانویه است( قبل از خشم یک احساس دیگر وجود دارد: وقتی با کارنامه خراب فرزندمان روبرو می‌شویم ، اول احساس ناامیدی می‌کنیم ، سپس عصبانی می‌شویم، یا وقتی یک ماشین با سرعت جلوی اتومبیل ما می‌پیچد، اول می‌ترسیم بعد عصبانی می‌شویم و به او ناسزا می‌گوییم).

-         توضیح دهیم که هیجانات منفی ما از جمع شدن نیازهای هیجانی برآورده نشده بوجود می‌آید.  همچنین درباره جنبه‌های مثبت هیجانات ظاهراٌ منفی مثل خشم ، گفتگو کنیم.

-        بجای نام‌گذاری بر روی افراد با صفات گوناگون ( دست و پا چلفتی، دیوانه، ترسو...)  احساسات آنان را نام‌گذاری کنیم (الآن احساس خجالت می‌کنی، مثل اینکه خشمگین هستی، به نظر میرسه کمی احساس ترس می‌کنی...)

-        برای شناخت بهتر دیگران، دستور دان، تنبیه، قضاوت، سخنرانی، نصیحت و تهدید کارساز نیست، بلکه گوش دادن به آنان و دقیق شدن به زبان بدن (حالات و حرکات اعضای بدن و صورت) می تواند در این راه مؤثر باشد.

-        بزرگترها خود مهمترین الگوی رفتاری و هیجانی فرزندان هستند، اگر تصور می‌کنیم از نظر احساسی و هیجانی احتیاج به کمک و تقویت بیشتر داریم ، حتما از دوستان با تجربه و یا روانشناس و مشاور بهره بگیرم.

-        آموزش و نشان دادن تأثیر افکار بر احساسات و هیجانات که از مهارتهای خودشناسی می‌باشد، نیز بسیار مؤثر است.

-        آموزش روشهای آرمیدگی عضلانی و یا روش تمرکز بر تنفس، در مدیریت هیجانات پرانرژی مثل خشم و تنفر اثربخش می‌باشد.

به یاد داشته باشیم که بزه و جرم و جنایت از احساس ضعف ،احساس ناکامی، احساس تحت کنترل بودن و احساس مغبون شدن بوجود می آید. اسلحه و چاقو ، آتش و سنگ و یا مواد مخدر،  جانشین احساس محترم بودن می‌گردد. کسانی که مورد احترام قرار می‌گیرند نیازی به اسلحه و چاقو برای قدرتمند شدن و یا سیگار برای احساس بزرگی و قدرت ندارند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:32  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

موانع خلاقيت در محيط مدرسه

- تاكيد  زياد بر   نمره ي  دانش آموز  به عنوان  ملاك  خوب  بودن

اين مسئله   يكي از  شايع ترين  موانع  رشد  خلاقيت  در  دانش  آموزان  به  شمار مي رود.  هنگامي  كه دانش  آموز احساس   كند ، تنها ، چيزي   اهميت  بيشتري   دارد  و در ارزيابي  ها ملاك  خوب  بودن  شمرده مي  شود ،  نمره  بالاست  و نه چيز  ديگر ، در نتيجه  كسب  نمره ي  بيشتر  به خودي  خود براي وي  حكم   مهم ترين   هدف  را  پيدا مي كند  و بنابراين  او تنها   در جهت   به دست آوردن  آن مي كوشد . در چنين جوي  تلاش  براي   خلاقيت  و نوآوري  براي  دانش  آموز  معنايي  نخواهد  داشت .

2- روش  هاي  تدريس  سنتي  و مبتني  بر معلم محوري

به كارگيري  افراطي روش هاي سنتي كه در آنها  غالبا  معلم نقش  محوري  را در كلاس  ايفاء مي كند  و بيش تر مبتني  بر  سخن راني  و استفاده از مهارت هاي  كلامي   است ، سبب مي  شود  دانش  آموز  در فرآيند  تدريس  و يادگيري  و ايفاي  يك  نقش  فعال  فرصت  مشاركت  كم تري  را پيدا كند.دانش  آموزي  كه  در اين  نوع  سيستم تحصيل  مي كند  مجالي  براي  بروز  استعداد هاي  خلاق  نمي  يابد  و  به تدريج  تحرك  و پويايي خود را از دست  مي  دهد.

 3- عدم  شناخت  معلم  نسبت  به خلاقيت

در بسياري  از موارد  آشنا نبودن  معلم  يا مربي  با شيوه هاي  پرورش  خلاقيت  دانش آموزان  خود به تنهايي  يك مانع  بزرگ  در اين زمينه محسوب  مي  شود .معلمي  كه شناخت  صحيحي از ماهيت  خلاقيت ،موانع  و روش  هاي  پرورش  نداشته  باشد، بديهي  است  نه تنها  نمي  تواند  اقدامي  براي   بروز  استعداد هاي  خلاق   دانش  آموزان   خود در كلاس   انجام دهد ، بلكه  ممكن است  ناآگاهانه  و به مرور  زمان   كلاس  درس   خود را  به محيطي  تبديل  كند  كه در آن  خلاقيت  دانش  آموز سركوب مي شود.

4-فقدان  حداقل  امكانات  لازم  براي  انجام   فعاليت هاي خلاق  دانش  آموزان

 هر چند  بسياري  از  فعاليت هاي  خلاق  نيازمند  هزينه ها  و امكانات خاصي  نيست  و  اغلب  آن ها  با اندكي   تغيير  در روش  هاي   تدريس   و استفاده  بهينه  امكانات   و  فضاي  آموزشي  موجود  در  مدارس  قابل اجراست ، اما  گاهي  فقدان  اين حداقل  امكانات   لازم  سبب  مي شود كه انجام برنامه هاي  پرورش  خلاقيت در كلاس  و مدرسه  با مانع  يا  شكست  روبه  رو  شود .اين كمبودها  در بسياري   از موارد  تاثيري  مخرب  بر علاقه  و انگيزه ي  دانش  آموزان  براي شركت  در اين برنامه  ها مي  گذارد.

5- اهداف  و محتواي  كتاب هاي  درسي

 موضوع   اهداف  و محتواي  درسي  مبحثي  بسيار  گسترده  است  و از جوانب  مختلف  قابل  بررسي  مي باشد ، اما در   اين جا  تا اين حد  بدان اشاره  مي شود  كه چنان  چه  در يك  نظام  آموزشي  كتاب  درسي  به عنوان  مهم ترين  و تنها  منبع  تدريس  و آموزش مورد استفاده   قرار گيرد  و در عين حال  در ميان  اهداف  و محتواي آن چيزي  به عنوان  پرورش  خلاقيت  منظور  نشده باشد،مسلما دانش آموز آزادي عمل و توانايي  لازم را نخواهد داشت  كه پا را  از چهارچوب كتاب درسي  خود  فراتر  بگذارد و در نتيجه  او مي  آموزد  تا صرفا  در محدوده  كتاب  درسي  خود بينديشد و نه بيش تر.  

6-عدم  توجه  به تفاوت هاي  فردي  دانش آموزان

در نظر  نگرفتن اين واقعيت  كه هر دانش آموز  در عين  اشتراكاتي  كه با ساير  دانش  آموزان ديگر دارد ،يك انسان  منحصر به فرد  است  و داراي  استعداد ها ،علايق  و كشش هاي  ويژه ي خود  نيز  مي باشد، سبب مي   گردد  معلم  ديد  و نگرشي  يكسان   نسبت  به همه ي دانش آموزان   داشته باشد ، اين نوع  نگرش  در حوزه ي پرورش  خلاقيت  يك مانع  اساسي  محسوب  مي  شود  و به ويژه  سرخوردگي  دانش آموزان  خلاق  را به دنبال  خواهد داشت .

7-عدم  پذيرش   ايده هاي  جديد

عادت  به تفكرات كليشه اي ،راه حل هاي  معمولي  و تجربيات  تكراري  مي تواند  سبب  پديد آمدن  نوعي  ديد  انتقادي  در معلم  و دانش آموزان  در كلاس  هاي  درس  شود  كه مي  توان  آن را  روحيه ي عدم  پذيرش  ايده هاي  جديد  ناميد .

براي  دانش آموزي كه  از  تفكري   خلاقي  برخوردار  است  و ميل  به خلق  ايده هاي نو  و غير معمول  دارد، بسيار  مايوس  كننده  خواهد بود  كه  ايده ها و افكارش   به خاطر  غير معمولي  بودن  مورد  بي  توجهي  معلم  يا دانش  آموزان   قرار گيرد.

اين دانش آموزان به تدريج  تحت تاثير   نظر جمع ،ممكن است  نوگرايي  و اين  نوع  تفكر  خود را دال  بر  وجود  ضعف  يا  مشكلي  در خود  تلقي  كند .احساس  غير  عادي   بودن  در بسياري  از  دانش  آموزان  خلاق  ناشي  از وجود  يك  چنين  جوي  در كلاس   است كه  در نهايت  به خود  سانسوري  منتهي  مي شود.

8- ارائه ي  تكاليف  درسي  زياد  به دانش آموزان

معمولا  انجام  تكاليف درسي  بخش  عمده اي   از وقت  دانش  آموزان  را به خود  اختصاص  مي  دهد.در مواردي  كه به دانش  آموز  تكاليف  زيادي  داده  مي شود  و او ناچار  مي  شود  همه ي توان و انرژي  فكري  خود  را براي  انجام  آن  تكاليف  صرف  كند ، در  نتيجه  ديگر فرصت  و هم چنين  توانايي  چنداني  براي   پرداختن  به فعاليت  هاي  ديگر  نخواهد داشت . به علاوه  از آنجا  كه  غالبا  انجام  زياده از حد   تكاليف  درسي  براي  دانش  آموزان  چندان  خوشايند   نيست ،اين موضوع  مي تواند  سبب  بي  علاقگي  و بي  ميلي  آن ها  نسبت  به فعاليت  هاي  ديگر  از جمله  فعاليت هاي  خلاقانه  كه غالبا  نيازمند  آرامش  فكري  و رواني  است ،گردد.

9-  استهزاء و تمسخر  به  خاطر  ايده  يا نظر اشتباه

در كلاس  هاي  درس   زياد اتفاق  مي افتد  كه دانش  آموزي  به دليل  مطرح كردن  يك  نظر اشتباه  يا ايده اي  نادرست  يا عجيب  و غريب  از  طرف  معلم  يا  دانش  آموزان  هم كلاسي  خود  مورد  تمسخر  و استهزاء  قرار گيرد. براي  دانش  آموزي  كه گرايش  هاي  خلاقانه دارد، اين نوع  برخورد  ديگران  حكم  توبيخ  و تنبيه  را دارد.در نتيجه  احتمال  دارد  اين دانش  آموز  به تدريج  بياموزد  كه ايده هاي  خود را  از  ترس  اين كه  ممكن است  اشتباه  باشد  و مورد استهزاي  سايرين  قرار گيرد ،اساسا به  زبان  نياورد  و آن  را در  درون خود  سركوب  كند

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:31  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

موانع خلاقيت در محيط مدرسه

- تاكيد  زياد بر   نمره ي  دانش آموز  به عنوان  ملاك  خوب  بودن

اين مسئله   يكي از  شايع ترين  موانع  رشد  خلاقيت  در  دانش  آموزان  به  شمار مي رود.  هنگامي  كه دانش  آموز احساس   كند ، تنها ، چيزي   اهميت  بيشتري   دارد  و در ارزيابي  ها ملاك  خوب  بودن  شمرده مي  شود ،  نمره  بالاست  و نه چيز  ديگر ، در نتيجه  كسب  نمره ي  بيشتر  به خودي  خود براي وي  حكم   مهم ترين   هدف  را  پيدا مي كند  و بنابراين  او تنها   در جهت   به دست آوردن  آن مي كوشد . در چنين جوي  تلاش  براي   خلاقيت  و نوآوري  براي  دانش  آموز  معنايي  نخواهد  داشت .

2- روش  هاي  تدريس  سنتي  و مبتني  بر معلم محوري

به كارگيري  افراطي روش هاي سنتي كه در آنها  غالبا  معلم نقش  محوري  را در كلاس  ايفاء مي كند  و بيش تر مبتني  بر  سخن راني  و استفاده از مهارت هاي  كلامي   است ، سبب مي  شود  دانش  آموز  در فرآيند  تدريس  و يادگيري  و ايفاي  يك  نقش  فعال  فرصت  مشاركت  كم تري  را پيدا كند.دانش  آموزي  كه  در اين  نوع  سيستم تحصيل  مي كند  مجالي  براي  بروز  استعداد هاي  خلاق  نمي  يابد  و  به تدريج  تحرك  و پويايي خود را از دست  مي  دهد.

 3- عدم  شناخت  معلم  نسبت  به خلاقيت

در بسياري  از موارد  آشنا نبودن  معلم  يا مربي  با شيوه هاي  پرورش  خلاقيت  دانش آموزان  خود به تنهايي  يك مانع  بزرگ  در اين زمينه محسوب  مي  شود .معلمي  كه شناخت  صحيحي از ماهيت  خلاقيت ،موانع  و روش  هاي  پرورش  نداشته  باشد، بديهي  است  نه تنها  نمي  تواند  اقدامي  براي   بروز  استعداد هاي  خلاق   دانش  آموزان   خود در كلاس   انجام دهد ، بلكه  ممكن است  ناآگاهانه  و به مرور  زمان   كلاس  درس   خود را  به محيطي  تبديل  كند  كه در آن  خلاقيت  دانش  آموز سركوب مي شود.

4-فقدان  حداقل  امكانات  لازم  براي  انجام   فعاليت هاي خلاق  دانش  آموزان

 هر چند  بسياري  از  فعاليت هاي  خلاق  نيازمند  هزينه ها  و امكانات خاصي  نيست  و  اغلب  آن ها  با اندكي   تغيير  در روش  هاي   تدريس   و استفاده  بهينه  امكانات   و  فضاي  آموزشي  موجود  در  مدارس  قابل اجراست ، اما  گاهي  فقدان  اين حداقل  امكانات   لازم  سبب  مي شود كه انجام برنامه هاي  پرورش  خلاقيت در كلاس  و مدرسه  با مانع  يا  شكست  روبه  رو  شود .اين كمبودها  در بسياري   از موارد  تاثيري  مخرب  بر علاقه  و انگيزه ي  دانش  آموزان  براي شركت  در اين برنامه  ها مي  گذارد.

5- اهداف  و محتواي  كتاب هاي  درسي

 موضوع   اهداف  و محتواي  درسي  مبحثي  بسيار  گسترده  است  و از جوانب  مختلف  قابل  بررسي  مي باشد ، اما در   اين جا  تا اين حد  بدان اشاره  مي شود  كه چنان  چه  در يك  نظام  آموزشي  كتاب  درسي  به عنوان  مهم ترين  و تنها  منبع  تدريس  و آموزش مورد استفاده   قرار گيرد  و در عين حال  در ميان  اهداف  و محتواي آن چيزي  به عنوان  پرورش  خلاقيت  منظور  نشده باشد،مسلما دانش آموز آزادي عمل و توانايي  لازم را نخواهد داشت  كه پا را  از چهارچوب كتاب درسي  خود  فراتر  بگذارد و در نتيجه  او مي  آموزد  تا صرفا  در محدوده  كتاب  درسي  خود بينديشد و نه بيش تر.  

6-عدم  توجه  به تفاوت هاي  فردي  دانش آموزان

در نظر  نگرفتن اين واقعيت  كه هر دانش آموز  در عين  اشتراكاتي  كه با ساير  دانش  آموزان ديگر دارد ،يك انسان  منحصر به فرد  است  و داراي  استعداد ها ،علايق  و كشش هاي  ويژه ي خود  نيز  مي باشد، سبب مي   گردد  معلم  ديد  و نگرشي  يكسان   نسبت  به همه ي دانش آموزان   داشته باشد ، اين نوع  نگرش  در حوزه ي پرورش  خلاقيت  يك مانع  اساسي  محسوب  مي  شود  و به ويژه  سرخوردگي  دانش آموزان  خلاق  را به دنبال  خواهد داشت .

7-عدم  پذيرش   ايده هاي  جديد

عادت  به تفكرات كليشه اي ،راه حل هاي  معمولي  و تجربيات  تكراري  مي تواند  سبب  پديد آمدن  نوعي  ديد  انتقادي  در معلم  و دانش آموزان  در كلاس  هاي  درس  شود  كه مي  توان  آن را  روحيه ي عدم  پذيرش  ايده هاي  جديد  ناميد .

براي  دانش آموزي كه  از  تفكري   خلاقي  برخوردار  است  و ميل  به خلق  ايده هاي نو  و غير معمول  دارد، بسيار  مايوس  كننده  خواهد بود  كه  ايده ها و افكارش   به خاطر  غير معمولي  بودن  مورد  بي  توجهي  معلم  يا دانش  آموزان   قرار گيرد.

اين دانش آموزان به تدريج  تحت تاثير   نظر جمع ،ممكن است  نوگرايي  و اين  نوع  تفكر  خود را دال  بر  وجود  ضعف  يا  مشكلي  در خود  تلقي  كند .احساس  غير  عادي   بودن  در بسياري  از  دانش  آموزان  خلاق  ناشي  از وجود  يك  چنين  جوي  در كلاس   است كه  در نهايت  به خود  سانسوري  منتهي  مي شود.

8- ارائه ي  تكاليف  درسي  زياد  به دانش آموزان

معمولا  انجام  تكاليف درسي  بخش  عمده اي   از وقت  دانش  آموزان  را به خود  اختصاص  مي  دهد.در مواردي  كه به دانش  آموز  تكاليف  زيادي  داده  مي شود  و او ناچار  مي  شود  همه ي توان و انرژي  فكري  خود  را براي  انجام  آن  تكاليف  صرف  كند ، در  نتيجه  ديگر فرصت  و هم چنين  توانايي  چنداني  براي   پرداختن  به فعاليت  هاي  ديگر  نخواهد داشت . به علاوه  از آنجا  كه  غالبا  انجام  زياده از حد   تكاليف  درسي  براي  دانش  آموزان  چندان  خوشايند   نيست ،اين موضوع  مي تواند  سبب  بي  علاقگي  و بي  ميلي  آن ها  نسبت  به فعاليت  هاي  ديگر  از جمله  فعاليت هاي  خلاقانه  كه غالبا  نيازمند  آرامش  فكري  و رواني  است ،گردد.

9-  استهزاء و تمسخر  به  خاطر  ايده  يا نظر اشتباه

در كلاس  هاي  درس   زياد اتفاق  مي افتد  كه دانش  آموزي  به دليل  مطرح كردن  يك  نظر اشتباه  يا ايده اي  نادرست  يا عجيب  و غريب  از  طرف  معلم  يا  دانش  آموزان  هم كلاسي  خود  مورد  تمسخر  و استهزاء  قرار گيرد. براي  دانش  آموزي  كه گرايش  هاي  خلاقانه دارد، اين نوع  برخورد  ديگران  حكم  توبيخ  و تنبيه  را دارد.در نتيجه  احتمال  دارد  اين دانش  آموز  به تدريج  بياموزد  كه ايده هاي  خود را  از  ترس  اين كه  ممكن است  اشتباه  باشد  و مورد استهزاي  سايرين  قرار گيرد ،اساسا به  زبان  نياورد  و آن  را در  درون خود  سركوب  كند

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:29  توسط مدیریت آموزشگاه (علی مصطفی زاده)  | 

مطالب قدیمی‌تر